پرینت

Sonnet 18 & Sonnet 116 (شكسپير)

. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

دو ترجمه از ويليام شكسپير (بشير باقي)

Sonnet 18
تو را با یک روز بهاری* برابر کنم ؟
تو از آن دوست داشتنی تر و آرام تری ؛
بادهای خشن غنچه های محبوب ماه اردیبهشت** را به لرزه می اندازد
و بهار مدتی بسیار کوتاه می ماند.
گاهی ،خورشیدِ آسمان بسیار گرم و تابان است
و اغلب چهره‌ی طلایی‌اش تیره و تار است.
هر زیبایی را آخر ِ کار پایان است ،
و چه اتفاقی و چه با قانون ِ طبیعت رو به زوال است .
اما بهار ابدی تو بی پایان است ،
و زیبای ای را که تو داری بی زوال است .
مرگ از اینکه در زیر سایه‌اش باشی بر خود نالان است ،
چون تو در ابیات ِ باقی ِ زمان می‌رویی :
تا زمانی که انسان را یارای نفس کشیدن یا چشم‌ها را یارای دیدن است 
این شعر زنده است، و به تو زندگی بخش است.

ويليام شكسپير


*تابستان در انگلیس هم‌زمان با بهار در ایران است.
**ماه "مه" در انگلیس هم‌زمان با روزهایی از فروردین یا اردیبهشت است .



Sonnet 116
نگو که در پیوند ِ روح‌های ِ راستین هم خللی راه می‌یابد.
عشقی که هنگامه‌ی ِ پیدایش ِ بی ثباتی تغییر می‌پذیرد
یا با بی قراری ِ شخص  به راه ِ انحرافی کشیده می‌شود
اصلاً عشق نیست.
واه ! نه ، عشق نشانه‌ای همیشه باقی ست؛
به دل طوفان‌ها می رود و هرگز به خود نمی‌لرزد؛
و برای هر کشتی ِ سرگردان ستاره‌ی ِ راهنماست.
اما قدرش را نمی‌دانند ،
گر چه که به عرش ِ عشق هم برسند
عشق بازیچه‌یِ زمان نیست .
حتا اگر لب‌ها و گونه‌های ِ سرخ
در دایره‌ی ِداسِ زمان نابود شوند ،
عشق با گذشت روزها و هفته‌های کوتاه تغییر نمی‌پذیرد،
بلکه تا روز ِرستاخیز باقی می‌ماند .
اگر این حرف اشتباه‌ست و خلاف آن اثبات گشته
نه من شعری گفته‌ام،
نه هرگز کسی عاشق شده .


Sonnet 18:

Shall I compare thee to a summer's day?
Thou art more lovely and more temperate.
Rough winds do shake the darling buds of May,
And summer's lease hath all too short a date.
Sometime too hot the eye of heaven shines,
And often is his gold complexion dimmed;
And every fair from fair sometime declines,
By chance, or nature's changing course untrimmed.
But thy eternal summer shall not fade
Nor lose possession of that fair thou ow'st;
Nor shall death brag thou wand'rest in his shade,
When in eternal lines to time thou grow'st,
So long as men can breathe or eyes can see,
So long lives this, and this gives life to thee.



Sonnet 116:
Let me not to the marriage of true minds
Let me not to the marriage of true minds
Admit impediments. Love is not love
Which alters when it alteration finds,
Or bends with the remover to remove.
O no, it is an ever-fix mark
That looks on tempests and is never shaken;
It is the star to every wand'ring bark,
Whose worth's unknown, although his height be taken.
Love's not Time's fool, though rosy lips and cheeks
Within his bending sickle's compass come;
Love alters not with his brief hours and weeks,
But bears it out even to the edge of doom.
If this be error and upon me proved,
I never writ, nor no man ever loved.

William Shakespeare


این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
+1 #3 شهاب1991 1394-05-13 19:48
فکر نمی کنیدکه جمله ی" تابستان در انگلیس هم زمان با بهار در ایرانه" غلطه؟! :eek:
بهتره بود به تفاوت آب و هوا اشاره کنید، گرچه به نظرم لزومی نداره بهار رو به جای تابستان ترجمه کرد. همون طور که "تابستان گرم و طولانی" رو دقیق ترجمه می کنیم.
نقل قول
 
 
+1 #2 how to lose 10 1393-12-13 09:31
There are many easy-to-do dishes that supply a lot of health insurance weight reduction benefits.

Lunch: Salad, boiled chicken, brown rice, grilled vegetables, tofu.
Do not turn about the television and sink into the couch soon after dinner.
نقل قول
 
 
+2 #1 سیده فوزیه حسنی 1392-01-16 19:59
با عرض سلام و خسته نباسید، این شعرها رو خیلی خوب ترجمه کردید. من خیلی شعر دوست دارم لطفا شعرهای بیشتری را در وبلاگتون بزارید. با تشکر
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی