پرینت

شعری از راینر ماریا ریلکه-برگردان: مرتضا فخاریان، اشتفانی فون گمینگن

نوشته شده توسط فخاریان، فون گمینگن. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

رسالت محمد

آن گاه که در پنهان گاهش ، آن سدره نشین
آن بی درنگ شناختنی: آن فریشته
پانهاد
فرازقامت، آن پاک ، آن درخشان
او هر خاستنی را فرونهاد و خاست

خاست که بماند آن  بازرگانِ
پریشان از سفرهاش ، که او بود
او نخانده بود هیچ گاه
اکنون اما
این کلام
بلندتر از داناییِ حکیمی حتا.

فریشته اما، فرمان دهنده ، نشان داد و داد
به او
آن چه بر مکتوبش نگاشته بود
دست نمی کشید و هماره می خاست: بخان.

هنگام که خاند،
چنان ، که فریشته خم شد به احترام
و اکنون یکی بود
که خانده بود
و توانسته بود
و فرمان برده بود
و اطاعت کرده بود

 

 

Mohammeds Berufung
Rainer Maria Rilke

Da aber als in sein Versteck der Hohe,
sofort Erkennbare: der Engel, trat
aufrecht, der lautere und lichterlohe:
da tat er allen Anspruch ab und bat
 
bleiben zu dürfen der von seinen Reisen
innen verwirrte Kaufmann, der er war;
er hatte nie gelesen - und nun gar
ein solches Wort, zu viel für einen Weisen. 
 
Der Engel aber, herrisch, wies und wies
ihm, was geschrieben stand auf seinem Blatte,
und gab nicht nach und wollte wieder: Lies.
 
Da las er: so, daß sich der Engel bog.
Und war schon einer, der gelesen hatte
und konnte und gehorchte und vollzog.

 


Rainer Maria Rilke: Sämtliche Werke. Band 1–6, Band 1, Wiesbaden und Frankfurt a.M. 1955–1966, S. 638

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی