پرینت

شعری از " پراوین کومار " برگردان: ملیحه بهارلو

نوشته شده توسط ملیحه بهارلو. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

" لبخند مصنوعی "

اینجا نشسته م
با یه لبخند رو صورتم،
لبخند می زنم و نفس می کشم،
لبخند می زنم و چشمامو می بندم،
از صبح تا شب، لبخند می زنم؛

آسمون، تاریکه،
بادِ سرد
همه ی وجودمو منجمد کرده،
اینجا نشسته م، آروم
با یه لبخند سرد، با یه لبخند خالی؛

منتظرم، در انجماد زمان،
با رؤیاهای درهم و پراکنده م،
قلبم، زندانی در میان یه قبر،
لبخند می زنم تا احساسات واقعی م رو بپوشونم؛

لبخند زدن همه ی کاریه که هر روز انجام می دم،
با یه نقاب رو صورتم،
آدما باید خیلی بهم نزدیک بشن،
تا اشکایی که از چشمام جاری ان رو ببینن؛

روزها طولانی ان،
شب ها، طولانی تر،
دنبال روشنایی ام،
اما آرامش فقط تو تاریکی پیدا می شه؛

احساساتم دارن خفه م می کنن،
دارم تو یه مسیر بی پایان راه می رم،
دنبال یه رنگین کمون م،
دنبال رهایی از این مسیر و
رفتن به یه راه تازه.

 


“ A Broken Smile “

I sit here with a smile on my face
I smile as I breathe in deep
I smile as I close my eyes
and I smile all day long

the sky is dark
as the freezing winds
seep into my bones
I sit here smiling silently cold and empty

I wait here frozen in time
with my dreams torn apart
my heart encased in a tomb
I smile to mask my true emotions

smile is all that I do day in and day out
the mask that I wear is so perfect
one needs to come a lot closer
to see the tears trickling down my eyes

the days are long
the nights longer still
I try to find the light
but find comfort only in the dark

emotions swell inside
walking on a broken path
I look up for the rainbow
hoping that one day I will get off
this broken path and onto a new one

“ Praveen Kumar “

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی