پرینت

سنت‌پوست کلفتی در نسلی که از زیر آوار بیرون آمده 1 - سینا حشمدار

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

سنت‌پوست کلفتی در نسلی که از زیر آوار بیرون آمده 1
سینا حشمدار

رپ تو تاریخ ایران شد یه پدیده
یه شوک قوی به کل مملکت داد
با نباش بد
خُب؟
فکر کن سنجیده
این داستان دنباله‌داره. رپ رو می‌گم! موسیقی اعتراضی که از یه طرف می‌خوره به خالطور بازی و از یه طرف به حرف‌های درشت زدن و تابوشکنی! و مبارزه. اگه با این جریان مخالف هستین خیال خامه که پیش خودتون فکر کنید صدای این بچه‌ها خوابیده. نه داداش. نه آبجی، از این خبرا نیست. می‌بینید که دوباره با یه آهنگ چه جوری فضا آماده می‌شه و همه‌چی برمی‌گرده به روزای اوج و زلزله هشت ریشتری درست می‌شه! پس غلاف کنید و شما هم بلند بخونید، چرا بدی؟ چرا بدی؟ چرا بدی؟ خُــــــــــــــب؟
موسیقی رپ که وارد ایران شد و به قول سروش، یه شک قوی به کل مملکت داد، اوایل دهه هشتاد بود. تو قهوه‌خونه نشسته بودم که خبر بهم رسید بچه‌های 021 و 051 با هم آهنگ دادن و دعواهاشون تموم شده. اون موقع‌ها رپ ایران کپیِِ خیلی خیلی ضعیفی بود از جریان رپِ آمریکا. یعنی همون‌طور که تو آمریکا رپ‌کن‌های N.Y و L.A یا همون East و West همیشه با هم مشکل داشتن و علیه هم می‌خوندن، تو ایرانم رپ‌کن‌های تهران و مشهد به تبعیت از اونا فکر می‌کردن باید علیه هم بخونن و اگه به هم فحش ندن روزشون شب نمی‌شه؛ ریشه این اختلافات رو هم که در می‌آوردی هیچ چیزی نبود غیر لزوم وجود این کل‌کل برای رسیدن به شکوفایی و جذابیت پیدا کردن رپ، به عنوان یه جریان نوپایی که هنوز چهارچوب‌هاش شکل نگرفته بود، چه برای خود خواننده‌ها و چه طرف‌دارهاشون و این موضوع رپ رو نجات داد و باعث شد اون آهنگای ضعیف سال‌های اول جذابیتی بیرونی داشته باشه.
این وجود جذابیت رو همین جا نگه داریم. عوامل به وجود اومدن این جذابیت چیا بودن؟ کل‌کل، حرف زدن از پارتی و مهمونی، دختر بازی، سـ.کس، حرفای جدید زدن، اعتراض و در یک کلام حرف نسلی رو زدن که تازه می‌خواست حرف زدن یاد بگیره. از چیزی گفتن که پیش از اون هیچ جا و هیچ کسی هیچ صحبتی ازش نکرده بود. خیلی عوامل دیگه‌ای هم تو جذاب کردن این جریان موسیقی دخیل بود که بحث رو به یه جای دیگه می‌بره که دوست ندارم، پس این بحثو همین‌جا غلاف می‌کنم. صحبتم اینه که اگه این جذابیت رو از این موسیقی می‌گرفتی چه اتفاقی می‌افتاد؟ یعنی اگه این رپ‌کن‌ها می‌اومدن و به شیوه جریان‌های دیگه‌ هنری رعایت هزار تا چیز رو می‌کردن دیگه این شکل از موسیقی الان وجود خارجی داشت؟ اگه آهنگ‌های ابتدایی اون دوره رو مرور کنید پره از بددهنی و تندروی‌های عجیب و غریبی که غیر از جوگیری هیچ دلیل دیگه‌ای نمی‌شه برای آورد. از رکیک‌ترین فحش‌ها و عجیب‌ترین حرف‌ها مثل تبلیغ واد مخدر گرفته تا تبلیغ گرایش‌های نامتعارف جنسی، تبلیغ دعوا و خشونت و... که اگه بچه خوبی بودی، حتا بعضی‌هاش رو توتنهایی خودتم نمی‌تونستی گوش بدی. خب چی شد؟ الان چیزی مونده ازش؟ همین الان که هنوز ده سال هم از اون روزا نگذشته دیگه کی اون آهنگا رو گوش می‌ده؟ غیر از اینه که اونا فقط یه مشت فدایی بودن؟ یه سری آدم که فقط سوار بر موج شده بودن و با کپی‌کاری سعی می‌کردن خودی نشون بدن و به ساده‌ترین شکل رفتار تو این موقعیت پناه برده بودن و تندروی می‌کردن. اگه چنین اتفاقی تو ادبیات ایران می‌افتاد چند نفر خط کش-ژ3- ور می‌داشتن و می‌کوبیدن سر اول تا آخر اون جریان... شاید اصلی‌ترین دلیلی که موسیقی رپ اومد و ریخت و پاشید و به هم ریخت و به ثبات رسید و موفق شد همین باشه که اونا متولی نداشتن یا شاید متولی‌شون خودشون بودن. یعنی دل‌سوزی که از بالا نظارت داشته باشه و خودش جزئی از جریان نباشه. یعنی هیشکی نبوده که فکر کنه ادبیات ارث باباشه و اگه الان خودشو جلوی تانک نندازه سنت هزار چهارصد ساله مملکتش رو لگدمال کرده!! ببینید، دقت کنید، توجه داشته باشید، منظورم نظارت دولتی نیست که اگه فقط نظارت دولتی بود همون راه حل انتشار اینترنتی جواب می‌داد که الان نمی‌ده.
بی‌خیال... برگردیم سر حرف خودمون... اون دوره رپ‌کن‌های 021 و 051 داشتن حسابی از خجالت هم درمی‌اومدن و حسابی همدیگه رو جر واجر می‌کردن. همین بچه خوشکله، تهی! اینم با بچه‌های مشهد بود. نفر اول‌شونم خود حسین ابلیس بود که با یه وجب قد و شونزده هیوده سال سن یه جماعت رو حریف بود! این نابغه موسیقی رپ که نمی‌دونم الان کجاست و فقط سالی یکی دو تا آهنگ متوسط ازش می‌شنوم شاید جز معدود کسایی بود تو 051 که موسیقیش در حد موسیقی امروز قوی بود، استایل داشت و با تکست‌هاش می‌ترکوند. این‌ورم که هیچکس بود و پیشرو و یه مشت آدم دیگه که مثلا پشت اینا بودن. زِد بازی سلطانم که مثل همیشه مستقل می‌خوند. یکی دو سالی اینا همدیگه رو دیس می‌کردن. بعد یهویی ابلیس و هیچکس یه آهنگ مشترک دادن-همونی که تو قهوه‌خونه به دستم رسید رو می‌گم!- اِنزو هم باهاشون بود. –راستی چی شد این پسره؟ صداش خیلی خوب بود، شنیدم قرتی شده!- اسم آهنگ‌شونم تو مستی بود. حتما گوش کنید. خداییش معلومه که دو تا نابغه با هم کار کردن.
تو همون سال هشتاد که جرقه‌های موسیقی رپ به یه انفجار بزرگ تبدیل شد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که حرکت یه سری بچه دبیرستانی به اینجاها برسه و برای خودش جریان‌ساز بشه. شاید ظاهر داستان اینجوری بود که یه سری نوجوون دیدن هیچ‌کسی اون‌جوری که اونا دل‌شون می‌خواد نمی‌خونه. آره، ظاهر قضیه این بود ولی اصلش برمی‌گرده به یه جهش، به یه جهشی که باید تو هنر این مملکت شکل می‌گرفت تا اون ساختارهای سنتی و تکراریش از بین بره و یه شکل جدیدی از هنر عرضه بشه که مخاطب زیادی هم داره، جاش تا قبل این حسابی خالی بوده و بچه‌هاش خودشون متولی کاری که می‌کنن هستن و از همه هم براش دلسوزترن.
اصل ماجرا شاید برمی‌گرده به این جمله که اگه راهی نباشه خودم یه راهی درست می‌کنم و این جمله به ظاهر خنده‌دار، شعاری، آرمانی و شکست‌خرده در فرهنگ ما امروز به یه پیروزی تبدیل شده. پیروزی موسیقی متفاوت که یکی از نمود‌هاش موسیقی رپ می‌شه و نمونه هنوز به اوج نرسیده‌ش رو می‌شه تو موسیقی راک دید.
برای نسل من خیلی ناخوشایند بود که تو موسیقی فارسی چیزی برای گوش دادن پیدا نکنی و بری خارجیش رو گوش بدی. پس همین بچه دبیرستانی‌ها پاشدن و راه درست کردن. نه یه جاده باریک و الکی، بلکه زیر سازی کردن و آسفالت ریختن و اتوبان یازده لاینه ساختن. کی باورش می‌شد؟ اون آهنگای ضعیفی که روزای اول در می‌اومد کجا و آهنگ‌های امروز کجا؟
اونایی که پیگیر این جریان بودن حتما یادشونه که سال‌های اول بدون استثنا همه آهنگا دزدی بود و معمولا رو بیت آهنگ‌های Eminem و 50cent و... می‌خوندن. شاید فقط هیچکس یه استثنا بود که این وسط حاضر بود رو ساده‌ترین بیت‌ها تکست کار کنه و بخونه ولی آهنگ کسی رو کاور نکنه. اون دوره آهنگ افتضاح خیلی بیرون می‌اومد. شاید از هر پنجاه تا فقط یکیش قابل گوش دادن بود و باقی آهنگا فقط رو پایه تکست جلو می‌رفت. حالا این قدرت تکست هم به پیشینه قوی مملکت گل و بلبلی ما برمی‌گرده و هم به اینکه تکست‌ها کپی یا ترجمه‌ای بودن از تکست‌های رپ‌کن‌های غربی. ولی رفته رفته همه چی بهتر شد، تکست‌ها پیشرفت کرد و خواننده‌ها یا آهنگ‌ساز پیدا کردن و یا آهنگ‌سازی یاد گرفتن. هر خواننده‌ای برای خودش ادبیاتی درست کرد و به زبان خاص خودش رسید. استایل خودش رو پیدا کرد و کار به جایی رسید که طرف‌دارها یواش یواش تفکیک شدن. هر کسی سبک مورد علاقه‌ش رو پیدا کرد و امروز تو نمی‌تونی هیچ شباهتی بین خواننده‌هایی مثل ساسی مانکن، هیچکس، برو‌بچ زِدبازی و این بچه خوشکله حسین تهی پیدا کنی. این خواننده‌ها همه‌شون روزای اول شبیه به هم بودن و تو یه مسیر راه می‌رفتن. ببینید چندبار رو این موضوع تاکید کردم! از رو دست هم می‌دزدیدن خیلی گه بودن ولی امروز...
بین آهنگ‌های دوره اول رپ فارس، گروه زِد بازی مثل امروز استایل خاص خود رو داشت و با وجودی که کاراش دزدی بود بازم خط امضای خودش‌ون رو داشتن و می‌شد فهمید که چند تا این‌کاره پشت میکروفن وایستادن. باید یاد آوری کنم آهنگ اولی که گروه زِدبازی بیرون داد از رو آهنگ معروف 50cent کپی کاری شده بود. آهنگ Pimb my rid که اون سال‌ها حسابی ترکوند و هر جا می‌رفتی صداش هوا بود آهنگ بعدی‌شون کاور خیلی ضعیفی بود از آهنگ Folllow me Eminem. تو همون آهنگ اول بود که مهراد می‌گفت به زودی آهنگای جدیدشون می‌آد و می‌ترکونن. جمله‌ای که مطمئنم اون موقع هیچ‌کسی باورش نمی‌کرد ولی اونا اومدن، خوندن و حسابی هم موفق بودن. حالا چه شما خوشت بیاد، چه نه.
تمام این اتفاقات برمی‌گرده به اوایل دهه هشتاد. سال‌هایی که هر کدومش یه چهره هنری برجسته داشت. سال‌هایی که هنر این مملکت داشت می‌ترکید و هر روز اتفاقای خوب توش می‌افتاد. اول دهه‌ی هشتاد سکوی پرتاب نسل من بود. سکوی پرتابی که می‌تونست ما رو خیلی بالا ببره ولی خب یکهو سکو زیر پامون خراب شد و رفتیم زیر آوارد و فقط یه تعداد کمی‌مون‌ بیرون اومدم. یه تعداد زیادی از ایران رفتن و سرنوشت‌شون عوض شد و شدن یکی دیگه. یه سری‌ها زیر آوار موندن، یه سری‌ها هم که بیرون اومدن اون‌قدر زخمی بودن که رفتن تو کنج خودشون و فقط یه عده خیلی کم بودن که بیرون اومدن و انقدر پر رو بودن که بازم انرژی داشتن. اونا دیگه غیر قابل کنترل شده بودن. آدمایی بودن که راه موفقیت، راه دووم آوردن و راه خوندن و نوشتن و کار کردن تو شرایط سخت رو خوب یاد گرفته بودن و سنت پوست کلفتی، سنت چونان کرگدن بودن رو خوب از بر بودن. اونا موندن تا یه سری‌ها بدونن که زنده موندن چقدر کار سخته...
درباره این نوادر تاریخی در ماه آینده باز هم خواهم گفت...

من تو وطنم، دورم پر از شبح و پلیس
باید مثه من تو این سرزمین بودو جدولو جویید
اینجا شبا کشته میده صبحها خنجرا پلیسه
صدای تیر میاد ، نمیاد واسه هر دعوا پلیس
تو پشت پلی استیشنت میبری قطر و دو هیچ
منم تو کف خیابون میبرم خطر و نُه هیچ
میگی راست راست را میری تو شمرون و جیهون
راست راست را برو تو نظام آباد امروز
بیا پشت سرم مثله دیازپامه ده
تو رو میخوابونم زمین توی سیاه چاله رپ

ادامه دارد

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی