پرینت

ذوب شده (عباس معروفی)-داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش بیک. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 بیشتر نویسندگان بزرگ زیر سایه ی یکی از آثار خود قرار می گیرند و تا به آخر عمر با ترازوی همان کتاب سنجیده می شوند.  عباس معروفی هم سال ها پیش با سمفونی مردگان سقفش را تا به جایی بالا برد که بعدها حتا دست خودش هم لمسش نکرد.
ذوب شده، آخرین رمان چاپ شده ی عباس معروفی، اولین کار بلندش محسوب می شود. این را از گفته های پشت جلد می توان فهمید. کتابی که با چاپ شدنش و نقد هایی که می دیده، می توانسته مسیر و آینده ی بهتری را برای نویسنده اش رقم بزند. اما زمان و مکان چنان به هم ریخته که ذوب شده را بیست و شش سال دیر تر به دست خوانندگانش رسانده.
شروع رمان غافل گیر کننده است. تصاویر می آیند و می روند. بی هیچ توضیح اضافه ای یا مقدمه چینی هایی که دم از حضور نویسنده در متن بزند. فصل اول آنقدر خوب به اتمام می رسد که برای دقایقی احساس کردم ذوب شده تکنیکی ترین و مدرن ترین رمان عباس معروفی است. اما هرچقدر که ورق زدم و پیش رفتم از قضاوت اولیه ام بیشتر پس نشستم.
آدم های این رمان، جز اسفاری و ماریا هیچکدام شخصیت نشده اند. جملگی تیپند تا شخصیت. بی هیچ مشخصه ی منحصر به فردی. مثلا به محض ورود استوار به داستان برای خواننده مسجل می شود که او چه دیالوگ هایی با اسفاری خواهد داشت. حرکات و دیالوگ ها و کارهای بازجو هم آدمی با ویژگی های معلوم و ایدئولوژی خاص را برایمان شکل می دهد. اما آن چه هست این است که هر انسانی جدا از تفکر و جایگاهش ویژگی های منحصر به خودش را دارد که او را از تمامی هستی مجزا می سازد. اما این خاص بودن و پیچیدگی روان آدمی دقیقا چیزی ست که در این داستان حضور ندارد. به احتمال زیاد این تیپ سازی ها به عمد نویسنده و در راستای مضمون اصلی داستان صورت گرفته. انسان هایی که یا خوبند یا بدند. یا آزادند یا بسته. اما خواننده ی امروزی انتظار بیرون زدن و فربه تر بودن مضمون از کلیت داستان را ندارد. یا مثلا زاویه دید با اینکه دانای کل است اما گاه نثر به شعر متمایل می شود که  نشان از حضور نویسنده در داستان دارد. که دارد برای شخصیت هایش دل می سوزاند و حالا زبانش به شعر نزدیک می شود. نمونه ی دیگر انتخاب نام آزاد برای یکی از شخصیت هاست که خوب، نماد گلدرشتی ست. که البته از این نماد هایی که توی ذوق بزند باز هم هست . همه ی این ها باعث می شود که خواننده بعضا نتواند با متن ارتباط خوبی برقرار کند. حضور نویسنده و نماد های گلدرشتش را حس کند و از متن فاصله بگیرد.
با همه ی این ها زبان عباس معروفی بقدری قدرتمند و سیال ذهنش بی نقص است که با وجود گذشت بیست و شش سال از نگارش این متن باز هم نمی توان دوستش نداشت.
مضمون گرایی بیش از حد عباس معروفی که گاه از متنش بیرون می زند، تقریبا در تمامی آثار او دیده می شود. سیاهی بیش از حد، در نزاع دو برادر سمفونی مردگان از همین مساله نشات می گیرد. با این حال نگرانده ی این متن این امید را دارد که آخرین رمان این نویسنده ( تماما مخصوص ) از چنین ایراداتی خالی باشد.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی