پرینت

تأویل متن (2)، از بازسازی متن تا فهم نیّت مؤلّف - مجتبا گلستانی

نوشته شده توسط مجتبا گلستانی. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

تأویل متن (2)
از بازسازی متن تا فهم نیّت مؤلّف
فنّ تأویل قواعدش را فقط از درون ضابطه‌ای ایجابی می‌تواند بپرورد و آن این است: بازسازی تاریخی و حدسی و همچنین عینی و ذهنیِ گفته‌ای مفروض.
فریدریش اشلایرماخر
جوئل واینسهایمر در کتاب «هرمنوتیک فلسفی و نظریه‌ی ادبی» اهمیّت دیدگاه‌ها و همچنین جایگاه فریدریش اشلایرماخر را در پیش‌بُرد نظریه‌های هرمنوتیکی چنین وصف می‌کند: «اهمیّت برنامه‌ی اشلایرماخر تنها در توصیف آن از روش‌های خاصّ میان‌رشته‌ای نیست، هرچند که روش‌های او به‌شدّت تأثیرگذار بودند. شاید مهم‌تر از آن، این واقعیت باشد که هرمنوتیک اشلایرماخر، که برای شامل شدنِ تمامی حوزه‌های تأویل در نظر گرفته شده بود، سوای هر حوزه‌ی خاصی بنا نهاده شد. آن‌چه سبب‌ساز مساعی اشلایرماخر گردید موانع خاصّ فهم آثار اصیلِ به‌خصوصی نبود، بلکه این واقعیت بود که فهم، خودْ موضوعی مساله‌ساز شده بود و نیاز به مساعدت داشت.»
فریدریش اشلایرماخر در قرن نوزدهم می‌زیست، در اصل کشیش و عالِم الهیّات بود و مفسّر کتاب مقدّس و همچنین شارح متون افلاطون. او می‌خواست تا شیوه‌ی رایج تفسیر متون را کنار بگذارد، شیوه‌ای که بر حسب تفاسیر پیشین و علم لغت صورت می‌گرفت. او حتی نمی‌خواست قواعد تفسیر را از دل این شیوه کسب کند، بلکه در پی آن بود که قوانین خودِ فهم را به دست آورد. به دیگر سخن، او می‌خواست که با تأمّل در خودِ فهم، قوانینی را استخراج کند که بر هرگونه فهمی، به‌طور یکسان، صادق و منطبق باشد. بدین طریق بود که او «علم هرمنوتیک عام» را جست‌وجو می‌کرد؛ علمی که «اصول کامل فهم زبان» یا حتّی «اصول فهم کامل زبان» را در بر دارد. بنابراین از دیدگاه اشلایرماخر با چنین علمی که قوانین عامّ فهم را به ما ارزانی می‌دهد، هرگونه متنی (دینی یا حقوقی یا ادبی و...) را می‌توان خواند و فهمید و تفسیر کرد. اشلایرماخر می‌گفت «علم هرمنوتیک عام» هنوز وجود ندارد و تنها «کثرتی از هرمنوتیک‌های تخصّصی» در دسترس ما قرار دارد؛ او این هرمنوتیک‌های خاص را، هرمنوتیک‌های کلامی و حقوقی و لغوی می‌نامید. بنابراین اشلایرماخر می‌خواست از این هرمنوتیک‌های خاص یا تخصّصی گامی فراتر نهد و به هرمنوتیک عام دست یابد. اشلایرماخر در راه هرمنوتیک عام دو چیز را مدّ نظر داشت: نخست آن‌که کلّیّت فهم را دریابد و دیگر آن‌که جنبه‌ی شخصی و فردی فهم، یعنی جنبه‌ی خلّاقانه‌ی فهم را حفظ کند.
اشلایرماخر در تاکید بر بُعد خلّاق فهم که بر قدرت فهم فردی صحّه می‌گذاشت، تحت نفوذ جنبش رمانتیک آلمان در قرن نوزدهم بود، تا جایی که هرمنوتیک اشلایرماخر را «هرمنوتیک رمانتیک» نیز خوانده‌اند. از آن‌جا که وی زبان را واسطه‌ی هرگونه فهم می‌دانست پس وجه خلّاق و ابداعیِ زبان نیز اگرچه در فرد، اما، در قلمرو عامّ زبان رخ می‌دهد که ساحتی همگانی و عام محسوب می‌شود. بنابراین به باور اشلایرماخر، فهم همان صورت‌بندیِ دوباره و خلّاقانه‌ی متن است. به بیانی بسیار ساده می‌توان گفت همان‌طور که یک هرمنوتیک عام و یگانه وجود دارد پس فهم عام و یگانه نیز وجود خواهد داشت و چنین فهمی نیز دارای اصول و مبادیِ کشف‌شدنی خواهد بود. پس در هر متن، معنای عام و یگانه‌ای وجود دارد و آن معنای عام و یگانه نیز کشف‌شدنی است؛ اما آن‌گونه که واینسهایمر درباره‌ی صورت‌بندی یا بازسازی متن اشاره می‌کند، «کار بازسازی با این‌که به اعتقاد اشلایرماخر قاعده‌مند است، به هیچ وجه مکانیکی یا مطمئن از نتایج خود نیست.» بر مبنای روایت واینسهایمر از اشلایرماخر، «این کار در بر دارنده‌ی دو نوع بازسازی است. نخستین صورت بازسازی را به شکل‌های گوناگون، بازسازی دستوری، تاریخی یا تطبیقی نام نهاده‌اند... صورت دوم این‌که در نظر اشلایرماخر، بازآفرینی اثر پدیدآورنده یا مؤلّف مستلزم بازسازی پیش‌گویانه است.» در روش پیش‌گویانه هدف آن است که تأویل‌گر خود را در جای مؤلّف قرار دهد و او را بی‌واسطه بفهمد؛ بنابراین «درست است که معنای اثر به دلیل آن‌که قابل قرار گرفتن در بافت‌های نامحدودی است حدّ و مرزی ندارد، ولی معنا معیّن و مشخّص است، زیرا آفریده‌ی پدیدآورنده‌ای است خاص در موقعیتی خاص».
همان‌طور که گفته شد، دغدغه‌ی اشلایرماخر دوسویه داشت: وجه ابداعی زبان که به فرد وابسته است و وجه عامّ زبان که قلمروی عمومی است. از نظر اشلایرماخر، درست به همین منوال یعنی به‌خاطر وجه ابداعی و وجه عامّ زبان است که هر کلامی، هم با کلّیت زبان و هم با اندیشه‌ی گوینده نسبت پیدا می‌کند. به دیگر سخن، کلام هم در زبان و هم در اندیشه‌ی گوینده رخ می‌دهد. پس عمل فهم عبارت است از فهم ذهنیّت یا همان نیّت نویسنده. از این جهت، عمل تأویل متن نیز از دو جنبه برخوردار است: یکی، تأویل دستوری متن که مبتنی است بر قوانین عامّ زبان و دیگری، تأویل روان‌شناختی متن که به ذهن و روان مؤلّف و قریحه‌ی او التفات پیدا می‌کند. ریچارد پالمر در کتاب «علم هرمنوتیک» در توضیح دو اصطلاح اشلایرماخر، یعنی تأویل «نحوی» و تأویل «فنّی» (که بعدها از سوی اشلایرماخر، تأویل «روان‌شناختی» خوانده شد) می‌نویسد: «تأویل نحوی با نشان دادن جای آن گفته بر طبق قوانینی عینی و عام انجام می‌شود؛ و جنبه‌ی روان‌شناختی تأویل معطوف به آن چیزی است که شخصی و فردی است.» و سپس به گفته‌ی اشلایرماخر استناد می‌کند که: «به همان‌سان که هر کلامی نسبتی دو سویه دارد هم با کلّ زبان هم با مجموع تفکّر گوینده، به همان‌سان نیز در هر فهم دو سویه موجود است: فهم آن کلام از آن حیث که چیزی برآمده از زبان است و فهم آن کلام از آن حیث که امری "واقع" در تفکّر گوینده است.»
بدین‌سان بود که اشلایرماخر می‌خواست تا وجه عام زبان و وجه ابداعی آن، یعنی زندگی عمومی انسان و حیات فردی وی را در دنیای متن با هم سازگار کند. به نظر اشلایرماخر این هر دو جنبه‌ی تأویل، مدام در کنش متقابل هستند و این کنش متقابل بر مدار اصلی به نام «دور هرمنوتیکی» انجام می‌شود. صورت‌بندی ساده‌ی اصل «دور هرمنوتیکی» عبارت است از این‌که ما هر واژه را در متن با توجّه به کلّ عبارت می‌فهمیم و معنای هر عبارت را نیز با رجوع به هر یک از واژه‌های متن درمی‌یابیم. پس معنای یک واژه از افق متنی حاصل می‌شود که واژه بدان تعلّق دارد؛ و افق متن نیز از واژه‌ای که بدان معنا می‌بخشد، ساخته می‌شود. به‌تعبیر ریچارد پالمر، «دور هرمنوتیکی، از جهت تشبیه مکانی آن، متضمّن حیطه‌ای مشترک با فهم است. زیرا تفاهم نسبتی همسخنانه است و در همان ابتدا مسلّم گرفته می‌شود که گوینده و شنونده اشتراک معنا دارند. این نیز به نظر می‌آید که متضمّن تناقض دیگری است: آن‌چه فهمیده می‌شود باید از قبل معلوم باشد. اما همین‌طور نیست؟ آیا سخن گفتن از عشق برای کسی که عشق را نشناخته است یا سخن گفتن از عشق برای کسی که عشق را نشناخته است یا سخن گفتن از لذّات دانش آموختن برای کسی که آن را رد می‌کند بیهوده نیست؟ هرکس باید، تااندازه‌ای، با موضوع مورد بحث آشنا باشد... مثالی عادّی بزنیم، نامفهوم بودن ابتدایی در قرائت اثر مؤلّفی بزرگ، مثلاً، کی‌یرکگور و نیچه یا هایدگر: مساله‌ی مطرح در این‌جا مساله‌ی کسب درکی از جهت کلّی تفکّر مؤلّف است که بدون آن تک‌تک گفته‌ها و حتی تمامی آثار مؤلّف به‌طور بامعنایی سخن نمی‌گویند»؛ ازاین‌رو، مساله‌ی اشلایرماخر صرفاً جنبه‌ی دستوری یا زبانی تأویل نبود زیرا این جنبه به سبب عام بودنش بر همگان مشخّص و مبرهن است بلکه او بر آن بود تا به کشف نیّت نویسنده نایل شود زیرا اشلایرماخر به دنبال معنای متن، آن‌هم معنای نهایی متن، بود که به نظر او در ذهن نویسنده‌ی اثر خانه کرده است، بنابراین او تأویل روان‌شناختی را بیش از تأویل زبانی متن مفید می‌دانست. به باور او، فهم از بازسازی تجربه‌ی ذهنی مؤلّف متن حاصل می‌شود و این، همه‌ی خواسته‌ی علم هرمنوتیک است. یکی از پیش‌فرض‌های اصلی اشلایرماخر که او را به این‌جا می‌رساند که فهم، بازسازی تجربه‌ی ذهنی مؤلّف متن است، این است که اساساً فهم، فرآیندی شهودی است، بدین معنا که شخص در عملِ فهم به دنبال تجربه‌ای بی‌واسطه از موضوع می‌گردد و از نظر اشلایرماخر برای دستیابی به این شهود و تجربه‌ی بی‌واسطه «باید» و «می‌توان» تفکر شخصی دیگری را به‌عنوان یک تجربه بازسازی و بازاندیشی کرد: تأویل گفته‌های دیگری یعنی «از خود برون رفتن» و «در جای دیگری قرار گرفتن». بدین ترتیب می‌توان مراد متن را که همان نیّت مؤلّف محسوب می‌شود، دوباره تجربه کرد و فهمید. به گفته‌ی واینسهایمر، «فهم پدیدآورنده‌ای اصیل و خلّاق صرفاً متأثر از ویژگی‌های معمول و خاصّ [او] نیست؛ [بلکه] افزون بر این، مستلزم امر جزیی به‌منزله‌ی امر جزیی است و اشلایرماخر این فهم شهودی یا همدلانه را پیش‌گویی می‌نامد.» دیگر پیش‌فرض اشلایرماخر در این راه این است که نیّت نویسنده سراسر برآمده از زندگی شخصی اوست و هر لحظه‌ی اثر، تمامت زندگی او را در خود دارد؛ بدین ترتیب نیّت نویسنده، وابسته به لحظه‌ی آفرینش اثر نیست بلکه در زندگی فردی خالق اثر از پیش‌زمینه‌ی روان‌شناختی خاصّی برخوردار است. اشلایرماخر به وجود معنای نهایی در اثر اعتقاد تام داشت و از این جهت برای جنبه‌ی روان‌شناختی تأویل اهمیت فراوانی قایل بود، اما او هرگز به نقش خواننده‌ی متن در فرآیند تأویل نیندیشید؛ بدین معنا که او هرگز دغدغه‌ی این را نداشت که آیا، مثلاً، ذهن و روان خودِ خواننده در فهم متن تا چه اندازه اثرگذار است و این وظیفه‌ای بود که متفکران بعدی به دوش کشیدند.


این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی