پرینت

تأویل متن (4) انسان، معنا و تاریخ - مجتبی گلستانی

نوشته شده توسط مجتبی گلستانی. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

تأویل متن (4)
انسان، معنا و تاریخ
مجتبی گلستانی
اشلایرماخر در جستوجوی «اصول کامل فهم» بر بُعد روانشناختیِ تأویل تاکید می‌‌کرد و «بازسازی» تجربه‌ی نویسنده را راه فهم کامل متن می‌‌دانست. دیلتای نیز اساساً دغدغه‌ی روششناسی علوم روحی یا همان علوم انسانی را در سر داشت تا مرز این علوم را از علوم طبیعی مشخص سازد. دیلتای معتقد بود که امور انسانی هرگز تبیین‌شدنی نیستند بلکه امور انسانی فقط و فقط قابل «فهم» هستند. دیلتای دستیابی به چنین فهمی را با تاکید بر مفهوم «تاریخ‌مندی» توضیح می‌داد زیرا او امورِ مربوط به انسان را تاریخمند و زمانی برمی‌شمرد. بدینترتیب، دیلتای از نوعی «تجربه‌ی زیسته» برای فهم «معنا»ی زندگی دفاع می‌‌کرد چرا که فهم معنای متن نیز صرفاً از طریق ورود به نسبتهای واقعی متن میسّر می‌شود، یعنی معنا نیز بر اساس تجربه‌ی زندگی بنا شده است و تأویل در آن موقعیتی رخ می‌دهد که تأویلگر باید در آن قرار گیرد.
با این مقدّمات باید گفت که دیلتای چون اشلایرماخر باور داشت که می‌توان «تجربه‌ی زیسته»ی دیگری را از طریق انتقال ذهنی دریافت کرد زیرا میان این تجربه‌های زیسته‌ی مشترک، نوعی همارزی و مشابهت وجود دارد. در اینجا آنچه حاصل می‌شود، نَفْسِ آن تجربهای نیست که دیگری زیسته است بلکه ما به «عالَم انسانی مشترکی» دسترس می‌یابیم؛ و ارتباط با این «عالَم انسانی مشترک» که به‌نوعی اساس هرگونه تفهیم و تفاهم است، از طریق «تأویل» به دست می‌آید. به عبارتی دیگر، اینکه انسانی، انسان دیگری را می‌فهمد، نتیجه‌ی نوعی «جابهجایی واقعی» است یعنی دریافتنِ نوعی «جهان اجتماعی ـ تاریخی» از طریق بازسازی تجربه‌ی زیسته‌ی دیگری.
پس از منظر دیلتای، اختلاف علوم طبیعی و علوم روحی، نه در موضوع این علوم و نه در نوع شناخت است بلکه مساله، متنی است که باید فهمیده شود. گاهیوقتها علوم روحی و علوم تجربی، با موضوعی واحد سر و کار دارند اما در متن علوم طبیعی هیچ اشارهای به تجربه‌ی درونی نمی‌شود؛ بنابراین علوم روحی همان موضوع را با توجه «مقولاتِ» غیرعلمیِ خود که از زندگی گرفته شدهاند، واکاوی می‌کند. پس علوم طبیعی، طبیعت را توضیح می‌دهند و علوم روحی، بیانها و جلوههای زندگی را می‌فهمد؛ «فهم» کلید حل تفاوت روششناسی این علوم است، بدین معنا که یک فرد را، مثلاً یک فرد هنرمند را، تنها باید «فهم» کرد زیرا تنها در «فهم» است که می‌توان فردیت را دریافت، اما در سخن علمی، تفرّد رنگ می‌بازد؛ به پدیده‌ها، از جمله انسان، از منظری عام و کلی نگریسته می‌شود و با به‌کارگیریِ روششناسی علوم طبیعی، غنا و عمق زندگی و تجربه‌ی انسانی تقلیل می‌یابد.
بدین ترتیب، دیلتای از نسبت نظاممند «زندگی، بیان، و فهم» به‌عنوان نوعی ضابطه‌ی هرمنوتیکی سخن می‌گفت. مراد دیلتای از زندگی همان تجربه‌ی زیسته یا درونی شخص  است؛ پیش‌تر اندکی از تجربه سخن گفتیم، اما «بیان» از نگاه دیلتای مساوی است با «عینیتیافتگی» روح انسان یعنی علم و احساس و اراده‌ی آدمی. در این معنا، «بیان»، تجسّم احساسات شخصی نیست بلکه «بیان خودِ زندگی» یا همان تجربه‌ی زندگی است. بنابراین علوم روحی اساساً به «بیان زندگی» توجّه دارند؛ و آثار هنری نیز «عینیتیافتگیِ تجربه‌ی زیسته» هستند. دیلتای معتقد بود گونهای «بیان تجربه‌ی زندگی» وجود دارد که از بیانهای بیاختیار زندگی درونی مثل اظهار شگفتی تا بیانهای اختیاری و آگاهانه را شامل می‌شود؛ و این بیان‌های اختیاری و آگاهانه همان چیزی است که در آثار هنری تجسّم می‌یابد. در نهایت، «فهم» نیز عبارت است از اینکه روح شخص دیگری درک شود. بدین قرار، فهم، عملی درونی و ذهنی است و بهترین راه ارتباط ما با خودِ زندگی، و همچنین جهان افراد.
دیلتای انسان را «موجودی تاریخی» معرفی می‌کند. مفهوم تاریخ‌مندی در اینجا دارای دو وجه معنایی است: نخست آنکه انسان، خود را، نه از طریق درونبینی بلکه از طریق عینیتیافتگیهای زندگی می‌فهمد. به گفته‌ی دیلتای، «فقط تاریخ می‌تواند به انسان بگوید که او چیست»؛ دوم آنکه طبع و ذات انسان، امری ثابت نیست، پس انسان نمی‌تواند از تاریخ بگریزد زیرا طبع و ذات انسان همان تاریخ است. ما هنگام گفتوگو از میراث دیلتای در فلسفه‌ی هایدگر از نتایج هرمنوتیکی تاریخ‌مندی بیش‌تر بحث خواهیم کرد، اما دیلتای مانند اشلایرماخر فهم را در دلِ «دور هرمنوتیکی» میسّر می‌دانست؛ او می‌گفت در کنش متقابل جزء و کل است که معنا درک می‌شود و این «معنا» به نوبه‌ی خود امری تاریخمند یا تاریخی است؛ به عبارتی، معنا وابسته است به موقعیتی که، مثلاً، جملهای در آن ادا می‌شود یعنی متن و زمینه‌ی جمله. و تاریخی بودن معنا مساوی است با اینکه معنا با زمان تغییر می‌کند. پس تأویل در آن موقعیتی رخ می‌دهد که تأویلگر باید در آن قرار گیرد، و معنا نیز بر اساس تجربه‌ی زندگی بنا شده است. با این همه، معنا امری شخصی و ذهنی نیست و در خودِ زندگی نهفته است یعنی فقط با ورود به نسبتهای واقعی است که فهم معنا حاصل می‌شود. اصل «دور هرمنوتیکی» متضمن این مفهوم نیز هست که هیچ فهمی بدون «پیشفرض» امکانپذیر نیست و در واقع، فهم دارای هیچ نقطه‌ی شروع مشخصی نیست. به تعبیری، معنا را نمی‌توان از متن جدا ساخت و معناداری نیز از خودِ متن سرچشمه می‌گیرد.
اگرچه دیلتای، در اصل، دغدغه‌ی مساله‌ی مرزنمایی علوم را در سر داشت اما در این راه پرسش از فهم متون را کلید ورود دقیق به این مساله می‌دانست. دیلتای، نه از کشف نیّت نویسنده، که از «نحوه‌ی بیان متن» به عنوان امری جدا از نویسنده سخن گفت. با وجود این، از نظر او متن ابزاری است برای درک دقیقتر نویسنده؛ هرمنوتیک اشلایرماخر به دنبال «شهود بیواسطه‌ی نیّت نویسنده» بود اما دیلتای به بیان زندگی توجه داشت. او می‌خواست شیوه‌ی فهم تاریخی معنا را دریابد. و به نظر او این شیوه‌ی تاریخی، به جهت درگیریاش با «تجربه‌ی زندگی» و «نسبتهای واقعی آن» دارای نوعی «عینیت نو» است. اهمیت مبحث «عینیت» آنجا بود که دیلتای در برابر علوم طبیعی، از روششناسی اختصاصی علوم روحی سخن می‌گفت. اما فارغ از نتایج هرمنوتیکی کار دیلتای در پیش‌بُرد جریانات فلسفی بعدی، کارهای دیلتای در باب مساله‌ی «تفهّم» برای ادبیات نیز از اهمیت برخوردار است؛ پافشاری او بر مفاهیم «زندگی» و «تجربه»، هنر را به نابترین بیان زندگی بدل می‌کند زیرا آثار بزرگ ادبی در تجربه‌ی معماهای زندگی ریشه دارد: متون ادبی، و بهطور کلی هنر، نوعی لذّت زیباشناختی صرف و بازی شاعرانه نیستند بلکه از این منظر با «حقیقتِ تجربه‌ی زیسته‌ی انسانی» پیوندی عمیق پیدا می‌کنند، و تأویل اثر ادبی به شناختِ خویشتن تبدیل می‌شود. دیلتای یکبار در ابتدای کتاب «سه عصر زیباشناسی جدید و رسالت کنونی ما» این گفتار فردریش شیلر، شاعر بزرگ آلمانی، را نقل کرده بود: «باشد که روزی جدایی از خواستِ زیبایی مقدور شود و خواستِ حقیقت یکسره در جایگاه آن بنشیند».
در آینده در ضمن بررسی کارهای مارتین هایدگر و هانس گئورگ گادامر از نتایج هرمنوتیکی آثار دیلتای بیش‌تر سخن خواهیم گفت.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی