پرینت

نگاهی به رمان«حالا کی بنفشه می‌کاری؟» فرشته مولوی - فرحناز علیزاده

نوشته شده توسط فرحناز علیزاده. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

در پی اثبات هویت فردی

                           اسطوره جادویی مادر بودن

نگاهی به رمان«حالا کی بنفشه می‌کاری؟» فرشته مولوی

نوشته: فرحناز علیزاده

« اثر ادبی نه چندان با آنچه می‏گوید بلکه با آن چه نمی‏گوید، به ایدئولوژی مربوط می‏شود»                ماشری    (ایگلتون ،1383: 61)


مقدمه
در نگاه امروزه، نویسندگان زن به دو گروه تقسیم می‏شوند. زنانی که مدافع وضع موجوداند و به تائید گفتمان غالب و جامعه مردسالار تن در می‏دهند. این گروه نویسندگان معمولا با نگاه مثب به مرد،زن خوب و فرمانبرداری خلق می‏کنند که بعد ازدواج سعادتمند شده و از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار میشوند.
گروه دوم، زنان نویسنده‏ ای هستند که منتقد وضعیت موجود، خواهان اصلاح و اصالت زن‏هستند.این نویسندگان معمولا زنی می‏آفرینند که در پی اثبات خود سعی وتلاش می‏کنندتا بتوانند بدون مرد(پدر، شوهر، معشوق، پسر) به زندگی ادامه‏دهند و استقلال خود را تا حد امکان به دست آوردند.
فرشته مولوی در رمان«حالا کی بنفشه می‏کاری؟»از زندگی زنی آسیب دیده و سرگشته می‏گوید که در تقابل بین سنت و مدرنیته سعی دارد بر ترس و سنت‏های دست و پاگیری که ابتدا خانواده و سپس جامعه به او القاء کرده، رها شود. فروردین شخصیت اصلی رمان، زنی است که  در پی شکستن هنجارهای نهادینه شده، در پی کسب هویت فردی خود، به عنوان یک زن با تمام آرزوها و خواسته هایش از زنی اقتدار‏پذیر، منفعل و سازش‏گر؛ به زنی فعال، سازش ناپذیر و هنجار‏گریز تبدیل میشود.

«فرشته مولوی» مترجم و مهاجر کانادا به جای آن از مهاجرت، تقابل دو فرهنگ میزبان و مهمان و یا روانشناختی انطباق فرد با وضعیت در خارج صحبت کند، همچنان با توجه و شناخت به مسائل جامعه، از مشکلات زن مدرن ایرانی می‏گوید. او با قرار دادن وجه واقع گرای مدرن در اثر و با کنکاش در گذشته شخصیت فروردین( شخصیت اصلی) توانسته به شناخت درست‏تری از جهان پیرامون زن ،گذشته پدر و مادرش و حتی حال اکنون شخصیت برسد. مولوی گرچه در روایت کلی اثر از خط تقویمی زمان برای بیان داستان بهره می‏برد ولی در پی کنکاش‏های ذهنی به گذشته، با عدم سیر خطی زمان در آن، به تعلیق مناسب داستانی دست می‏یابد. این اطلاعات پس و پیش داده شده متنی که حاصل دغدغه‏ها و تفکرات ذهنی زن و زبان ناخودآگاه او است، نه تنها بانی تعلیق بلکه باعث کشف و شهود متنی و چینش خطی داستان در ذهنیت خواننده فعالی می‏شود که در پس یافتنِ قصه‏ای منسجم است. دخالت دادن خواننده در متن، توسط شیوه به کار گرفته شده از سوی نویسنده، با نثری شیوا و لحن مناسب ادغام شده و متنی بسیار پر کشش با ضرب آهنگ تند و خوش خوان آفریده است .


خلاصه رمان
فروردین که از بدو تولد با مرگ مادر، عدم پذیرش پدر و بی‏توجهی او نسبت به خودش روبه‏رو است، توسط خواهرش «آذر» نگهداری و بزرگ می‏شود. او از کودکی تا جوانی با این ذهنیت سرکوفت زننده، خودش را نسبت به همه چیز و همه کس مقصر می‏داند و همیشه ملاحظه دیگران را می‏کند. به همین دلیل او در رابطه با عشق یوسف، خود را کوچک می پندارد. با رفتن یوسف به خارج، او با بهمن آشنا شده و با او ازدواج می‏کند؛ اما این ارتباط با شک‏های بی‏دلیل شوهر، عدم تلاش او در تامین مخارج زندگی، به شکست عاطفی می‏انجامد. تا جایی که فروردین با وجود حضور پسرش اسفند، به طلاق و یا مرگ شوهر می‏اندیشد. فروردین معلم بازخرید شده آموزش پرورش به غیر از تامین مخارج زندگی، به لحاظ ذهنی درگیر بیماری پدر و هیزنگری و خیره‏گی مردانه اسی( دوست قدیمی بهمن) است. با مرگ پدر و یافتن مکانی برای زیست، فروردین تصمیم جدایی از بهمن را به مرحله اجرا می‏گذارد.
«من یک جا می‏خواهم. یک سقف می‏خواهم. یک اتاق می‏خواهم...می‏خواهم فرصتی را که به خودم تا حالا نداده‏ام از حالا به بعد بدهم...»(ص207)


روان شناسی فردی اثر
یکی از نظریه های مهم«یونگ» نظریه«فردیت‏یابی»یا رشد روانی فرد است. یونگ معتقد است همان‏طور که انسان از نظر فیزیکی رشد می‏کند؛ از لحاظ روانی نیز باید به شناخت خود برسد و رشد کند. دوره کودکی و سپس نوجوانی دوره‏ای است که فرد با شناخت خود و جهان پیرامونش به نوعی خلقیات، ادراک و علایق شخصی می‏رسد. وقتی نوجوان به این بلوغ روانی و فکری می‏رسد بین خود و دیگران تمایز قائل می‏شود و فردیت خود را به دیگران باز می‏شناساند.« کشف جنبه هایی از وجود فرد که او را از دیگر افراد متمایز می سازد. یعنی فرد باید همزمان با بلوغ و رشد خود ، بر جنبه های گوناگون خوشایند و ناخوشایند خویشتن خودآگاه گردد.» (ویلفرد الگورین، 1383 : ص 195)
فروردین دختری است که از بدو تولد پدر با او قهر می‏کند و محلش نمی‏دهد. هویت او تحد تاثیر خانواده و اجتماع آنچنان اکتسابی شکل می‏گیرد که همواره خود را مقصر می‏داند«اگر شما من را با تقصیر به دنیا آمده نمی‏دیدید بلکه اینطور نبودم.»(ص110)
  مسائل متعدد باعث عدم رشد فردی و هویت وجودی فروردین شده و از او زنی اقتدار‏پذیر می‏سازد. زنی که تحقیر را حتی در نگاه پسرکش می‏بیند.«از تحقیری که در نگاه اسفند دید، جا خورد»(ص115) زنی که مدام به خود سرکوفت می‏زند، خود را دست کم می‏گیرد و نمره عیب‏جویی از خودش بیست است.
«به عادت همیشه که تا به هر دلیل ملاحظه‏کاری می‏کرد، فوری از خودش بدش می‏آمد، زیر لب ورد گرفت " خاک بر سرت فروردین!"»(ص23)


نگاه اسطوره ای به اثر
 فرشته مولوی برای نشان دادن معنی در متن خیلی رو حرف نمی‏زند بلکه برای بیان مضمون خود از اسامی نمادین و فصل‏های آرکی تایپی استفاده می‏کند تا در کنار نام شخصیت‏ها و گذشت فصل‏ها به معنی ضمنی اثر برسد. با دقت در پایان اثر که به فصل بهار اشاره دارد، می‏توان دریافت که رمان گرچه از پایان باز برخوردار است ولی این پایان باز ناامیدانه نیست؛ چرا که فصل بهار، فصل حرکت برای رویش است. حرکت از واقعیت‏های موجود به ایده آل. حرکتی از نامطلوب به مطلوب. این فصل در کنار نام شخصیت«فروردین» قرار می‏گیرد، که برگرفته از اولین ماه بهار و نشانه پویایی زنی است که مدام در حال کشمکش درونی و گذشت  از جهان واقعی به جهان ایده‏آلش است.
از دیدگاه نورتروپ فرای اسطوره شناس نامی، که انواع ادبی را با چهار فصل مطابقت می‏دهد؛ در زمستان کنایه‏ای وجود دارد که در آن واقعیت جهان باز‏تولید می‏شود. زمستان بیانگر سردی و عدم رشد و تغییر است و این با شخصیت بهمن( ماه وسط زمستان) با آن روحیه بهانه‏گیر، دهن بین و شکاک کاملا مطابقت دارد.« همین که توی خانه یکی مثل بهمن داشتند که وقت دلخوری بغ می‏کرد و صم‏بکم آینه دق دیگران می‏شد، بسشان بود.»(ص120)
از دیگر صور مُثُلی می‏توان به جایگاه زن در اسطوره‏ها اشاره داشت. در رویکرد اسطوره‏ای به زنان در سه شکل توجه شده است« الف- مادر نیکو: مادر عظیم تولد. گرما. زایش. حمایت و...   ب- مادر عفریته: فساد زنانه. ظلمت. مرگ و سحر و جادو ... ج- همزاد: تجسم ارضای معنوی، بانوی زیبا...»(ویلفرد ال گورین، 1383 : 177) نویسنده در اثر، به هر سه خصلت شخصیت فروردین از پس این دیدگاه اسطوره‏ای پرداخته است. فروردین از دید پسرش در نوع اول قرار می‏گیرد. از دید اسی و حتی یوسف از نوع سوم و از دید بهمن،از نوع خیانتکار که نشانه فساد زنانه است.
تمامی این نگاه‏ها در زنی نمود یافته که از جایگاه  فردی خود به تنگ آمده؛ او با انتخاب طلاق دیگر نمی‏خواهد نقش‏های از پیش تعیین شده را به عنوان همسر، مادر و معشوق پذیرا باشد. او با برخوردی تند به اسی جواب رد می‏دهد«باید یک وقتی می‏زدم تو گوشت، اگر نه واسه کاری که با من کردی،دست کم واسه بلایی که به سر بهمن آوردی...»(ص197)
او در پی کشف وظیفه وجودی، فلسفی و هستی شناسانه اش، از پس کنکاش های درونی، دیگر کلیشه اول را هم در بست نمی‏پذیرد و از زیر بار این جادوی ازلی - ابدی بیرون می‏آید« حالا می‏خواهم با خودم، تنها، زندگی کنم. حالا فوری نگو پس اسفند چی. اسفند نه بی پدر شده، نه بی مادر، یک خاله ای مثل تو هم دارد. بچه هم دیگر نیست.»(ص207)


نتیجه
به گفته لوکاچ که معتقد است، اثر باید به عنوان بازتاب زندگی اجتماعی منظور شود؛ زندگی فروردین در«حالا کی بنفشه می‏کاری؟» چون می‏تواند بازتاب نوع زنانی باشد که در پس طلاق عاطفی و عدم امکان جدایی، به فکر مرگ همسر هستند.« این همه زن تو دنیا آرزوی مرگ شوهرشان را می‏کنند، تو هم یکی از آن ها.»(ص117) کاری در خور توجه و تعمق است.
 مولوی از دیدگاه جامعه شناسی نه تنها به جایگاه زن در برهه‏ای از  تاریخی توجه دارد بلکه گوشه چشمی به مسائلی مانند ناپایداری شغلی، عدم کار‏آمد بودن مدرک تحصیلی در پی کسب در آمد و... دارد« دیگر علی آقا بقال نداریم. بالاخره پسرش مدرک کارشناسی دانشگاه آزاد را گذاشت در کوزه آبش را بخورد و راضی شد به شرط و شروطی پی کسب بابایش را بگیرد. حالا سوپر اخوان داریم.»(ص117)
 اینجا است که گفته ماشری بار دیگر به کار می‏آید«اثر ادبی نه چندان با آنچه می‏گوید بلکه با آن چه نمی‏گوید، به ایدئولوژی مربوط می‏شود» (ایگلتون ،1383: 61 )
در انتها تنها باید از ساخت لحن مناسب مادام با آن لهجه« هامینم، هانوز»گفت که خوش می‏نشیند و از دیالوگ‏های‏ گاه‏به‏گاه و هوشمندانه «اسفند» گلایه کرد که همسویی ذهن و زبان، با سنش کمتر در نظر گرفته شده است.به امید کارهای بعدی


منبع: مولوی،فرشته؛حالاکی بنفشه می‏کاری؟، چ1، تهران: انتشارات ققنوس 1391


 
دیالوگ اسفندیکه گاه بزرگسالانه حرف می زندو رفتار میکند

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی