پرینت

شب ممكن (محمدحسن شهسواري)

. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

نقدي بر «شب ممكن» نوشته : محمدحسن شهسواري - امين علي اكبري


"شبِ ممكن" دومين رمان محمدحسن شهسواري است كه با هفت سال فاصله، نسبت به اولين اثرش "پاگرد" منتشر كرده، رماني كه سراسر آن را فريب و مجاز واقعيت در بر گرفته و با پايان اولين فصل، اولين سيلي را توي گوش مخاطب مي‌زند كه يعني: "حواس‌ات را جمع كن...". اما نكته‌اي كه در ابتداي كار جلب توجه مي‌كند و حتي مي‌تواند به نوعی موجب ريزش يا لااقل دل‌زدگي مخاطبي شود كه با نثر و قلم شهسواري آشنايي ندارد، اين است كه همه‌چيز به طرز وحشتناكي زرد و مبتذل به نظر مي‌رسد، مسائلي مثل رستوران‌نشيني‌هاي امروزي و ماجراجويي‌هاي يك دختر و پسر نوعي، برف‌بازي توي خيابان جلوي چشم مردم، ماشين‌سواري در خيابان‌هاي تهران در شب و... همه و همه مي‌تواند روي اولين برداشت از داستان تأثير بگذارد، هرچند كه در فصل‌هاي بعدي پي مي‌بريم كه همه‌ي اين‌ها به طور تعمدي از سوي نويسنده طرح شده‌اند و پيش روي ما قرار گرفته‌اند.
فصل اول، پر شده از ماجراها و اتفاقاتي كه كنار هم قرار گرفتنشان موجب مي‌شود كه ما آنقدر درگير كليت آن‌ها شويم كه اصلاً به اين نكته پي نبريم كه آيينه‌ي بغل يك ماشين شاسي‌بلند نمي‌تواند نود درصد آيينه‌هاي ماشين‌هاي پارک‌ شده در خيابان را بتركاند.
"شبِ ممكن" كاري‌ست كه نشان مي‌دهد نويسنده براي خلق آن به خودش زحمت داده و براي مخاطب احترام قائل بوده،‌ روي داستان و شخصيت‌ها و ساختار كار كرده و آن‌ها را تا حد ممكن پرداخت كرده و ارتباط مساعدي بینشان برقرار كرده. شايد يكي از چيزهايي كه در چند سال اخير كمبود آن در داستان‌نويسي جامعه‌ي ما حس شده، استفاده‌ي توأمان از تكنيك و روايت بوده، يعني نويسنده بتواند (يا به خودش زحمت بدهد) هم به روايت داستان بپردازد و هم سر و شكلي به آن بدهد، كاري كه در "شبِ ممكن" صورت گرفته است.


داستان به پنج بخش تقسيم شده: "شب بوف- شب شروع- شب واقعه- شب كوچك- شب شيان".
در پایان هر فصل نويسنده خواننده را در يك حالت خلسه فرو مي‌برد و حتي كار به جايي مي‌رسد كه مخاطب توانايي فكر كردن درباره‌ي اتفاقاتي كه تا این‌ جای كار افتاده و يا پيش‌بيني فصل بعد و حتي تحليل و تجزيه‌ي وقايع را از دست مي‌دهد و در راه بي‌بازگشتي قرار مي‌گيرد كه فقط بايد در آن حركت كند تا ببيند اين راه به كجا مي‌رسد.
داستان از قول راوي‌هاي مختلف روايت مي‌شود و همين در واقع نكته‌ي اصلي كار است. فصل اول را از زبان مازيار -مرد خونسردي كه قرار شده دخالتي در اتفاقات آن شب نكند- مي‌شنويم. اما بلافاصله با شروع فصل دوم به اين نتيجه مي‌رسيم كه اشتباه كرده‌ايم. اشتباهمان اين بوده كه به راوي فصل اول اعتماد كرده‌ايم و حرف‌هاي‌اش را باور كرده‌ايم. تلخ‌تر اما این‌ که باز هم فريب مي‌خوريم و این‌ بار به راوي فصل دوم اعتماد مي‌كنيم. كار همين‌طور ادامه پيدا مي‌كند تا فصل آخر "شب شيان". فصلي كه اگر پرداخت بهتري روي آن صورت مي‌گرفت مي‌توانست رمان را به مراتبي بالاتر از اين ارتقا دهد.
شخصيت‌هاي داستان را هر بار به گونه‌ای متفاوت مي‌شناسيم. يك‌بار هاله را با توصيفات مازيار پيش چشم مجسم مي‌كنيم و يك‌بار مازيار را با حرف‌هاي سميرا. اما در كل تمام اين پارادوكس‌ها چيزي از جذابيت كار كم نمي‌كند. جذابيتي كه بخش عمده‌ي آن مرهون كار تجربي شهسواري در حيطه‌ي داستان‌نويسي است. تكنيك‌هاي مختلف را در اين داستان مي‌توانيم بررسي كنيم و براي هركدام نمونه‌اي بياوريم. حضور نويسنده از ابتدا تا انتها در سير حوادث محسوس است. حضور در قالب يك استاد دانشگاه، يك فرد تحصيل‌كرده. كه اتفاقاً در خلال همين حضور، نويسنده نقدهاي شخصي‌اش درباره‌ي وضعيت روشنفكري جامعه‌ي امروز را بيان مي‌كند: آن‌جا كه مخاطب را به يك محفل خصوصي مي‌برد و لابي‌ها و زد و بندهاي موجود را به نقد مي‌كشد و نمايش مي‌دهد. دغدغه‌هاي روشنفكري خودش را با سود جستن از تكنيك معرفي فيلم و داستان به رخ مي‌كشد. نام بردن از تعدادي كتاب و فيلم مطرح، و يا حتي در فصل پاياني، نام بردن از تعدادي فيلسوف معاصر وطني كه هركدام در برهه‌اي از تاريخ اين كشور نقش‌آفريني كرده‌اند، همه‌ي اين‌ها موجب مي‌شود كه آن برداشت اوليه‌ فرو بريزد (پيش‌بيني روبرو شدن با يك رمان سطحي- فصل اول) و مخاطبي را كه دغدغه‌هاي روشنفكري دارد راضي كند، ضمن این‌ که مخاطب عام را هم با روايتي ساده همراه مي‌كند.
يكي از نكات مهم داستان هم حضور محوري "زن" در جاي‌جاي روايت است. حضوري كه در بسياري از كارهاي سال‌هاي اخير كم‌رنگ بوده، يا این‌ که از ضعف توصيف يك زن توسط يك مرد رنج مي‌برده. شخصيت‌هاي هاله و سميرا تا فصل آخر حضوري موثر و مهم دارند. اما اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه نويسنده تلاش كرده تا هيچ‌كدام از شخصيت‌هاي‌اش به عنوان قهرمان يا شخص اول يا بهتر و بدتر نشان داده نشوند. همه را در كنار هم پيش برده و در هر قسمتي از هركدام كه نياز داشته بهره برده.
نويسنده در فصل آخر به يك‌باره خودِ حقيقي‌اش را در صحنه حاضر مي‌كند و به تمام سوالات مخاطب كه در طول چهار فصل گذشته ايجاد شده بود پاسخ مي‌دهد. پاسخ‌هايي كه كمي رنگ‌ و بوي تعجيل به خودشان گرفته‌اند و اگر با صبوري بيشتري ارائه مي‌شدند، فصل آخر مي‌توانست حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.
پس مي‌توان "شب ممكن" را يك رمان متشخص و سنگين و محترم به شمار آورد. رماني كه توانايي دربرگیری قشرهاي مختلف را در زمينه‌ي كتاب‌خواني داراست. خصوصاً قشري كه دغدغه‌ي مواجهه با اثري تكنيكي و متفاوت را دارد.

نشر: چشمه – چاپ: سوم 1389 – قيمت: 3500 تومان

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی