پرینت

جام‌ها (پاول سلان)

نوشته شده توسط فخاريان، فون‌گمينگن. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

پاول سلان*
جام‌ها


برای کلاوس دموس**


بر خوان گستردهٔ زمان
باده به سر می‌کشند جام‌های خداوند
چشمان بینایان را می‌نوشند
و چشمان کوران
و قلب سایه‌های مقدر
و گونه‌های فرورفتهٔ عصر
آن‌ها مخوف‌ترین نوشندگانند
تهی را‌‌ همان گونه به سر می‌کشند که پری را
و لبریز نمی‌شوند مثل تو یا من

 

*پاول سلان در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۰ در شهر رومانیایی چرنوویتس (Czernowitzامروز واقع در اوکراین) به عنوان پسر خانواده‌ای یهودی و آلمانی زبان به دنیا آمد. از سال ۱۹۳۹ به تحصیل رمانیستیک (Romanistikادبیات فرانسه و اسپانیا) پرداخت، تا اینکه در سال ۱۹۴۱ چرنوویتس به اشغال سربازان آلمانی درآمد و تمام یهودیان به «گتو» Ghettoانتقال داده شدند. سال‌های ۴۳/۱۹۴۲ را سلان در اردوگاه‌های کار اجباری در رومانی گذراند. پدرش پس از انتقال به اردوگاه از تیفوس جان سپرد و مادرش با گلوله کشته شد. سلان خود را تا پایان عمر گناهکار حس می‌کرد و رنج می‌برد از این گمان، که آن‌ها را‌‌ رها کرده است. ترومای ناشی از دهشت سال‌های ۱۹۴۲ و ۴۳ خود را در تمامی آثار سلان به رخ می‌کشد.
در سال ۱۹۴۷ سلان به وین فرار کرد، جایی که اولین مجموعه شعرش «شن از خاکستردان مردگان» Der Sand aus den Urnen را منتشر کرد، مجموعه‌ای که ابتدا توجه چندانی برنینگیخت. در وین، سلان با اینگبورگ باخمن آشنا شد و رابطه‌ای عاشقانه – حتمن پنهانی چرا که به تازگی کشف شده است - بین دو شاعرِ پریشانِ آلمانِ پس از جنگ شکل گرفت. در سال ۱۹۴۸ سلان به پاریس نقل مکان کرد، جایی که او تابعیت فرانسوی گرفت و تا مرگ خودخاسته‌اش در سال ۱۹۷۰ در آنجا زیست.
در سال ۱۹۵۲ مجموعه شعر «شقایق و حافظه» Mohn und Gedächtnisمنتشر شد؛ شامل شعر «فوگِ مرگ» Todesfugeکه برای او شهرتی جهانی به ارمغان آورد. اما وقتی شاعر «فوگِ مرگ» را برای نشست انجمن ۴۷ – انجمنی متشکل از تمامی شاعران معروف آلمانی وقت- خاند، معنی شعر فهمیده نشد. در سال ۱۹۶۰ بیوهٔ شاعر فرانسوی-آلمانی ایوان گل Zvan Goll، دوست سلان، سلان را متهم به سرقت ادبی از اشعار گل کرد، ادعایی که البته هیچ‌گاه اثبات نشد اما سلان را تا پایان عمر درگیر این موضوع کرد. در سال‌های بعد سلان به خاطر روانِ متلاشی و حالت‌های جنون زدگی چندین بار در کلینیک‌های روانی بستری شد. سال ۱۹۶۹ سلان به اورشلیم سفر کرد، جایی که او با دوست دوران جوانی‌اش، ایلانا شموئِلی Ilena Shmueliدوباره ملاقات کرد. این ملاقات نامه نگاری و اشعاری به دنبال داشت که نشان از درگیری‌های ذهنی سلان با یهودیت دارد.
پاول سلان برای اشعارش جوایز چندی کسب کرد که می‌توان از جایزهٔ «گیورگ بوشنر» Georg Büchnerنام برد. او هم چنین به ترجمه نیز پرداخت: شارل بودلر، آرتور رمبو، آنتوان چخوف و دیگران.
** در سال ۱۹۵۱ سلان، کلاوس دموس را، که خود سرایندهٔ اشعاری با اندیشه یِ همه خدایی در ادامهٔ سنتِ شعری هولدرلین و هوفمنشتال بود، به عنوان تنها دوست خود می‌نامد.

 

 

Paul Celan
Die Krüge 
Für Klaus Demus

An den langen Tischen der Zeit
zechen die Krüge Gottes.
Sie trinken die Augen der Sehenden leer und die Augen der Blinden,
die Herzen der waltenden Schatten,
die hohle Wange des Abends.
Sie sind die gewaltigsten Zecher:
sie führen das Leere zum Munde wie das Volle
und schäumen nicht über wie du oder ich.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی