پرینت

قمارِ آخِر 6 – چاه به چاه (رضا براهنی) - امین علی‌اکبری

نوشته شده توسط امین علی‌اکبری. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

قمارِ آخِر 6 – چاه به چاه (رضا براهنی)
"باران کلمات در سلول انفرادی"
امین علی‌اکبری

نگارش سه‌گانه‌ی "زندان"ِ رضا براهنی، در طول دو سال و در فاصله‌ی سالهای پنجاه‌و‌دو تا پنجاه‌و‌چهار صورت می‌گیرد. سه‌گانه‌ای که هر بخش‌اش روایت کوتاه و متفاوتی‌ست از سرنوشت افرادی که در حکومت پهلوی اسیر زندان و اتاق تمشیت و شکنجه و مرگ می‌شده‌اند. اولین کتابِ این سه‌گانه، و در واقع اولین اثر داستانی‌ای که در ایران از براهنی چاپ می‌شود، "چاه‌به‌چاه" است که اتفاقاً بهانه‌ی این ششمین (و شاید آخرین) قمار هم هست. "چاه‌به‌چاه" در سال پنجاه‌و‌دو نوشته شده، "بعد از عروسی چه گذشت" در مرداد و شهریور پنجاه‌و‌سه نگاشته می‌شود و در نهایت، "آواز کشتگان" در فاصله‌ی سالهای پنجاه‌و‌سه و پنجاه‌و‌چهار. نکته‌ی جالب ماجرا هم اینجاست که هر سه‌ی این آثار در دهه‌ی شصت و بعد از وقوع انقلاب و سقوط پهلوی، چاپ شده‌اند. "چاه‌به‌چاه" و "آواز کشتگان" اسیر توقیف می‌شوند و "بعد از عروسی چه گذشت" سال هشتاد‌و‌هشت مجدداً رنگ چاپ را به خود می‌بیند.نکته‌ی دیگر این است که می‌توان حتی نام "سه‌گانه" را نیز بر این اثر براهنی ننهاد، چرا که او نویسنده و شاعری‌ست که به گواه کارنامه‌ی آثارش، همیشه ردّی از زندان در میان خطوط نوشته‌هایش دیده می‌شود و پرداختن به این مسئله دغدغه‌ی همیشگی او بوده، چه آنجا که در مجموعه‌ اشعار "ظل‌الله" اشعار زندانِ خود را کنار هم می‌چیند و چه آنجا که حتی در اثر سترگ خود، "رازهای سرزمین من" نیز گریزی به فضای شکنجه و حذف می‌زند.

فصل مشترک این سه اثر، یک مرد است که به زندان می‌افتد و ما از زبان او روایت روزهای حبس و  قبل و گاه بعد ِ آن را می‌شنویم. در "بعد از عروسی چه گذشت" با معلم عادی و ساده‌ای مواجهیم که سر کلاس به ذات اقدس همایونی توهین کرده و فردای عروسی‌اش، راهی زندان و اسیر تجربه‌ی تلخ بازجویی و شکنجه می‌شود. در "آواز کشتگان" با دکتر شریفی‌ای مواجهیم که کارمند چندین و چند ساله‌ی بایگانی دانشگاه است و به جرم نگارش مقالاتی بر علیه وضعیت حقوق بشر در حکومت پهلوی و ارسال این مقالات به سازمانها و گروههای فعال خارج از کشور، اسیر چنگال تیز ساواک می‌شود و زندگی خویش را در معرض فنا می‌بیند. اتفاقاً مهمترین و وزین‌ترین اثر این سه‌گانه هم، همین "آواز کشتگان" است که روایت تلخ و تکان‌دهنده‌ای دارد و فضاهای توصیفی‌اش در قبال مرگ دانشجوی مبارز داستان، و مرگ فرد بستری در بیمارستان، و مرگ دختر کوچکی در پسِ خاطرات دکتر شریفی در دوران کودکی‌اش در تبریز، و القای حس و تصویر پرواز در توصیف این سه مرگ، و ایجاد وجه تشابهی انتزاعی در حول آنها، بر وزن و وقار این اثر افزوده است. اما برسیم به "چاه‌به‌چاه". اثری که روایتگر سرنوشت فردی‌ست که این‌بار نه معلم است و نه استاد دانشگاه، بلکه جوان ساده‌ای‌ست که عضو سپاه دانش است، زاده‌ی گیلان، و تپانچه‌ی قدیمی و زنگ‌زده‌ی پدرش را برای حل مشکلات معیشتی پدر و مادر، به فردی می‌فروشد که از قضا آن فرد چریکی دوزاری از آب در‌می‌آید و بلافاصله بعد از دستگیری، حمیدِ بخت‌برگشته را لو می‌دهد و روانه‌ی زندانش می‌کند. براهنی حتی در این حجم کوتاه هم طاقت نمی‌آورد و دکتری تحصیل‌کرده را که فعال سیاسی قَدَری هم هست، هم‌اتاقی این جوان ساده می‌کند و از قول او حرفها و نظرات سیاسی و آرمان‌خواهانه‌ای را بیان می‌کند و در نهایت هم مرگی تراژیک را برای این دکتر رقم می‌زند. در واقع قرار است حمید هم نمود ِ نمونه‌ی شخصیت دکتر در نسل بعدی‌اش باشد، این مسئله در مرور ذهنی گفته‌های دکتر و بیان تجربیاتش، از زبان حمید، مشخصاً دیده می‌شود و مخاطب تا پایان داستان، مانیفست آزادی‌خواهی و گاه، تجربیات دکتر از روزهای سخت زندان و شکنجه را در ذهن حمید دنبال می‌کند، ذهنی که مدام در پی جایگزینی خویش در وضعیت دکتر و مقایسه‌ی آن با وضعیت کنونی خویش است و در این قیاس، قرار است این جوان ساده‌ و هیچ‌کاره، هم بینش سیاسی پیدا کند و هم شناختی مکفی از حکومت طاغوت و جنایت‌هایش!
نکته‌ی آخر. براهنی آنقدر زندان و در و دیوار سلول و فضای اتاق تمشیت و جنس شلاق ِ شکنجه و فحش‌های رکیک ِ بازجو و بارها تا مرگ رفتن و برگشتن را خوب می‌شناسد که وقتی در این سه اثر سراغ این فضا می‌رود، هیچ کم‌و‌کاستی‌ای وجود ندارد که بخواهد لحظه‌ای توصیف آن وقایع و فضا را برای مخاطب، دور از ذهن جلوه دهد و او را در پذیرش حس شخصیت داستان، مجاب نکند. در "چاه‌به‌چاه" هم ماجرا از همین قرار است. انگار که مخاطب را می‌برد توی سلول و بعد از آنجا به اتاق تمشیت و بعد ناخن دستش را می‌کشد یا شوک الکتریکی به بدنش وصل می‌کند یا...
محمود دولت‌آبادی در "میم و آنِ دیگران" در یادداشت مربوط به رضا براهنی، در توصیف او می‌نویسد:
"...مردی از کلمات، مردی در کلمات و با کلمات... مردی ایستاده زیر باران کلمات و در وزش بادی که اُریب می‌وزد و کلمات را به سر و صورت و چشم‌ها و گردن و تمام تن او می‌چسباند تا در کلمات غرق می‌شود و همچنان در خیابان و کوچه و پیاده‌روها می‌رود تا به خانه برسد و بنشیند روی صندلی، پشت میز تحریر و آن کلمات را به زنجیر بکشد روی صفحات سفید و بی‌پایان کاغذها، کاغذها، کاغذها... آری... او ناچار است خودش را از شر کلمات آسوده کند..."

بعدالتحریر:
این ششمین قمار، به دلایلی خیلی شبیه به پنج یادداشت قبلیِ این ستون نیست، و بیشتر شبیه نقدِ کتاب است و این بر خلاف قراری‌ست که در ابتدای خلق این ستون با هم گذاشتیم، نکته اینجاست که من نیز به این خُلف وعده واقفم و امیدوارم از قمارِ بعدی، دوباره برگردم به همان حال‌و‌هوا و همان سبک‌وسیاق. تغییری اگر رخ داده، به ناگزیر بوده و اجبار شرایط.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی