پرینت

تنها دو چيز (گوتفريد بِن)

نوشته شده توسط فخاریان، فون‌گمینگن. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

«زادگاه، گزارش جريان زندگی، بی معنی! خيلی ها از يوتربوگ يا کونيگسبرگ، و در يک جنگل سياه تمام می شود آدم برای هميشه.»    گوتفريد بِن

گوتفريد بِن (1956-1886)
تنها دو چيز

گام زده از ميانِ چه بسيار شکل ها
از ميانِ من و ما و تو ،
رنج کشيده اما از همه
از پیِ پرسشِ هميشگی: برای چه؟

اين پرسشی است کودکانه
دير فهميدی تو ،
تنها يک چيز وجود دارد: تاب بياور
- چه معنا ، چه ميل ، چه مَثَل –
فرمانِ ديگری برای تو: تو بايستی.

چه گل های سرخ ، چه برف ، چه درياها
هر آن چه می رويد ، محو می شود
تنها دو چيز وجود دارد: خلا
و منِ نشان دار

 

 

Nur zwei Dinge
Durch so viel Form geschritten,
durch Ich und Wir und Du,
doch alles blieb erlitten
durch die ewige Frage: wozu?
Das ist eine Kinderfrage.
Dir wurde erst spät bewußt,
es gibt nur eines: ertrage
- ob Sinn, ob Sucht, ob Sage -
dein fernbestimmtes: Du mußt.
Ob Rosen, ob Schnee, ob Meere,
was alles erblühte, verblich,
es gibt nur zwei Dinge: die Leere
und das gezeichnete Ich.

Gottfried -1956

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی