پرینت

نگاهی به تاریخچه اجرای شعر (2) - محمد حسینی مقدم

. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

از ایالات متحده شعر امریکا تا سیرک شعر تائوس

در دهه هفتاد میلادی سه شکل از شعر اجرا از هم تفکیک شدند.
الف) شعر هایی که برای اجرا شدن نوشته می شدند مانند آثار جرومی روتنبرگ {29}
ب) شعرهایی که در حین فرایند اجرا سروده می شدند مانند آثار دیوید آنتین
ج) شعرهایی تلفیقی با موسیقی
اگرچه که امروزه وقتی از شعر اجرا سخن می گوئیم دو شکل نخست را متصور می شویم اما در واقع خود ترکیب "شعرِ اجرا" یا همان poetry performance برون آمده از دل شکل سوم است. پیشنهاد این اصطلاح نخستین بار توسط خانمی به نام هدویگ گورسکی {30} صورت گرفت که خود را یک فوتوریست {31} می دانست اما آثار وی را در رده آثار نئو بیت {32} طبقه بندی می کنند چرا که پیش از وی آلن گینزبرگ و برخی دیگراز شاعران نسل بیت امریکا دست به چنین تجربه ای زده بودند. خود گینزبرگ به ندرت پیش می آمد که در هنگام ضبط شعرهایش از موسیقی استفاده نکند. وی حتی شعرهای ویلیام بلیک {33} را نیز با هارمونیوم زده بود. اما تفاوت کار گورسکی با بیت ها در این بود که وی قطعات موسیقی را مشخصا برای شعرهای خودش می نوشت و هر قطعه مختص به یک شعر خاص بود. همچنین در هنگام خواندن شعر، آن را با لحنی آهنگین می خواند که از این جهت کارش در برخی موارد به خوانندگی صرف بسیار نزدیک می شد. هرچند که نکته اصلی در کار گورسکی پیوند دادن هر چه بیشتر شعر با موسیقی است اما وی تجربه اجرای شعر بدون موسیقی را نیز داشت اما این دسته از کارهایش کمّیت کمتری داشتند و کمتر نیز مورد توجه قرار گرفتند حال آنکه شاید هنری تری از کارهای تلفیقی او با موسیقی باشند. گورسکی هیچ گاه مانند آنتین علاقه ای به بداهه گویی در شعر و اجرای آن نداشت و از چاپ شعر نیز پرهیز می کرد.
بحران اقتصادی دهه هفتاد همچنین باعث شد که شاعران به فکر کسب درآمد از راه اجرای شعرهایشان بیفتند. کارولین برگوال {34} و برایان کت لینگ {35} با افزایش جنبه های نمایشی و اجرایی نظیر تمرکز بر لحن و شخصیت پردازی در شعر و به کار گیری درونمایه هایی که از نظر مخاطبان هیجان انگیز بود، در این راه موفقیت بیشتری را نسبت به بقیه عاید خود کردند. موسیقی در تمام این سالها به عنوان رقیبی برای ادبیات در آمده بود و تا حدی می توان گفت که در این نبرد جلو هم افتاد به نحوی که هم برد بیشتری در میان توده خاطبان پیدا کرده بود و هم از لحاظ اقتصادی به هنری سود آور تر تبدیل گشته بود. اما پس از دهه 60 شاعرانی نظیر سیمون آرمیتاژ {36} و آن دافی {37} با به کارگیری لحن محاوره ای در شعر، استفاده بیشتر از دیالوگ، استفاده از روایت گری به جای توصیف محض و کاهش دادن پیچیدگی های تکنیکی شعر تا حدی مخاطب از دست رفته شعر را جذب کرده و مورد استقبال توده بیشتری از مخاطبان قرار گرفتند به نحوی که از آن پس اجرای شعر به عنوان یک منبع درآمد زای اقتصادی در آمد و جلسات شعر بعضاً با بودجه لاتاری ملی و برخی از شرکت های صنعتی برگزار گردید که با مشاهده مخاطبان این محافل شعر خوانی، این جلسات را بستری مناسب برای تبلیغات می دیدند و البته که ژست حمایت از هنر در دهه های 60 و 70 میلادی خریدار بیتشری به نسبت امروز داشت.
صحبت کردن از اجرای شعر بدون صحبت کردن از اسلم پوئتری {38} بی معناست. از سال 1985 به بعد در امریکا نوعی المپیک شعری به راه افتاد. مسابقات اجرای شعر به صورت یک مد هیجان انگیز در کافه ها، مدارس و حتی کلیساها به اجرا در آمد. مسابقاتی که در آنها داوران همان مخاطبان شعرها بودند و برنده کسی بود که می توانست بیشتر از بقیه این مخاطبان را به هیجان بیاورد.
درونمایه آثاری که خوانده می شدند متفاوت بود و از نقد اجتماعی تا شعرهای بلند عاشقانه و حتی مونولوگ های سورئالیستی را در بر می گرفت و تنها ویژگی مشترک میان تمام این شعرها قابلیت تهییج کنندگی و جنبه های نمایشی شان بود. این گونه شعر خوانی های در ابتدا حرکتی خودجوش بودکه نه نامی داشت و نه قاعده و قانونی اما کم کم از دل آنها اسلم پوئتری بیرون آمد. اسلم پوئتری نیز که اوائل صرفاً یک ژانر هنری برآمده از تلفیق شعر و تئاتر بود کم کم تبدل به نوعی تجارت گردید و از صحنه های برادوی {39} راهش را به سمت کانال های تلویزیونی امریکا کج کرد.
کلیت اسلم پوئتری این بود که هر شاعر روی سن می رفت و سه دقیقه وقت داشت تا شعری را اجرا کند. هر یک از تماشاچیان حاضر در سالن نمره ای بین یک تا ده به وی می دادند و برنده را مشخص می کردند. مسابقات اسلم پوئتری به دو صورت رقابت های دوئل نفر به نفر و مسابقات تیم با تیم انجام می شد (و البته هنوز هم می شود) واکنش منتقد ها به این مسابقات طبیعتاً بسیار منفی بود به نحوی که هارولد بلوم {40} استاد سرشناس دانشگاه ییل {41} امریکا، اسلم پوئتری را مرگ هنر اعلام کرد.
در مورد شعرهای اسلم البته خود شرکت کنندگان این مسابقات نیز معترف بودند که خوب بودن شعر در درجه دوم اهمیت قرار دارد و یک شعر بد با اجرای عالی ممکن است نمره بالاتری را نسبت به یک شعر عالی با اجرای بد کسب کند. نتیجه چنین امری این بود که اکثر شاعران منتخب این رقابت ها یا بازیگران تئاتری بودند که دستی در شعر داشتند و یا شاعرانی بودند که دوره های بازیگری و فن بیان را حتما گذرانده بودند.
رجی کابیکو {42} منتخب اول کافه نیویوریکان {43} در اجرای شعر اسلم می گوید:
"ما مجبور بودیم به تئاتری ها اثبات کنیم که اسلم پوئتری زیر مجموعه تئاتر است و به شاعرها اثبات کنیم که زیر مجموعه شعر است."
اما در حقیقت اسلم پوئتری زیر مجموعه نیست بلکه خود مجموعه جدیدی است که قواعد و قوانین و خوبی ها و بدی های مختص به خود را دارد و قدرت و ضعف کارها در آن را نه در مقایسه با تئاتر و نه در مقایسه با شعر بلکه در مقایسه با سایر آثار اسلم پوئتری می توان فهمید.
باب هولمن {44} که از چهره های اصلی اسلم پوئتری نیویورک است در مورد ویژگی های مثبت آن می گوید:
"اسلم پوئتری دموکراتیک ترین شکل از هنر است چون منتقدان و قضاوت کنندگانش مردم عادی هستند نه اساتیدی که بقیه را از خودشان پایین تر فرض می کنند."
شروع اسلم پوئتری برمی گردد به شیکاگوی دهه هشتاد و به مشروب فروشی شیکاگو گرین ویل {45}. مارک اسمیت {46} که هم شاعر بود و هم یک کارگر ساختمای در این مکان که هم مشروب فروشی بود و هم یک کافه نمایش {47} شب شعری را به راه انداخت و کسانی که در شیکاگو شعر اجرایی کار می کردند را در آنجا جمع کرد. قوانین امروزین اسلم پوئتری را نیز مارک اسمیت ابداع کرد و این اسم را هم او پیشنهاد داد. اوائل همه به کار او می خندیدند و می گفتند که ایده اش مسخره است اما اسمیت در جوتب منتقدانش می گفت:
"کسانی که ایده او را مسخره می دانند همان کسانی هستند که وقتی شعر می خوانند بقیه خوابشان می گیرد."
اسلم پوئتری پس از پا گرفتن در شیکاگو به نیویورک آمد و کافه نیویوریکان به کانونی برای ترویج آن بدل شد. باب هلمن در نیویورک مخاطب ده ها نفری اسلم پوئتری را به صدها نفر رساند و سپس به قدری اسلم پوئتری محبوبیت پیدا کرد که به در خواست بینندگان تلویزیونی در بسیاری از شو های تلویزیونی امریکا نظیر:tonight show, today show, good morning America, 60 minute و... اسلم پوئتری پخش شد.
رشد استقبال از اسلم پوئتری به حدی رسید که در 300 شهر مسابقات رسمی آن آغاز به کار کرد و در سال 1990 در سان فرانسیسکو اولین دوره مسابقات ملی برگزار شد که در این مسابقات سه تیم متشکل از هفتاد شرکت کننده از هفتاد شهر متفاوت حضور داشتند و مسابقه فینال را 2000 نفر همزمان داوری کردند. این مسابقات که یک هفته کامل طول کشید و به حدی درآمد زایی داشت که حتی شرکت Nike هم حاضر شد که از این شاعران حمایت مالی کند. و البته در مسابقه اسلم پوئتری بخش ویژه ای  نیز با موضوع کفش Nike انجام شود. اندکی بعد باب هلمن شاعران این 300 شهر را با هم متحد کرد و "ایالات متحده شعر امریکا" را تاسیس نمود.
مهمترین نقش ایالات متحده شعر امریکا حمایت مالی از شاعران و برگزاری فستیوال های شعر غیر دولتی بود. از سال 1984 بنیاد جایزه کتاب سال امریکا، بخش انتخاب بهترین کتاب شعر را حذف کرد و در ادامه حمایت های مالی دولت از شاعران نیز رفته رفته قطع شد. نگرانی از تضعیف شعر در امریکا که یکی از نتایج چنین اقداماتی بود موج وسیعی از اعتراضات را در میان شاعران بر انگیخت. پاسخی که به این اعتراضات داده شده اما بسیار دور از انتظار و تاسف آمیز بود چرا که خانم دایان جیون گایویا {48} که ریاست بنیاد جوایز و بورس های هنری امریکا را در آن زمان برعهده داشت گفت:
Can there be a matter without poetry? (اگر شعر نباشد مگر اتفاقی می افتد؟)
این جمله بعدها به تیتر بسیاری از مقالات روزنامه بدل شد و سبب شد که اهمیت سرودن شعر در دنیای معاصر توسط بسیاری از چهره های دانشگاهی دوباره گویی شود.
اما از سال 1991 ایالات متحده شعر امریکا با بودجه شخصی اش شروع به حمایت از شاعران شهرهای مختلف کرد و کمی بعد با نخبه گراتر شدن این جریان، کتاب های نقد و بررسی بسیاری نیز در مورد آن نگاشته شد و نهایتا در سال 1994 کتاب نقدی در مورد اسلم پوئتری توانست جایزه همان بنیاد ملی کتاب امریکا را در رشته تحقیقات دانگشاهی و نقد ادبی از آن خود کند. ورود شاعران اسلم پوئتری به دانشگاه ها و تدریس در رشته هایی نظیر نگارش خلاق نیز گام دیگری بود که اسلم پوئتری را از یک مد زودگذر و یک بازی ساده به یک جریان هدفمند و دارای سروشکل تبدیل کرد.
اما این میزان از جدی بودن کار هنری برای خود شاعران این جریان و دیگر شاعران آن دوره دارای اهمیت نبود به طوری که آلن گینزبرگ که سابقه ای طولانی در اجرای شعر داشت در سال 1997 در یکی از آخرین مصاحبه های عمرش در مورد اسلم پوئتری گفته بود:
" از لحاظ شعری شاید ضعیف باشد اما ورزش خوبی است! من دیده ام که شاعران اسلم پوئتری چقدر چقدر عرق می ریزند و چقدر فشار تحمل می کنند تا مخاطبان شان را بخندانند یا به گریه بیاندازند."
البته گینزبرگ در این مصاحبه به ویژگی های مشترک نسل بیت و اسلم پوئتری نیز اشاره کرد و هر دوی آن ها را غیر سفید (non-white) و غیر غربی (non-western) خواند.
در دوره فراگیر شدن موسیقی رپ، عده ای شاعران اسلم پوئتری و خوانندگان رپ را در یک تقسیم بندی قرار می دادند. ویژگی مشترکی که این دو داشتند به عقیده برخی ها، خطوط طولانی شعرها و نیز درونمایه های مشترکی نظیر نقد اجتماعی بود. آنها همچنین وجود برخی رقابت ها و جوابیه نوشتن ها در رپ خوانی را بسیار نزدیک به کارهای اسلم پوئتری می دیدند. نکته مهم در اینجا این است که در رپ خوانی و چیزهایی نظیر آن تمرکز اصلی بر تلفیق شعر با موسیقی است در حالیکه در اسلم پوئتری شاهد تلفیق شعر با اجرا (تئاتر) هستیم.
البته از این موضوع نیز نبایست غافل شد که بسیاری از شاعران جریان اسلم پوئتری، نیز خود بعد ها بدل به ستاره های موسیقی شدند برای مثال شاعرانی نظیر پتی اسمیت {48} و ریچارد هل {49} که اسلمر {50} بودند بعدها بدل ستاره های موسیقی پانک راک {51} گردیده و جان جیورنو {52} که خود از پیش گامان آوردن شعر اجرا به ایالات متحده بود بعدها برای خود دسته موسیقی تشکیل داد و حتی موسیقی سبک خود را نیز ابداع نمود.
تمرکز شاعران اسلم پوئتری بر اجرا و تلفیق شعر با تئاتر باعث شد که شماری از آنها در زمینه نمایش نامه نویسی هم دست به تجربه بزنند که بعضاً کارهای موفقی نیز بودند. در سال 2002 راسل سیمون {53} برای اولین بار یک نمایش نامه را کاملا به اسلم پوئتری نوشت و در برادوی اجرا نمود. این کار به قدری قوی بود که جایزه معتبر تونی {54} را نیز در آن سال از آن خود کرد.
در اسلم پوئتری قوانین در هر مسابقه ممکن است متفاوت باشند اما اصول و قواعد کلی اسلم پوئتری را می توان در سه مورد زیر خلاصه نمود:
الف) شعری که اجرا می شود باید سروده خود شاعر باشد. کسی حق ندارد شعری از یک شاعر دیگر مثلا شکسپیر و... را انتخاب کرده و صرفاً آن را اجرا نماید حالا آن اجرا هرچقدر هم که می خواهد متفاوت باشد.
ب) هر شرکت کننده تنها سه دقیقه زمان برای اجرای شعر خود دارد. این قانون از زمانی گذاشته شد که یک نفر بر روی سن رفت و 15 دقیقه فقط سکوت کرد تا میزان تحمل مخاطبان را بسنجد.
ج) هیچ گونه طراحی لباس و یا طراحی صحنه و... نباید صورت بگیرد. و شاعران باید با توانایی های اجرایی خود مفاهیم مورد نظر در شعرشان را منتقل کنند. مثلا اگر راوی شعر گوریل است شاعران اسلم پوئتری حق ندارند لباس گوریل بپوشند بلکه گوریل بودن راوی را باید با اجرای خودشان نشان بدهند.
جدید ترین شیوه نمره دهی این رقابت های اجرای شعر نیز به این قرار است که هر شرکت کننده در سه راند به روی سن رفته و کار خود را اجرا می کند. و نهایتاً در این سه راند سی تا 5 نمره از داوران گرفته و نمره نهایی اش از 150 محاسبه می شود. اگرچه که شکل عمومی اسلم پوئتری به صورت تک حذفی است اما در برخی از نقاط دنیا اسلم پوئتری از حالت حذفی خارج شده و به صورت لیگ های فصلی شعر انجام می شود. قانون کلی در مورد تعداد اعضای تیم می گوید که هیچ تیمی نمی تواند بیشتر از 4 عضو داشته باشد.
از انجایی که صحبت کردن در مورد زیر شاخه های اسلم پوئتری در حجم محدود این مقاله نمی گنجد. در اینجا صرفا از برخی زیر شاخه های آن نام می بریم:
1- Sudden death
2- haiku slam
3- limerick slam
4- sonnet slam
5- erotica slam
6- karaoke slam
و غیره
اگر از بحث اسلم پوئتری بیرون بیاییم و به اجرای شعر در خارج از امریکا نظری بیافکنیم نمی توانیم از اجرای شعر هیسپانیک {52} سخنی به میان نیاوریم. شاعرانی نظیر پدرو پیتری {53} میگوئل آلگارین {54} جیانینا براشی {55} و گیرمو گومز پنا {56} نوعی از شعر اجرا را پایه ریزی کردند که ویژگی اصلی آن بهره گیری از زبان طنز و حملات تیز نیشدار سیاسی به امیریالسیم امریکا بود. این مدل از اشعار و اجراها در امریکای جنوبی طرفدارن بسیاری پیدا کرد و شاعران زیادی را نیز به خود جذب کرد.
شعر اجرا در هر کشوری متفاوت از دیگری تجربه شد و شاعران هر کشور با تمرکز بر عقبه فرهنگی و ادبی خود شکل های تازه ای از اجرای شعر را در مقابل مخاطبان قرار دادند. در امریکا به خاطر علاقه و استقبال از کمدی های استند آپ {57} اجرای شعر نیز شبیه به آن شد. همانگونه که قوانین اسلم پوئتری هم نشان می دهند، شاعران به صورت فردی و به قصد تهییج مخاطبان به روی سن رفته و شعر خود را اجرا می کنند اما در انگلستان به خاطر پیش گام بودنش در موسیقی و تئاتر، نمونه های هنری تری از تلفیق خواندن شعر با همراهی موسیقی و نیز اجرای شعر به صورت تئاتری ثبت گردید و بیشتر سعی بر این بود تا عنصر اجرا به نحوی به کار گرفته شود تا معانی پنهان و ارزشهای ادبی متن بهتر ارائه گردد نه اینکه صرفا مخاطب به هیجان بیاید. صحبت کردن از شعر اجرا در انگلستان بدون اشاره به تلفیق شعر با رقص در انگلستان امکان پذیر نیست. در انگلستان جان دی {58} پایه گذاری شکل تازه ای اجرای شعر گردید که به جای تلفیق شعر با موسیقی و یا تئاتر آن را با رقص تلفیق نمود که از آن به عنوان کوریو-پوئتری {59} نام برده می شود. در کوریو-پوئتری شعرها بیشتر متونی منثور و کوتاه و دارای بار احساسی بودند که با رقصی متناسب با درونمایه آنها تدوین می گردیدند.
در سال 2003 نخستین کنفرانس شاعران اجرا در دانشگاه باث اسپا {60} در انگلستان برگزار گردید که بسیاری از چهره های سرشناس اسلم پوئتری و نیز اجرا کنندگان شعر در آن حضور پیدا کردند. این دانشگاه همچنین واحدی را نیز به عنوان اجرای شعر به رشته نگارش خلاق خود اضافه کرده و اجرای شعر را آموزش می دهد. در ایالات متحده نیز بسیاری از چهره های سرشناس اجرای شعر نظیر آلن گینزبرگ و باب هولمن به استخدام دانشگاه های مختلفی در آمدند و به عنوان اساتید رشته های نظیر ادبیات و نگارش خلاق به تدریس پرداختند.
و اما در ایران نیز به دلیل اهمیت همیشگی شعر در نزد ایرانیان، اجرای شعر همیشه و به صورت های مختلف تجربه شده است که بارزترین صورت آن را در نقالی شاهد هستیم (که قبلا ذکرش رفت) دکلمه خوانی نیز که خود نوعی اجرای شعر است توسط بسیاری از دانش آموزان در مدراس انجام می گیرد که البته امروزه بسیار به صورت کلیشه ای در آمده اما می توان امیدوار بود که روزی با هماهنگی بیشتر فرم با محتوا در دکلمه خوانی ها، این شکل از اجرای شعر از حالت تکان دادن کلیشه ای دست و پا خارج شده و جنبه های نمایشی تری به خود بگیرد.
اما نکته مهم در مورد اجرای شعر در ایران – همان طور که قبلا نیز گفتیم- این است که ما بیشتر از انکه شعرِ اجرا داشته باشیم تئاتر و داستان به زبان شعر داشته ایم. تعزیه به عنوان شکلی از تئاتر در ایران همیشه دیالوگهایی مبتنی بر شعر داشته است. و اصولا اجرای شعر در ایران بیشتر در مناسک و آیین هایی تجربه شده که در آنها تهییج مخاطب دارای اهمیت است. به همین ترتیب می توان مداحی را نیز نوعی اجرای شعر دانست که می تواند هم شکل ساده و سنتی داشته باشد و هم شکل رادیکال. و طبیعتا در شکل رادیکال آن که مثلا یک مداح در حین خواندن سوگنامه امام حسین (ع) استکان های آب را توی سرش خرد می کند و یا زنجیر به گردن خود می بندد و شعر می خواند، بار نمایشی و اجرایی حرکت از حالت ساده آن بیشتر است و با توجه به اینکه مخاطبان و شرکت کنندگان در این گونه اجتماعات هر ساله انتظار دیدن چیزی جدید را دارند، می توان پیش بینی کرد که اشکال متفاوت و رادیکال تری از مرثیه و مولودی خوانی در آینده تجربه بشود.
اما شاید بتوان گفت که طرفدارن شعر گفتار سید علی صالحی از میان بقیه جریان ها در سال های اخیر بیشتر بر جنبه های اجرایی شعر تاکید داشتند. در این گونه از شعر که زبان به زبان محاوره نزدیک تر و بازی ها و پیچیدگی های تجربه شده در شعر سپید در آن به مراتب کمتر است، شعر قابلت های اجرایی خود را راحت تر بروز می دهد. اجرای شعر گفتار نیز البته شکل ساده و رادیکال خاص خود را داشته و تجربه شده است. شکل ساده آن دکلمه کردن شعر (معمولا توسط بازیگران حرفه ای که فن بیان را به خوبی بلدند) است و ارائه آن توسط رسانه ای غیر مکتوب نظیر نوار کاست و یا انواع سی دی و دی وی دی. اما شکل رادیکال آن بیشتر توسط طرفدارن جوان شعر گفتار در جنوب تجربه شده به نحوی که این دسته از شاعران در کنگره هایی نظیر کنگره بندرعباس حتی از شیرجه زدن و سینه خیز رفتن بر روی سن نیز ابایی نداشتند.
اما این شکل از اجرای شعر را نمی توان معادل دقیق اجرای شعر در خارج دانست برای اینکه هدف این جریان این بود که شعر هر چه بیشتر از حالت نوشتاری خارج شده و گفتاری بشود و بحث تلفیق تئاتر با شعر در آن مطرح نیست اما رادیکالیسم در تاکید بر گفتار چیزی است که اآ را بیشتر از قبل به پرفورمنس نزدیک می کند.
و شاید اجرای شعر و تلفیق آن با هنرهایی نظیر تئاتر و رقص را به بهترین شکل در آثار شنبه زاده شاهد باشیم که البته باید توجه داشت که او نیز فرزند جنوب ایران است.
اما در ایران با فروکش کردن تب شعر گفتار، اجراهای شعر، حالت از پیش آماده به خود گرفت به طوریکه شاعرانی نظیر شاعران حوزه هنری شکل کلیشه ای و از پیش تعیین شده ای برای خواندن شعر خود داشتند و بسیاری از سپید سرایان پایبند به ساختار ها نیز شعرهایشان را بسیار شبیه به هم می خواندند. در این میان جریان های پیشرو چه در شعر سپید و چه در غزل، بیشتر از سایرین تاکید بر اجرای شعر داشتند که البته این تاکید ناشی از توان اجرایی شعرهایشان بود. در غزل پست مدرن به دلیل استفاده از راوی های متفاوت در شعر، به کارگیری زیاد دیالوگ و استفاده از لحن های مختلف برای شخصیت پردازی طبیعتا اجرا نیز اهمیت یافت و به همین دلیل استفاده از رسانه های غیر نوشتاری توسط شاعران این جریان نیز بیشتر از غزل سرایان کلاسیک و نئو کلاسیک بود.
استفاده از رسانه هایی نظیر موبایل و یا اینترنت برای نشر دادن شعر به صورت ضبط شده، نیازمند این بود که شعر قابلیت اجرایی داشته باشد و برای مخاطب علی السویه نباشد. فیس بوک نیز رسانه دیگری بود برای انتشار شعرهای غیر نوشتاری شاعران ایرانی. کسانی نظیر علی عبدالرضایی از این رسانه برای انتشار کلیپ هایی که بر مبنای شعر خود تهیه کرده اند، استفاده بسیاری نموده اند. نکته دیگر در مورد شعرهایی که در ایران از طریق رسانه های غیر چاپی عرضه می شوند (که طبیعتا بار اجرایی بیشتری دارند) آن است که معمولا شاعرانی از این رسانه ها استفاده می کنند که به دلیل وجود ممیزی در ایران احتمال انتشار یافتن شعر شان به صورت چاپی کمتر است.
در این مقاله سعی شد با نگاهی به تاریخچه اجرای شعر در نقاط مختلف دنیا و شاخه های مختلف آن، به این سوال پاسخ بگوئیم که چه رابطه ای میان شعر و اجرای آن وجود دارد و تمرکز بر هر کدام از اینها تا چه حد ممکن است از شعریت اثر بکاهد و یا به آن بیفزاید و البته رابطه تاریخی تنگاتنگی که این دو با هم دارند نیز نشان داده شود. نکته مهم در این بین پاسخ دادن به کسانی است که مدعی اند شعر را بایست کتابی خواند و نباید اجرا نمود، ادعایی که شاید انگیزه اصلی مولف از نوشتن چنین مقاله ای بوده اما بر هر حال باید این را نیز اذعان نمود که در جهانی که اندیشه های متضاد در موازات با هم دارای ارزش های یکسانی می باشند، نظر تمام افراد باید به یک میزان و بدون حب و بغض مورد توجه قرار گیرد.


***


آنجلینا دست پدرش را گرفته بود و داشتند با هم از در ورودی چادر سیرک عبور می کردند. در میان دایره خاکی وسط چادر، تنها یک مرد دیده می شد و یک میکروفون. تماشاچی ها در سکوت زل زده بودند به مرد و منتظر بودند تا شعرش را اجرا کند. در سیرک شعر تائوس {61} خبری از زرافه ها و فیل ها و شعبده باز ها نبود اما در عوض چهره های متفکر بسیاری از شاعران و هنرمندانی را می توانستی ببین که بر روی سکوها نشسته اند و خیره شده اند به وسط صحنه. آنجلینا نمی دانست که چنین سیرکی چقدر می تواند هیجان انگیز باشد. اما وقتی که نمایش تمام شد و دست در دست پدرش از چادر سیرک بیرون آمد، دلش می خواست که دوباره و دوباره هم بیاید و باز هم شعر ببیند...

پانویس ها:


29- Jerome Rothenberg
30- Hedwig Gorski
31- Futurist تعریف گورسکی از فوتوریسم متفاوت از چیزی بود که در ابتدای قرن بیستم توسط امیلیو. ف.ت. مارینتی و هم قطارانش در اروپا ارائه گردید.
32- neo-beat

33- William Blake شاعر رومانتیک انگلیسی انتهای قرن 18 و ابتدای قرن 19

34- Caroline Bergvall
35- Brian Catling
36- Simon Armitage
37- Anne Duffy
38- Slam poetry
39- Broadway
40- Harold Bloom
41- Yale
42- Regie Cabico
43- nuyorican
44- bob Holman
45- Chicago green will
46- marc smith
47- café show
48- Patti Smith
49- Richard Hell
50- Punk rock
51- John Giorno


52- Hispanic اسپانیایی و یا مربوط به امریکای جنوبی


53- Pedro Pietri
54- Miguel Algarin
55- Giannina Braschi
56- Guillermo Gomes Pena
57- stand-up comedy شکلی از کمدی که در آن یک نفر به  روی سن رفته و سعی می کند مخاطبان را بخنداند.
58- John D
59- choreo-poetry
60- bath spa university
61- Taos poetry circus


این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی