پرینت

رام كننده (محمدرضا كاتب)-امین علی‌اکبری

. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

نقدي بر رام كننده نوشته :محمدرضا كاتب - امين علي اكبري

«من تله شده بودم و اين را وقتي فهميدم كه ديگر دير بود: جلو چشم‌هايم داشتم ذره‌ذره نابود مي‌شدم و تنها كاري كه از دستم برمي‌آمد تماشا كردن بود»
كتابِ رام‌كننده با اين جمله آغاز مي‌شود و از همان ابتدا ذهن ما را درگير اين موضوع مي‌كند: تله شدن! اين‌كه اصلاً تله شدن يعني چه؟ چه كساني و به‌چه دليلي تله مي‌شوند؟ و اين تله شدن تا انتهاي داستان همراه ماست و ذهن ما درگير آن!
محمدرضا كاتب داستان‌نويسي را به‌طور جدي با كتاب "هيس"(مائده، وصف، تجلي) شروع كرد . بعد از آن هم كتاب‌هاي "پستي"، "وقت تقصير" و "آفتاب‌پرست نازنين" را به‌چاپ رساند.
"رام‌كننده" داستان پسري‌ست(نام او را تا پايان نمي‌دانيم) كه صبح از خواب بيدار مي‌شود و پدرخوانده‌ي خود "مرحبا" را در مقابل خود مي‌بيند و مي‌فهمد كه تله شده! براي رهايي از اين تله بايد نزد تله‌كننده‌ي خود برود و پادزهر اين تله را به‌دست بياورد.
كاتب، برخلاف "آفتاب‌پرست نازنين" كه از پريشاني در ساختار رنج مي‌بُرد و انگار مشخص بود كه فقط محض تمام شدن و چاپ شدن، و اين‌كه باري از روي دوش نويسنده برداشته شود نوشته شده، در "رام‌كننده" اندكي به‌سمت همان ساختارهاي خاص و منحصر به‌فرد خود، و البته كار شده برگشته، همان ساختارها و فرم‌هايي كه اوج آن را در "هيس" مي‌بينيم و بعد با اُفت آن‌ها مواجه‌ايم تا "آفتاب‌پرست نازنين".
"هيس" را شايد هنوز هم بتوان بهترين اثر كاتب دانست. چرا كه داراي فضايي پرداخت‌شده و ساختار و بدنه‌اي مشخص بود اما به‌طور مثال در "آفتاب‌پرست نازنين" ناگهان شاهد دور شدن از آن فضاسازي و شخصيت‌پردازي ماهرانه و خاص بوديم.


"رام‌كننده" هرچند نسبت به كتاب قبلي كاتب، اثري شسته‌رُفته و شبيه‌تر به خود كاتب است، اما باز هم مخاطب را در جاي‌جاي داستان، در لحظه‌هاي مختلف دچار نوعي شوك مي‌كند، آن‌گاه كه به‌كار بردن بعضي كلمات يا جمله‌ها در ميانه‌ي يك روايتِ بدون اشكال، ناگهان همه‌چيز را به‌هم مي‌ريزد و رشته‌ي ارتباط بين مخاطب و داستان را پاره مي‌كند.
اما با وجود اين‌كه "رام‌كننده" شاهكاري از كاتب به‌شمار نمي‌آيد بايد اين نكته را هم در نظر گرفت كه اين كتاب از آثار خوب او محسوب مي‌شود. همان‌طور كه به‌نظر من "آفتاب‌پرست نازنين" اين‌گونه نبود.
داستان در "رام‌كننده" از خط مشخص و روايتي روان سود مي‌برد و به‌نوعي حتي مخاطب را تله مي‌كند. تله‌اي كه تا پايانِ داستان هم پادزهري براي آن ارائه نمي‌شود.
سردرگمي پسر(راوي اصلي) در مورد اين‌كه پدرش(زمان) تله شده يا پدرخوانده‌اش(مرحبا) يا مادرش(خورشيد)، مسئله‌اي‌ست كه حل آن در داستان امكان‌پذير نيست. اين‌كه واقعاً چه كسي تله شده و اصلاً پادزهر تله‌ي خودِ پسر چيست؟
در تمام طول داستان با بيان روايت‌هاي فلسفي‌گونه توسط شخصيت‌ها(به‌خصوص زمان) مواجه‌ايم و سوال‌هايي پيش روي‌مان قرار مي‌گيرد كه هيچ‌گاه هيچ جوابي براي آن‌ها يافت نمي‌شود. و البته طرح اين سوال‌ها هم از ويژگي‌هاي هميشگي قلم كاتب بوده.
انتخاب اسامي شخصيت‌ها هم يكي از همان مسائلي‌ست كه هميشه در آثار كاتب با انواعِ متفاوت آن روبه‌رو هستيم. اسامي‌اي مثل: زمان- مرحبا- خورشيد- خش‌خش- حلزون.
اين‌ اسم‌ها و تلاشي كه مخاطب مي‌كند تا ارتباطي بين آن‌ها  و شخصيت‌ها و حتي داستان برقرار كند، بيشتر موجب پيچيدگي داستان مي‌شود.
بدون شك بهترين و پرداخته‌ترين قسمت داستان، زماني‌ست كه پدر(زمان) تصاوير و صداهايي را براي پسر پخش مي‌كند كه متعلق به تله‌شده‌هايي‌ست كه قبل از مرگ‌شان اين تصاوير و صداها از آن‌ها گرفته شده.
داستان شكلي تصويري و سينمايي به‌خود مي‌گيرد و راوي چند بار تغيير مي‌كند و در خلال همين تغييرِ راوي، وارد بخش دوم(لمس) مي‌شويم و داستاني را از قول يك تله‌شده‌ي ديگر مي‌شنويم!
سياهي و تاريكي هميشه از ويژگي‌هاي كارهاي كاتب بوده، همان سياهي‌اي كه در "وقت تقصير" شايد به اوج مي‌رسد. اين سياهي در "رام‌كننده" هم حضوري دائمي دارد و مدام مخاطب را در خلال روايت‌هاي كوتاه و بلند مختلف، به‌ عمق سياهي‌ها و پليدي‌ها مي‌برد. موضوعي كه شايد موجب درگيري بيشتر مخاطب با داستان شود.
كاتب نويسنده‌ي فعال و پركاري‌ست. اما اين پر كار بودن، در دو كتاب آخر او به‌طرزي ملموس خود را نشان داده و موجب لطمه خوردن به پيكره‌ي داستان شده. اتفاقي كه در "آفتاب‌پرست نازنين" شديدتر بود و در "رام‌كننده" قدري تقليل يافته بود، اما به‌هر حال، حجم زياد كلمات و جملات و روايت‌هايي كه در داستان گنجانده شده، نيازمند دقت و تأمل بيشتري بوده و كمي شكل دادنِ شخصيت‌ها و پرداخت كردنِ روايت‌ها مي‌توانست داستان را به داستاني قابلِ لمس‌تر و خالي از پريدگي‌هاي گاه‌و بي‌گاه تبديل كند. اين امر شايد حتي با توصيف و شكل‌بنديِ بهتر شخصيت خورشيد نيز ممكن بود. شخصيتي كه نقشي كليدي دارد و از ابتدا تا انتهاي داستان –مستقيم وغير مستقيم- مخاطب با او همراه است اما شناختي كافي از او ندارد و حتي او را فقط در حد و اندازه‌هاي يكي از همان تله‌شده‌هاي معمولي مي‌شناسد.
"رام‌كننده" كتاب خوبي‌ست اما هنوز فاصله دارد با اثري مثل "هيس" كه از ايرادات ساختاري و زباني رنج نمي‌برد.

* رام‌كننده،  نويسنده: محمدرضا كاتب -  انتشارات: چشمه  -  چاپ: 1389 - قيمت: 5000 تومان

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی