پرینت

اربابان جنگ (باب دیلن)

نوشته شده توسط ملیحه بهارلو. Posted in ترجمه ترانه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

شعري از " باب ديلن "
ترجمه از " مليحه بهارلو "

" اربابان جنگ "

بياييد، آهاي! با شماهام، اربابان جنگ
شما كه همه ي اون تفنگا رو مي‌سازيد
شما كه هواپيماهاي مرگ رو مي‌سازيد
شما كه همه‌ي اين بمبا رو درست مي‌كنيد
شمايي كه قايم مي‌شيد پشت ديوارا
قايم مي‌شيد پشت ميزا
فقط مي‌خوام بدونيد كه
من مي‌تونم از پشت نقاب‌هاتون، چهره‌تون رو ببينم.

شمايي كه هيچ وقت، هيچ كاري نكرديد
فقط مي‌سازيد كه خراب كنيد
شما با دنياي من بازي مي‌كنيد
انگار كه اسباب بازي كوچيكتونه
يه تفنگ مي‌ذاريد توي دستم
و خودتون رو از نگاهم پنهان مي‌كنيد
و وقتي كه گلوله‌ها از توي تفنگ، با سرعت به پرواز دراومدن
روتون رو برمي‌گردونيد و فرار مي‌كنيد.

شما مثل يهودا هستيد
دروغ مي‌گيد و فريب مي‌ديد
و مي‌خوايد كه من باور كنم
جنگ جهاني چيز خوبيه
ولي من عمق چشماتون رو مي‌بينم
و توي ذهناتون رو مي‌خونم
همون طوري كه مي‌تونم
آبي رو كه وارد فاضلاب مي‌شه ببينم.

شما همه‌ي اين اسلحه‌ها رو
براي ديگران مي‌بنديد كه اونا شليك كنن
بعد، عقب مي‌شينيد و
آدمايي كه همين طور مي‌ميرن و مي‌ميرن رو تماشا مي‌كنيد
شما توي كاخ‌هاي باشكوهتون پنهان شديد
وقتي كه خون جوونا
از بدن‌هاشون جاري مي‌شه
و توي گل و لجن، مدفون مي‌شه.

شما بدترين ترسي رو كه
مي‌تونه وجود داشته باشه، ايجاد كرديد:
ترس آوردن بچه‌ها
به اين دنيا،
چون كه داريد بچه‌ي منو
- كه نه به دنيا اومده، نه اسمي داره-
تهديد مي‌كنيد
شما لياقت خوني كه تو رگ‌هاتون جاريه
رو نداريد.

من چقدر بايد بدونم
كه بتونم بدون نوبت، حرف بزنم؟
ممكنه بگيد كه من هنوز خيلي جوونم
ممكنه بگيد چيزي ياد نگرفته‌ام
هرچند كه از شما كوچيكترم
اما يه چيز رو خوب مي‌دونم
اونم اينه كه حتي مسيح هم
هرگز كاري رو كه كرديد، نمي بخشيد.

بذاريد ازتون يه سؤال بپرسم
به نظرتون پولتون به اندازه‌اي هست كه
بتونه بخشايش‌تون رو بخره؟
فكر مي‌كنين كه مي‌تونه؟
من فكر مي‌كنم كه
وقتي مرگ، جونتون رو مي‌گيره
همه‌ي پولي كه جمع كرديد هم
هرگز نمي‌تونه روحتون رو آزاد كنه.

اميدوارم كه همه‌تون بميريد
و مرگتون خيلي هم زود مي‌رسه
اون‌وقت من دنبال تابوتتون ميام
در اون بعدازظهر پريده رنگ
و تماشا مي‌كنم شما رو
درحالي‌كه در بستر مرگتون فرو مي‌ريد
و روي قبرتون مي‌ايستم
تا وقتي مطمئن شم
كه مُرديد.

" باب ديلن "

 

"  Masters Of War"

Come you masters of war
You that build all the guns
You that build the death planes
You that build all the bombs
You that hide behind walls
You that hide behind desks
I just want you to know
I can see through your masks

You that never done nothin
But build to destroy
You play with my world
Like it's your little toy
You put a gun in my hand
And you hide from my eyes
And you turn and run farther
When the fast bullets fly

Like Judas of old
You lie and deceive
A world war can be won
You want me to believe
But I see through your eyes
And I see through your brain
Like I see through the water
That runs down my drain

You fasten all the triggers
For the others to fire
Then you set back and watch
When the death count gets higher
You hide in your mansion
As young people's blood
Flows out of their bodies
And is buried in the mud

You've thrown the worst fear
That can ever be hurled
Fear to bring children
Into the world
For threatening my baby
Unborn and unnamed
You ain't worth the blood
That runs in your veins

How much do I know
To talk out of turn
You might say that I'm young
You might say I'm unlearned
But there's one thing I know
Though I'm younger than you
That even Jesus would never
Forgive what you do

Let me ask you one question
Is your money that good
Will it buy you forgiveness
Do you think that it could
I think you will find
When your death takes its toll
All the money you made
Will never buy back your soul

And I hope that you die
And your death'll come soon
I will follow your casket
In the pale afternoon
And I'll watch while you're lowered
Down to your deathbed
And I'll stand over your grave
Til I'm sure that you're dead

" Bob Dylan "

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی