پرینت

يادداشتی بر كتاب «نيمه تاريك ماه» مجموعه داستان‌های كوتاه هوشنگ گلشيری - مرجان جامی

نوشته شده توسط مرجان جامی. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

يادداشتي بر كتاب «نيمه تاريك ماه»
مجموعه داستان‌هاي كوتاه هوشنگ گلشيری مرجان جامی
درباره «نيمه تاريك ماه» بهترين توصيف همان است كه نويسنده، خود، در نخستين سطر مقدمه كتابش نوشته:
«در عرصه‌ داستان كوتاه حاصل عمر
انگار همين‌هاست كه در اين دفتر آمده است».
اين مجموعه شامل تمام داستان‌هاي كوتاه منتشر شده گلشيری است كه از سال 1339 تا 1377به نگارش درآمده است. متأسفانه، علي‌رغم آنكه گلشيري را بعد از هدايت تأثيرگذارترين نويسنده ايران و صاحب سبك(اصفهان)دانسته‌اند، شمار زيادي از نويسندگان جوان و خوانندگان جدّي ادبيات داستاني آن طور كه بايد به اين مجموعه ارزشمند التفات ندارند. حال آنكه، اين مجموعه مي‌تواند به عنوان یکی از نخستین تجربیات داستان کوتاه مدرن به زبان فارسی و به دليل استفاده از تكنيك‌هاي مختلف داستاني و مضاميني كه هنوز هم تأمل‌برانگيزند، به صورت يك كتاب آموزشي مورد توجّه قرار گيرد. صرف نظر از بي‌مهري برخي بزرگان به اين نويسنده، شايد بتوان علّت اصلي غفلت جوانان را متن پيچيده، نثر سنگين و محتواي چند لايه داستان ها دانست. ويژگي‌هايي كه باعث سخت‌خوان شدن آنها گرديده، تنها مخاطبان خاص و پرحوصله را به خود جذب مي‌كند. به هر حال، گمان نمي‌كنم اين، دليل موجهي براي علاقمندان باشد كه خود را از مطالعه داستان‌هاي گلشيري محروم سازند. داستان‌هايي كه تأمل در محتوا و تعمق در تكنيك‌هاي آنها مي‌تواند ايشان را دست‌كم در آموختن شيوه‌هاي نوين داستان‌نويسي، گونه‌هاي داستان مدرن، زواياي ديد مختلف و... ياري رساند.
در مقدمه دلچسبی كه در ابتداي كتاب آمده، گلشیری ضمن بررسي دوره‌هاي مختلف داستان‌نويسي و عقايد دوران مختلف زندگي‌اش،‌ مشغله‌هاي داستان‌نويسي‌اش را در طول سال‌هاي مختلف در شش دسته عنوان نموده: مشغله واقعيت و خيال، سياست، گذشتگان، ابزار شناخت بودن ادبيات، مشغله زبان و ساختار داستان.
از این موارد، چهار مورد اوّل، در محتوا و دو مورد دوم، در فرم داستان‌ها نمود پيدا كرده است. مفاهيم مطرح شده در داستان ها عبارتند از:
- نااميدي روشنفكران: در داستان‌هايي نظير «شب شك»، «يك داستان خوب اجتماعي»و ... . گلشيري زماني به نويسندگي روي آورد كه كودتاي 28 مرداد 1332 اتفاق افتاده بود. نااميدي شخصيت‌هاي داستاني او در اين سري از داستان‌ها، از وجود واخورده خودش و هم از نااميدي مردم نشأت گرفته‌ است.
با آشنايي گلشيري با ترجمه‌هاي ابوالحسن نجفي و رمان نو فرانسه، تلاش او به ارجاع خواننده به «لايه‌هاي زيرين داستان»جلب گرديد. او در اين سري از داستان‌ها، مي‌خواست با كشف «ديگري» به شناخت برسد. در اين داستان‌ها فضاي يأس‌آلود و مشكوكي به تصوير كشيده شده كه در‌ آن نوعي بدبيني عميق ملاحظه مي‌شود. اين بدبيني‌ها بسيار شبيه به بدبيني‌هاي «صادق هدايت» است و خبر از درون آشفته و مأيوس او مي‌دهد.
- داستان‌هايي با مفاهيم اجتماعي و سياسي: در داستان‌هايي نظير «انفجار بزرگ»،‌ «عروسك چيني من» و ... نويسنده موانع اجتماعي دهه پنجاه را به تصوير كشيده و به مكاشفه خود از راه ديگري پرداخته است.
داستان‌هاي مذکور به همراه معصوم اوّل و دوم، گوياي مخالفت صريح نويسنده با دستگاه‌هاي ايدئولوژيك و غيرايدئولوژيك حاكم است. نيشتر قلم او متوجّه عقايد منحط در جامعه ايران است. اين انتقادات در متن داستان‌ها و حتّي به صورت جنبي مطرح مي‌شوند و نه به صورت نقطه ثقل داستان‌ها.
- مبارزه با خرافات: داستان‌ معصوم اوّل از اين گروه است.
- داستان‌هايي با مفهوم «انتقاد از جامعه روشنفكري» يا «مرگ و زندگي روشنفكران»:در اين سري از داستان‌ها، گلشيري به انتقاد از روشنفكرانی مي‌پردازد كه دچار سرخوردگی شده، جذب لذّت‌هاي سطحي و مبتذل شده‌اند. بهترين نمونه «به خدا من فاحشه نيستم» است كه با طنزي نيش‌دار و تلخ روشنفكران را با زنان بدكاره مقايسه كرده، آنها را در يك سطح، بلكه نازل‌تر دانسته‌تر است. در داستان «شرحي بر قصيده جمليه» ضمن اشاره به افرادي كه از اعتقادات مردم سوء استفاده مي‌كنند، آن دسته از روشنفكران سطحي را كه با ندانم‌كاري‌هايشان جامعه را به اضمحلال كشانده‌اند، به باد انتقاد گرفته است. نويسنده در داستان «سبز مثل طوطي و سياه مثل كلاغ» ساده‌لوحي و خوش‌باوري مردم را به تمسخر گرفته. «فتح‌نامه مغان» نيز از اين گروه است. در داستان‌هايي نظير «خانه‌روشنان»، «نقّاش باغاني»، «گنج‌نامه» و ... وضعيت اندوه بار و انزوای هنرمندان از جمله نويسندگان و نقّاشان تشريح گرديده است.
- داستان‌هايي با مفاهيم مربوط به مدرنيته و سنّت: در اين سري از داستان‌ها نويسنده تلاقي مدرنيته با سنّت را مطرح مي‌كند و به نقد مدرنيته مي‌پردازد.در داستان‌هاي «پرنده‌، فقط يك پرنده بود»، «ملخ»، «دست تاريك،‌دست روشن» و... اين مفاهيم وجوددارد.
از نظر فرم، بخش اعظم داستان‌ها داراي ژانر «واقع‌گراي مدرن»(عيادت، عروسك چيني من، ...)، تعدادي داستان‌ها به صورت تمثيل(سبز مثل طوطي سياه مثل كلاغ، زنداني باغان، ...)، وهمي(حريف شب‌هاي تار)، سوررئال(دخمه‌اي براي سمور آبي)، شگفت(خانه‌روشنان، دست تاريك دست روشن، ... )، روايت‌نامه‌اي(زنداني باغان، معصوم اول)، داستان – خاطره(زير درخت ليل، نقاش باغاني، ...) و گزارش اداري(مردي با كراوات سرخ) هستند.
تجربه استفاده از انواع زواياي ديد مختلف نظير اول شخص مفرد و جمع(شب شك، خانه‌روشنان)، سوم‌شخص محدود به ذهن(مثل هميشه)، تك‌گويي دروني(ميرنوروزي ما)، تك‌گويي نمايشي(هر دو روي سكه)، حديث نفس(بختك) و... را مي‌توان در اين مجموعه داستان مشاهده كرد
غالب داستان‌ها مثل «گرگ» پاياني باز و تعدادکمی مثل «دست تاريك دست روشن» پاياني بسته دارند. بيشتر داستان‌ها( چنار، دهلیز،فتح نامه مغان و...) داراي پاياني بدبينانه و منفي و تعداد اندكي از داستان‌ها(پرنده فقط یک پرنده بود، دست تاریک دست روشن، انفجاربزرگ و...) پایانی خوش‌بينانه اما در مجموع محتوایی بدبینانه دارند. نويسنده يك داستان با پايان باز، از نظر فلسفي و جهان‌شناسي به اين مسأله اذعان مي‌كند كه تمام حقيقت را نمي‌داند. همچنين به خواننده اين فرصت را مي‌دهد كه امكانات مختلفي براي پايان داستان پيش‌بيني و انتخاب نمايد.
امّا غالب بودن پايان آخرزماني و بدبينانه نشانگر نگاه بدبينانه نويسنده به جامعه است که شايد از تجربيات سياسي، عقيدتي و اجتماعي تلخ او ناشي شده باشد.
از نظر شيوه روايت، تعداد داستان‌هاي خطی مثل «ملخ»، حدود 10 داستان و داستان‌هايي كه به صورت غيرخطي روايت شده‌اند مثل «دهليز» بیش از 20 داستان هستند. شيوه روايت غيرخطي از ديگر ويژگي‌هاي داستان مدرن است. روايت غيرخطي و بازي با زمان علاوه بر ايجاد جذّابيت در داستان باعث پيچيدگي پيرنگ داستان شده است.
اكثر شخصيت‌هاي داستان‌ها «تيپ» هستند و نماينده گروه يا طبقه خاصّي از جامعه. در تعداد نسبتاً خوبي از داستان‌ها مثل «میرنوروزی ما» شخصيت‌ها متحوّل مي‌شوند. اما بیشتر شخصيت‌ها ايستا هستند.از نظر شخصيت‌پردازي، غالب داستان‌ها داراي شخصيت‌پردازي غيرمستقيم، دقيق و قوي هستند.
25 داستان با فعل زمان گذشته و 11 داستان با فعل زمان حال روايت شده‌اند. استفاده از زمان حال در داستان‌هاي مدرن باعث ايجاد هيجان، تحرك، باورپذيري، همدلي بيشتر خواننده با راوي و زنده بودن داستان‌ها شده است.
29 داستان داراي مخاطب تلويحي و 7 داستان داراي مخاطب خاص هستند. انتخاب مخاطب خاص(ناصر) مثلا در «زنداني باغان» علاوه بر جذّابيت بيشتر متن، بيانگرچرايي روايت داستان را نيز شده است.
بیش از30 داستان مثل «دهلیز» داراي راوي قابل اعتماد و تعدادی داستان مثل «بختک» راوي غير قابل اعتماد دارند. انتخاب راوي غيرقابل اعتماد در داستان‌هايي كه بار روانشناسي داشته‌اند، نظير «دخمه‌اي براي سمور آبي» علاوه بر ايجاد ابهام و لذّت بخشي، باعث تحريك قدرت تعقل خواننده و گاه مطرح نمودن پرسش‌هايي فلسفي و جهان‌شناسي شده‌اند.
بررسي تقابل‌هاي يك متن، يكي از كليدهاي اصلي نقد ساختاري است. چرا كه كشف اين تقابل‌ها باعث دريافت محتواي اصلي متن و محورهاي مورد نظر نويسنده مي‌شود. اصلی ترین تقابل‌ها عبارتند از مرد – زن، مردم- قدرت، مرگ – زندگي،آزادي – خفقان، فقر – ثروت، اميد – نااميدي،روشنفكر سطحي – روشنفكر عميق، عين – ذهن و شك – يقين.
در داستا‌ن‌هاي گلشيري كمتر به مشكلات طبقات پايين جامعه پرداخته شده و بيشتر توجّه او و حتّي مخاطب داستان‌هاي او طبقه روشنفكر و هنرمند است. نحوه انتخاب و پردازش فرم‌ها نشان از آگاهي نویسنده به داستان مدرن، احاطه به نظريه‌هاي مختلف ادبي و تبلور انديشه‌هاي جديد در آثارش دارد. در نهایت، نگارنده مطالعه و تعمق در داستان های کوتاه این مجموعه را برای خوانندگان جدی ادبیات و داستان نویسان جوانی که علاوه بر لذت داستان‌خواني در جست و جوی مصادیق عینی تکنیک های داستانی هستند، توصیه می کند.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی