پرینت

مروری بر کتاب «کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند»، نوشته احمد آرام - مجتبی صولت‌پور

. Posted in کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

مشبک‌های تاریک – روشن: مروری بر کتاب «کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند»، نوشته احمد آرام


«کسی ما را...» سومین مجموعه داستان کوتاه احمد آرام است، که شش داستان کوتاه از این نویسنده‌ی جنوبی را در برگرفته است. آرام متولد بوشهر است، و با این‌که از چند سال پیش، در شیراز زندگی می‌کند، اما نتوانسته - یا نخواسته- زادگاه‌اش را فراموش کند و این شده که هم‌چنان ردِ پای واضح بوشهر و عناصر موجود در آن اقلیم، در داستان‌هایش خود را نشان می‌دهند. داستان‌های آرام، از این‌که غیرمعمولی به‌نظر برسند، ترسی ندارند، و نویسنده‌ کوشیده ایده‌ال‌های ذهنی‌اش را عملی کند. تفاوتی که «کسی ما را...» با مجموعه داستان‌های قبلی آرام دارد، بیش‌تر شدن تاثیر افسانه‌ها و حکایت‌های جنوب بر روند قصه‌گویی ‌ست. در شهر‌های جنوبی ایران، انبوهی از قصه‌های قدیمی وجود دارند که اغلب بر پایه‌ی اتفاقات غیرمعمول و فراواقع رقم می‌خورند. تاثیر چنین افسانه‌هایی بر کار آرام کاملاً مشهود است. (به‌خصوص در داستان «چقدر به هم شبیه بودیم!»)

 


آرام از اول اتمسفر داستان‌اش را در فضایی نامانوس شکل داده و با به‌کارگیری فرم‌های کمتر کار شده (در بین داستان‌های فارسی) سعی بر خلق دنیاهای متفاوتی دارد، از آدم‌هایی که اضطراب‌های زندگی آن‌ها را کلافه کرده و همین کلافه‌گی  در نهایت موجب دردسر می‌شود. اما چیزی که در چنین داستان‌هایی دارای اهمیت زیادی ‌ست، مانوس جلوه دادن فضاهای نامانوسِ داستان به خواننده‌ی اثر است. موقعیت‌هایی که آرام برای داستان‌هایش انتخاب کرده، یا از اساس نامانوس‌اند (هم‌چون داستان «کنترل»)، یا در ادامه با ورود عناصری نامانوس به اتمسفر داستان، از محیط‌های رئال دور می‌شوند و در دل خود اتفاقات تازه‌ای را روایت می‌کنند. چیزی که در بخشی از کتاب رخ داده، نامانوس ماندن فضای تعدادی از داستان‌ها، و در نتیجه عدم موفقیت خواننده برای برقراری ارتباط با آن‌ها ست. (هم‌چون داستان‌های «کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند» و «کنترل».) با این وجود، کتاب داستان‌های کاملاً موفقی هم درون خود دارد، که از جمله می‌توان به داستان قدرت‌مند «کافه‌ی الکترا» اشاره کرد، که با روایت هوش‌مندانه و غیرخطی خود، می‌تواند مخاطب را در دل اثر جا بدهد و در نهایت، فضای داستان برای او کاملاً مانوس و نزدیک باشد. (غیر از آن داستان «کنتراست» هم بسیار زیبا ست.)
مجموعه داستان «کسی ما را...» روایت‌گر قصه‌های مردی جنوبی‌ست، که سعی کرده عناصر داستان‌های قدیمی اقلیم‌اش را با شیوه‌های تازه‌ی داستان‌نویسی ترکیب کند، و در نهایت کلیت کتاب‌اش لذت‌بخش و تاثرگذار است.  

«من یک گاز کوچولو به پیتزا می‌زدم و او انگاری داشت مرا می‌خورد، چشم توی چشم من، گاز‌های گنده می‌زد و به چانه‌ام نگاه می‌کرد. می‌گفت: «موز هم می‌خریم.»
من به آرامی قارچ‌های لای پیتزا را می‌جویدم و او دوباره می‌گفت: «زن بدی داشتم. چه‌قدر موی چتری به صورتت می‌آمد!»» (ص 79 کتاب)

* عنوان برگرفته از نوشته‌ی پشت جلد کتاب است.

** کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند، احمد آرام، ویراستار: عزیز تُرسه، نشر افق، چاپ اول: 1388، 2000 نسخه، 168 صفحه، 3000 تومان

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی