پرینت

پاول سلان برگردان: مرتضا فخاریان، اشتفانی فون گمینگن

نوشته شده توسط فخاریان، فون گمینگن. Posted in ترجمه شعر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

پاول سلان
در ستایش دوردست

در چشمه ی چشمانت
می زیند تورِ ماهیگیرانِ دریایِ دیوانه
در چشمه ی چشمانت
عهدش را نگاه می دارد دریا

این جا می افکنم من،
دلی را ، که مانده میان آدمیان
لباس هایم و درخششِ یک سوگند

سیاه تر از سیاه، برهنه ترم من
نباشم اگر بر عهد و پیمان،  وفادارم
من تو ام ، وقتی که من منم

در چشمه ی چشمانت
می سپارم خود را و رویای ربودن می بینم

یک تور به بند می کشد توری دیگر را:
جدا می شویم،  یکدیگر را در آغوش کشیده

در چشمه ی چشمانت
خفه می کند طناب را یک به دار آویخته
 

 

LOB DER FERNE
Paul Celan
 
Im Quell deiner Augen
leben die Garne der Fischer der Irrsee.
Im Quell deiner Augen
hält das Meer sein Versprechen.

Hier werf ich,
ein Herz, das geweilt unter Menschen,
die Kleider von mir und den Glanz eines Schwures:

Schwärzer im Schwarz, bin ich nackter.
Abtrünnig erst bin ich treu.
Ich bin du, wenn ich ich bin.

Im Quell deiner Augen
treib ich und träume von Raub.

Ein Garn fing ein Garn ein:
wir scheiden umschlungen.
Im Quell deiner Augen
erwürgt ein Gehenkter den Strang.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی