پرینت

كودكي (پ‌تر تورینی)

نوشته شده توسط حسن عرب. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

پ‌تر تورینی*
حسن عرب

کودکی

سرزمینی ست هولناک
آن دست ها
که نوازشت می‌کند
می‌آزاردت.
آن دهان
که تسلایت می‌دهد
قهرآمیز می‌خواندت.
آن آغوش
که تو را بر می‌گیرد
پست می‌زند.
آن گوش ها
که تو را می‌شنوند
همه را به خطا درمی یابند.
بستری
که تو را گرم می‌کند
از آن برادر بزرگ توست.
آن دیوار
که بر آن، به رنگ، از خود نقشی می‌کشی
هر سال به رنگی نو درمی آید.
آن کلام
که سرانجام بر زبان می‌آوری
کودکانه ست.

آن‌گاه که با کلامت و نقش هایت
برآنی به سویی دیگر شوی
می‌گویند
تو را با آن بیگانگان چه کار.
به کجا می‌باید رفت،
آن‌گاه که خویشان
بیگانه با منند؟

به هیچ کجا، نخواهم رفت.

 

* پ‌تر تورینی متولد ۱۹۴۴ در سنت مارگارتن St. Margarethenدر وین و رتز زندگی می‌کند. وی به عنوان نویسندهٔ پیام‌های تبلیغاتی کار می‌کرد تا اینکه در سال ۱۹۷۱ قطعه تیاترجنجالی «شکار موش» Rozznjogdرا به گویش اتریشی منتشر کرد، اثری که موجب شد او به سرعت شناخته شود. پس از آن او خود را وقف فعالیت ادبی به عنوان نویسنده‌ای آزاد کرد و در سال ۱۹۷۲ قطعه «سلاخی ماده خوک» Sauschlachten رسوایی دیگری به پا کرد. هم چنین سریال‌های تلویزیونی «حکایت آلپ» Alpensagaو «حکایت کارگران» Arbeitersagaکه فیلمنامه‌شان را او نوشته بود، به دلیل نقد اجتماعی برآمده از محتوایشان بحث‌های زیادی را در اتریش برانگیخت. همین محتوای آزاردهندهٔ آثارش شاید بهترین دلیل بحث برانگیز بودن آثار اوست در زادگاهش.
او در آثارش سویهٔ منفی محیط اطرافش را در شکلی صریح و بی‌تخفیف به تصویر می‌کشد. این‌‌ همان ایدهٔ اصلی اوست که کار تیا‌تر این نیست که واقعیات را به صورت ناتورالیستی بنمایاند و برای مشکلات چاره جویی کند، بلکه باید آن‌ها را به صورتی افراطی و موکد نشان دهد.
آثار تیاتری تورینی که امروزه در تمام دنیا اجرا می‌شوند، به همراه فیلمنامه‌ها، شعر‌ها، مقالات و سخنرانی‌هایش، به سی زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌اند. تورینی که عضو انجمن نویسندگان گراتس می‌باشد جوایز زیادی کسب کرده است که از آن جمله‌اند: جایزهٔ گرهارد هاوپتمن Gerhart Hauptmannدر سال ۱۹۸۱ و جایزهٔ وورت Würthبرای ادبیات اروپایی در سال ۲۰۰۸. هم چنین در سال ۲۰۱۰ دانشگاه کلاگن فورت Klagenfurtبه او دکترای افتخاری اعطا کرد.

 

Peter Turrini
Die Kindheit

ist ein schreckliches Reich.
Die Hände
die dich streicheln
schlagen dich.
Der Mund
der dich tröstet
brüllt dich an.
Die Arme
die dich hochheben
erdrücken dich.
Die Ohren
die dir zuhören
verstehen alles falsch.
Die Decke
die dich wärmt
gehört deinem älteren Bruder.
Die Wand
der du ein fabriges Zeichen von dir gibst
wird einmal im Jahr übermalt.
Der Satz
den du endlich sagst
ist kindlich.

Wenn du mit deinen Sätzen und Zeichen
woanders gehen willst
dann heißt es
das geht die fremden Leute nichts an.
Wohin soll ich gehen
wenn die eigenen Leute
so fremd zu mir sind?

Ich gehe nirgendwohin.

 


اصلاح شده توسط ویراسباز

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی