پرینت

اعتراف (چارلز بوکفسکی)

نوشته شده توسط ملیحه بهارلو. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

" اعتراف "

منتظر مرگ‌ام
مرگي كه مث يه گربه
يه دفعه مي‌پره
روي تختم

من خيلي براي زنم
متٲسفم

اين بدن رنگ پريده‌ي خشك رو مي‌بينه
يه بار تكونش مي‌ده
شايدم
بيشتر

"هنك!"٭

هنك جوابي نمي‌ده

اين مرگم نيست كه
نگرانم مي‌كنه
چيزي كه نگرانم مي‌كنه زنمه
كه با اين كپه‌ي هيچ
رها مي‌شه و تنها مي‌مونه

مي‌خوام بدونه كه
همه‌ي اون شبايي كه
كنارش
مي‌خوابيدم

حتي بي مصرف ترين
بگو مگوها و جر و بحث‌ها
همه برام چيزاي عالي و با شكوهي بودن

و اون كلمات سختي
كه تا حالا
از گفتن‌شون وحشت داشتم
الآن مي‌تونن گفته بشن:
دوستت دارم.

"چارلز بوكفسكي"


(٭ نزديكان بوكفسكي، او را "هنك" صدا مي‌زدند.)

 

Confession

waiting for death
like a cat
that will jump on the
bed

I am so very sorry for
my wife

she will see this
stiff
white
body
shake it once, then
maybe
again

Hank

Hank won't
answer

it's not my death that
worries me, it's my wife
left with this
pile of
nothing

I want to
let her know
though
that all the nights
sleeping
beside her

even the useless
arguments
were things
ever splendid

and the hard
words
I ever feared to
say
can now be
said

I love
you

Charles Bukowski

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی