پرینت

هيروشيما (ماري لوئيزه کاشنيتس)

نوشته شده توسط فخاریان، فونگمینگن. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

ماري لوئيزه کاشنيتس*
برگردان: مرتضا فخاریان، اشتفانی‌ فون‌گمنگن 

.
هيروشيما**
.
آن که مرگ را بر هيروشيما فرو ريخت
رفته به صومعه، آن جا ناقوس ها را به صدا در مي آورد
آن که مرگ را بر هيروشيما فرو ريخت
پريده از صندلي در حلقه ي طناب ، خويش را خفه کرده است
آن که مرگ را بر هيروشيما فرو ريخت
دچار جنون ، اشباح را دفع مي کند
صدهاهزار، شبانه به سوي او مي آيند، دشمنانه
برخاسته از خاک، به قصد او
.
از اين ها همه  اما هيچ
ديدمش به تازگي
در باغش به حومه ي شهر
پرچين ها هنوز جوان و بوته هاي گل سرخ لطيف
آن قدر سريع رشد نمي کنند ، که بتوان پنهان شد
در جنگل فراموشي، به خوبي مي شد ديد
آن ويلاي برهنه را، زن جوان را
که کنار او ايستاده بود در پيراهني گل نشان
دست دختر کوچک در دستانش
پسرک را که بر پشت او نشسته بود
و تاب مي داد شلاق را بالاي سرش
مي شد او را به خوبي شناخت
چهار دست و پا روي چمنزار، صورت
از شکل افتاده از خنده، چرا که عکاس
پشت پرچين ايستاده بود، چشم جهان

.

.
* ماري لوئيزه کاشنيتس به دنيا آمده به سال 1901 درکارلسروهه ي آلمان و درگذشته به سال 1947 در رم ايتاليا، يکي از مهم ترين نويسندگان و شاعران قرن بيستم آلمان به حساب مي آيد که علاوه بر شعر، رمان، داستان ، کارهاي راديويي و طرح هاي اتوبيوگرافيک زيادي از خود به جا گذاشته است. آثار او را مي توان به سه دوره ي کاري تفکيک کرد: مشخصه ي دوره ي اول، دوره ي پيش از 1945 ، اتصال به سنت است. در مرکز کارهاي اين دوره ي  او عشق، مرگ و فنا پذيري نشسته ، که شاعر آن ها را با تصاوير طبيعت و نمايش هاي خيال انگيز  به شعر در آورده است. بعدها شاعر از اين دوره ي شعري خود به طور آشکاري فاصله مي گيرد. در دوره دوم، زمانه ي پس از جنگ، با وجود حفظ شکل هنوز موزون شعرها ، جهت گيري شاعر ، متاثر از جنگ تغيير مي کند و رئاليست پس از جنگ از خلال مواجهه ي تلطيف نشده با وقايع، مضمون اصلي آثار او را مي سازد. دوره ي سوم که ميانه دهه پنجاه شکل مي گيرد، دوره تغيير نگاه راديکال شاعر است. مشخصه ي زبان اين دوره ايجاز، فشردگي و کوبندگي است ،  همچنان که انحرافي اساسي از وزن و قافيه بندي، شعري آزاد از فرم هاي سنتي.  در اين دوره شاعر واقعيت و هويت خود را مورد پرسش قرار مي دهد.

.
** اين شعر از معروف ترين شعرهاي دوره ي سوم شاعر است، و به مناسبت شصت و پنجمين سالگرد حادثه ي دهشتناک هيروشيما ، بهانه اي است براي يادآوري يکي از آن ها که بشر براي انجام دادنش بايد هميشه شرمساري را در خود حاضر بيابد. خلباني که مرگ را بر سر هيروشيما فرو ريخت، در واقع ديوانه شد و دو بار تلاش کرد تا خودکشي کند. اين ها را هم شاعر مي دانسته است ، اما او در پي اشاره اي صرف به گذشته نيست ، بلکه نگاه نگرانش رو به آينده اي است که بدبينانه هراسان است باز هم آبستن چنين جهنمي باشد. اين است که شاعر، آخر عمر، حتي شعر گفتن را بيهوده مي داند که در مقابل خشونت جهان کاري از پيش نخواهد برد.

 

ترجمه از : مرتضا فخاريان و اشتفاني فون‌گمينگن

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی