پرینت

پس از خواندن بسوزان (3)-مصطفی انصافی (2)

نوشته شده توسط مصطفی انصافی. Posted in نگاه نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

آه و امید و حرف‌های خوب و بهار

1- بزرگ بانوی ادبیات داستانی ایران، سیمین دانشور درگذشت. درگذشتن کار سخت و بزرگی است. درگذشتن یعنی این دنیا را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش گذاشتن و رفتن. گذاشتن و رفتن سخت است، سخت‌تر از نوشتن سووشون؛ و سیمین دانشور از پس این کار سخت برآمد و درگذشت. بی‌شک ادبیات ما مدیون اوست و بیش از ادبیات ما، زن ایرانی. او در سال 1327 در دوره‌ای که هیچ داستان‌نویس زنی در ایران وجود ندارد اولین مجموعه‌داستان‌اش را با عنوان آتش خاموش منتشر می‌کند. سووشون، بیست سال بعد و کمی پیش از مرگ جلال منتشر می‌شود. دانشور به عنوان یکی از زنان پیشگام داستان‌نویسی ایران، یکی از بهترین و پیچیده‌ترین شخصیت‌های زن رمان فارسی را در سووشون خلق می‌کند. زنی که به معنای دقیق کلمه زن ایرانی است. مادر است. همسر است و یار و یاور و مددکار خانواده در سخت‌ترین روزهای زندگی؛ روزهایی که سختی‌اش در شرایط سیاسی و اجتماعی به بحران می‌رسید و بحران وارد خانواده می‌شد و زن ایرانی، زن چند نسل پیش ایرانی، بیش از "مادر بودن" و "همسر بودن" و "قلب خانواده بودن" رنج می‌کشید؛ و زری چنین زنی بود. شکننده چون ظرف بلور و در عین حال استوار چون کوه. یاد سیمین دانشور را گرامی می‌داریم.
2- دبیرخانه‌ی نخستین جایزه‌ی کتاب سال هفت اقلیم با برگزاری مراسم اختتامیه در فرهنگسرای ارسباران به کار خود پایان داد. یکی از نکات برجسته و منحصربه‌فرد این جایزه‌ی ادبی، شیوه‌ی داوری آثار رسیده به دبیرخانه بوده است. آثار در سه مرحله، داوری و در هر مرحله توسط بیست داور مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مرحله‌ی اول، داوری‌ها به صورت انفرادی بوده و هر داور از بین حدود ده کتاب بدون در نظر گرفتن سقف و محدودیتی آثار منتخب‌اش را به دبیرخانه اعلام کرده است. در مرحله‌ی دوم داوری‌ها به صورت گروهی و در چهار گروه پنج نفره دنبال شده و هر گروه تعداد مشخصی از آثار را مورد قضاوت قرار داده است و در پایان این مرحله، هر گروه یک رمان و یک مجموعه‌داستان به دبیرخانه معرفی کرده است. به این ترتیب با پایان یافتن دومین مرحله‌ی داوری، 8 اثر شامل 4 مجموعه‌داستان و 4 رمان به عنوان کاندیداهای نهایی هفت اقلیم به دور نهایی راه یافتند. دور نهایی تنها مرحله‌ای بوده که داورها به صورت مشترک به قضاوت هر هشت اثر نشستند. هر چه تعداد داواران بالا می‌رود از خطای داوری کاسته می‌شود و می‌توان به نتیجه‌ی این داوری امیدوار بود و آن را دقیق دانست. نتیجه‌ی داوری در مقایسه با معتبرترین جایزه‌ی ادبیات داستانی ایران یعنی جایزه‌ی گلشیری و دیگر جوایز ادبی به نظر از پشتوانه‌ی محکم‌تر و سازوکار جدی‌تری برخوردار بوده است. امیدوارم این جایزه همین طور بماند و رشد کند و اعتبار کسب کند و اعتبار دهد. وقتی خسرو عباسی خودلان- که در کنار آیت دولتشاه از پایه‌گذاران هفت اقلیم است- با این پرسش من مواجه شد که "چرا جایزه‌ی داستان کوتاه را تعطیل کردید و جایزه‌ی کتاب راه انداختید" گفت: "جامعه‌ی ادبی ما بیشتر به جایزه‌ی کتاب نیاز دارد. هفت‌اقلیم ظرفیت‌های بالایی دارد و باید بتواند از همه استعدادش استفاده کند و با سلیقه‌ی خودش باعث اعتبار چند کتاب و پرفروش شدن آن‌ها بشود." این فکر، فکر خوبی است. به شرطی که هفت‌اقلیم مدام باشد و کاستی‌های احتمالی‌اش را برطرف کند.
3- جمعی از نویسندگان جوان بیانیه‌ای منتشر کردند که متن آن در اینترنت راحت پیدا می‌شود. حرف‌های خوبی در این متن آمده است. حرف‌های عالی و متعالی. اما تا وقتی که با صراحت عنوان نشود این بیانیه در واکنش به چه‌چیز یا چه‌کس یا چه‌اتفاقی منتشر شده است، کارکرد واقعی و مخاطب خود را پیدا نمی‌کند. بگذریم از این که یکی دو نفر از امضاکنندگان این بیانیه، خودشان از آن آدم‌هایی هستند که با جنجال راه انداختن سعی در کسب شهرت و اعتبار دارند!
4- این متن با تسلیت آغاز شد و قرار است با شادباش پایان یابد. پایان خوش یا همان "هپی اند" که می‌گویند همین است! اولین سال از دهه‌ی جدید شمسی هم تمام شد. یک سال دیگر به سن "ما" و ادبیات "ما" و "ادبیات ما" اضافه می‌شود. اما آیا به اندازه‌ی یک سال به سوادمان اضافه شده است؟ به آگاهی‌مان؟ در سال گذشته هم مثل هر سال، تلخی و شیرینی بسیار دیدیم. ادبیات ما روز به روز باید پیشرفت کند. این پیشرفت حاصل نمی‌شود جز با آگاه شدن و با سواد شدن. امسال که دارد می آید کمتر بخوابیم و بیشتر بخوانیم و فیلم ببینیم و نقاشی نگاه کنیم و موسیقی بشنویم. تر و تازه شویم با بهار و سخن تازه بگوییم به قول مولانا تا دوجهان تازه شود، وارهد از حد جهان، بی‌حد و اندازه شود؛ و بخواهیم از خدا که حال‌مان را خوب کند و حال خوب‌مان را بهتر و حال بهترمان را بهترین.
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی