پرینت

استفاده «حسن فرهنگی» از علم!-سینا حشمدار

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

رمان، در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر نوشته: «حسن فرهنگی»
انتشارات ثالت
چاپ اول 1388
155صفحه
3000تومان

 

سینا حشمدار

تغییرات و اکتشافات علمی در قرن حاضر بی‌شک آنقدر زیاد بوده که می‌توان دوره حاضر را رنسانسی دوباره در صنعت و علم نامید. دامنه این تغییرات به قدری زیاد بوده که در لحظه به لحظه زندگی تک تک ما انسان‌ها تاثیر گذاشته و دگرگونی‌های بسیاری را پدید آورده. هنر و در نمونه جزئی‌تر آن ادبیات نیز که جزئی جدایی‌ناپذیر و اساسی و درگیر در زندگی امروزه به شمار می‌رود نیز از این تاثیر در امان نمانده، به طوری که بسیاری از آثار برجسته معاصر در رابطه مستقیم و یا غیر مستقیم این تغییرات می‌باشند.
تاثیرات که جنگ جهانی دوم بر ادبیات، مخصوصا ادبیات دهه هفتاد آمریکا گذاشت آنقدر زیاد است که می‌توان لیست بلندی از نویسندگان و جریان‌های آن دوره نوشت و به تحلیل کارهاشان پرداخت. حال این تحولات ادبی و همچنین کشفیات و پیشرفت‌های بزرگ در زمینه‌های مختلف علمی و داغ شدن بحث فلاسفه و نظریات پست مدرن، باعث شد بحث ادبیات «علمی-تخیلی» بیش از پیش جدی گرفته شود. کتاب «میرا» نوشته «کریستوفر فرانک» یکی از اولین نمونه‌های این جریان جدید بود که باعث شد نویسنده‌اش را به اوج محبوبیت و شهرت برساند.
در این کتاب «فرانک» سعی کرده با ترسیم دنیایی مدرن و بسیار جلوتر از زمان خود-که از خصوصیات اساسی این ژانر به شمار می‌رود- به انتقاد این موقعیت دست بزند و یادآوری کند که این تحولات می‌تواند در آینده منجر به چه اتفاقات ناخوشایندی شود. استفاده از باورها و ارزش‌‌های اخلاقی و انسانی و نگرانی از پایمال شدن مفهوم‌های اساسی زندگی انسانی دست مایه اغلب این کارها به شمار می‌رود.
در اکثر این داستان‌ها هرج و مرج و بی‌نظمی و قتل و غارت نتیجه نهایی این وضعیت و این پیشرفت‌ها می‌باشد. برای مثال در رمان «برج» نوشته «جی.جی. بالارد» می‌بینیم ساختمان برج عظیمی، توسط اهالی‌اش به آشوب کشیده می‌شود و طبقات مختلف علیه هم بلند می‌شوند و دست به خرابی و ویرانی می‌زنند. استفاده «بالارد» از معماری مدرن و گزارشی که او از آینده می‌دهد‌ و پیش‌بینی او از این وضعیت، محور اساسی تفکر این نویسنده به شمار می‌رود. «ساراماگو» در رمان مشهورش «کوری» نیز همچین وضعیتی را ترسیم می‌کند. او شهری را ترسیم می‌کند که درگیر بیماری ناشناخته‌ای شده است. او هیچ‌گاه دلیل علمی‌ای برای این اتفاق نمی‌آورد اما محوریت قرار دادن داستان بر دکتر و همسرش و همچنین استفاده‌ او از بیماری کوری باعث می‌شود او را هم در این دسته‌بندی جای دهیم.
استفاده نویسنده‌ها از علم به همین مثال‌ها ختم نمی‌شود. نظریات فروید و لاکان و... آنقدر بر کار نویسنده‌های بعد از خود تاثیرگذار بوده که تفکیک آن و اشاره مستقیم به آنها کاری دشوار است. انگار که این تفکرات دیگر جزئی از داستان هستند و نمی‌شود به آنها استفاده گفت. برای مثال استفاده از مفهوم خواب و رویا در ادبیات آمریکای جنوبی و یا اروتیسم در آثار نویسندگان آمریکایی بی‌شک نمی‌تواند از تاثیرپذیری از این متفکران مصون مانده باشند.
دامنه استفاده نویسندگان از مباحث جدید و اکتشافات به روز علمی تا به حدی رسید که آلن سوکال و ژان بریکمون با تالیف کتابی تحت عنوان «چرندیات پست‌مدرن یا سواستفاده روشنفکران پست‌مدرن از علم» به بررسی این موضوع پرداختند. نظر اصلی این دو نویسنده بر این بود که نظریه‌پردازان پست‌مدرن با درک غلط و سطحی از مفاهیم علمی و استفاده نابه‌جا و نادرست از آنها به نتایج نادرستی رسیده‌اند که آنها را به حکم‌هایی قابل تعمیم تبدیل کرده‌اند. این کتاب یکی از جدی‌ترین نقدهایی به شمار می‌رود که تا به امروز از این منظر به پست مدرنیسم تاخته است.

حسن فرهنگی نویسنده جوان و پرکار آثار زیر را به نقل از وبلاگ خودش به چاپ رسانده و یا در انتظار چاپ دارد:
-1 زن ها شبيه هم مي خندند.(رمان)
2- ليلي بهانه ي ناگزير(رمان)
3- نويسنده نمي ميرد ادا در مي آورد.(رمان)
4- خاطرات عاشقانه ي يك گدا(رمان)
5- بدون تهمينه نامردم(مجموعه ي داستان)
6- ترساي شهريار
7- تنديس هاي بي قرار باران
8- از آسمون بارون مي ياد لي ليا(مجموعه داستان)
9- در آغوش خدا گريه مي كرد و مي گفت نمير!(رمان-نشر ثالث)
10- قصه گویان روان درمانگر(تحلیل روانشناختی قصه های عامیانه-نشر افراز)

آثار زير چاپ:

1- قتل در آكواريوم(مجموعه ي داستانهاي ميني مال)
2- از عشق حرف مي زنيم(رمان)
3- فقط مردها بخوانند زن نصف آدم است(رمان)
4- گربه ي ملوس لعنتي(رمان)
5- زني كه از دماغش متولد شد(مجموعه ي داستان)
6- بازخواني خشنونت پذيريي زنان ايراني(جستاري انسان شناختي در رمان كليدر)
7- عرفان روان درمانگر(جستاري در مناقب العارفين)
8- ماهي هاي قرمز آبي اند(مجموعه داستان)
9- زن هايي كه به جهنم نمي روند! (تحليل رواانشناختي قصه هاي عاميانه)

حسن فرهنگی در آخرین اثر چاپ شده خود، «در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر» به استفاده از بحثی داغ و جنجالی در علم ژنتیک پرداخته که اتفاقا در دوره‌ای در ایران نیز بسیار پر سر و صدا شده بود.
مبحث "شبیه سازی انسان" از آن دست از مباحث علمی بود که بیشتر به یک رویا و یا یک پیش‌بینی علمی شبیه بود و وقتی برای اولین بار در دنیا حیوانی از این طریق، شبیه‌سازی شد این رویا در دل خیلی‌ها به واقعیت تبدیل شد و تازه آن موقع بود که بحث پیرامون عواقب و نتایج همچین کاری بالا گرفت. خیلی‌ها از همان اول با این موضوع مخالف بودند. مراجع قم نامه‌ای نوشتند و مخالفت قاطع خود را با این کار اعلام کردند چون آن را دخالت در کار خدا می‌دانستند. بسیاری از جامعه‌شناسان به بررسی این موضوع پرداختند و هشدار دادند که این اتفاق منجر به خلق موجوداتی بی‌هویت می‌شود که می‌توان از آنها در هر زمینه‌ای استفاده کرد. در مجموع بحث شبیه‌سازی انسان از همان ابتدا بسیار بسیار وسوسه‌برانگیز و خیلی مواقع ترسناک بود. جالب این است که این بحث دلغ و جذاب تنها در همان چند ماه اول مورد توجه قرار گرفت و یکباره تمام اخبار آن بایکوت شد و حتا بسیاری از دانشمندان تراز اول آن نیز به شیوه‌های عجیبی و در مدت زمان کمی کشته شدند.
«در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر» داستان پزشکی‌ست که معشوقه‌اش را شبیه‌سازی کرده. او در ابتدای داستان به دست مامورین حکومتی افتاده و مجبور است تمام داستان این شبیه‌سازی را برای‌شان توضیح بدهد.
«در سلولی که بوی زهم شاش می‌دهد تنها دلخوشی من یاد ۀماست و صدای گنجشک‌ها. تصور می‌کنم توی اتاق خودم نشسته‌ان و به او فکر می‌کنم و مفیستو سرش را روی دست‌هاش گذاشته و نگران نگاهم می‌کند که چه مرگم شده است...»
صفحه 63
او در خلال داستان و در حین اعترفاتش برای مامورین حکومتی داستان آشنایی و وابستگی‌اش را تعریف می‌کند. او دکتری‌ست در سطح بسیار بالا که موفق شده برای اولین بار انسانی را شبیه‌سازی کند و معلوم نیست چنین دکتری و با چنین جایگاهی برای چی باید شبیه به دکترهای عمومی مطب داشته باشد و منشی‌اش به مریض‌ها وقت بدهد و او آنها را ویزیت کند؟ مگر او دکترای ژنتیک ندارد؟ پس چرا در بیمارستان کار نمی‌کند؟ مگر او در مرحله اول محقق نیست؟ پس چرا در آزمایشگاه‌ها و کتابخانه‌ها به مطالعه و تحقیق و آزمایش نمی‌پردازد؟
نثر این کتاب نثری یک دست با نحو ی سر راست است. لحن راوی بسیار بسیار شبیه به لحن راوی «میرا» می‌باشد و نگاه سرد راوی بسیار خوب در کلام آمده است. دایره واژگانی و استفاده از کلمات تخصصی یک پزشک بسیار محدود است. نگاه آن پزشک متخصص به دنیا و آدم‌هایش بیشتر از سمت نویسنده تحمیل شده و چیزی از نگاه خاص یک پزشک ژنتیک که موفق به انجام چنین کار بزرگی شده دیده نمی‌شود.
نگاه سانتیمانتال راوی به جهان پیرامون و انسانِ گریزانِ از اجتماع که خود را در جبر تنهایی فرو برده و به یکباره عاشق زنی می‌شود، باعث شبیه شدن فضای این رمان به داستان «س.گ.ل.ل» هدایت شده. «س.گ.ل.ل» اولین داستان در ادبیات فارسی که در چنین فضایی خلق شده و می‌توان آن را به عنوان پایه‌گذار ادبیات علمی تخیلی در ادبیات داستانی مدرن ایران دانست. داستان که یک فلاش فروارد به آینده است دنیایی مدرن را تصویر می‌کند که انسان‌ها در آن از زندگی کردن خسته شده‌اند و خودکشی می‌کنند. دکتری در این میان واکسنی اختراع کرده به اسم «س.گ.ل.ل» که با تزریق آن به انسان‌ها توانایی تولید مثل را در آنها از بین می‌برد و به این ترتیب خواه ناخواه نسل انسان بعد از این نسل از بین می‌رود. استفاده صادق هدایت از علم در آن دوره بسیار بسیار جلوتر از زمانه خود بوده و به وضوح می‌توانیم ببینیم که تخیل هدایت در آن دوره چقدر خوب توانسته دنیای پیشرفته امروز را تصویر کند.
شخصیت‌های اصلی رمان «در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر» بسیار محدود هستند. دکتر، منشی، معشوقه، زندان‌‌بان. هیچ کدام این شخصیت‌ها در عمق جلو نرفته‌اند و تنها در ظاهر مشخص شده‌اند. معشوقه داستان چیزی‌ست مابین زن‌های ادبیات مدرن فارسی و زن‌های عصیان‌گر فیلم‌های هالیوودی. تلفیقی از زن اثیری ایرانی و زن آزادی‌طلب امروزی. زندان‌بان نماد مسخ شدگی‌ست. کسی‌ست که در بروکراسی جامعه مدرن گیر کرده و خود به عضوی اجرایی و بازوی قدرتمند آن تبدیل گشته. او درگیر خواندن خاطرات دکتر می‌شود و چیزی شبیه به اینکه دوباره به اصل خود برمی‌گردد برایش اتفاق می‌افتد.
منشی سطحی‌ترین شخصیت داستان است که بیشتر شبیه به یک ربات ترسیم شده است. او گاهی کاملا شبیه به یک زن رئال قصد وابسته کردن دکتر به خود را دارد ظاهر می‌شود و گاهی اوقات به زنی مسخ شده در دنیای مدرن بدل می‌گردد. خود دکتر که شخصیت اصلی داستان است اما بیشترین سردرگمی را در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد. این شخصیت همان‌طور که پیشتر گفتم چیزی بین دکتری با مشخصات واقعی و خود نویسنده با دغدغه‌هایش باقی مانده. دکتر در هیچ کجا کنش خاصِ یک دکتر را ندارد. مثل یک دکتر زندگی نمی‌کند، مثل یک دکتر با آن جایگاه فکر نمی‌کند و چیزی وجود ندارد که او را به عنوان دکتری متفاوت با خصوصیات رفتاری خاص نشان بدهد.
پررنگ‌ترین عنصری که حسن فرهنگی در این کتاب موفق به خلق آن شده، نثری‌ست بسیار بسیار خنثا. کلام سرد و نوع نگاه راوی به جهان اطرافش یک نواخت است. ضرباهنگ این نثر آرام است و ریتم کاملا یک‌نواختی دارد. این نوع نگارش پیش از آنکه به روی کاغذ بیاید در ذهن نویسنده با توجه به نوع نگاه خنثای نویسنده به اطراف شکل گرفته است و در پردازش تک‌تک شخصیت‌ها به عنوان فاکتور اصلی لحاظ شده است. نثر رمان «میرا» و همچنین تا حدودی نثر داستان «س.گ.ل.ل» بسیار شبیه به این چیزیست که اشاره شد.
تاثیر این نثر یکنواخت و خنثا آنقدر در رمان زیاد بوده که گاهی اوقات وظیفه شخصیت‌پردازی و یا حتا قصه‌گویی را انجام می‌دهد. یعنی من مخاطب مجبور می‌شوم بیشتر شخصیت دکتر را از روی لحن گفتار و کلامش دریابم در صورتی که این اتفاق باید به صورت دیگری بیافتد؛ نه اینکه من تنها به این دلیل شخصیت دکتر را شخصیتی مفرد و جدا از اجتماع بدانم که نثر در ذهن من می‌سازد و به من تحمیل می‌کند.  
در رمان حسن فرهنگی ما با موضوعی علمی و کاملا امروزی طرف هستیم که آنقدر در ابتدای مسیر است که هنوز وارد زندگی فردی انسان‌ها نشده. نویسنده با تخیل و استفاده از واقعیت تازه کشف شده علمی سعی به خلق رمانی نو با زبانی امروزی و یک دست زده. داستانی که می‌توانست با توجه بیشتر به جزئیات و از همه مهم‌تر با ورود بیشتر به دنیای شخصیت اصلی‌اش بسیار موفق‌تر از اینی که هست باشد. حسن فرهنگی در «در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر» سراغ موضوعی رفته که پیش از او بسیار مهجور بوده و نمونه موفق ایرانی آن بسیار کم یافت می‌شود.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
-1 #1 مانی 1393-05-09 22:47
سپاس از نقد جالبتون. متاسفانه برخی از افراد که دست بقلم میبرند، با جرات وارد مقوله ای میشوند که کمترین دانش را در اون دارن. مثال همین داستان در مورد شبیه سازی و دکتر ژنتیک داستان. نویسنده حتی به خودش رحمت نداد که کمی دی مورد موضوعی که مینویسه مطالعه کنه.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی