پرینت

زبان پارسي در تاريخ - گام اول

نوشته شده توسط علي جباريان. Posted in زبان‌شناسی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

علي جباريان

 

زبان پارسي در تاريخ

ويژگي زبان پارسي چيست؟ ريشه آن از كجاست؟ در كدام يك از گروه‌هاي زباني جاي دارد؟ از چه زماني در نَجد[*] ايران بدان سخن مي‌گويند؟ در گذر زمان و در هزاره‌ها چه سرنوشتي داشته و چگونه به چهره‌‌‌ي امروزين خود درآمده است؟

پاسخ دادن به پرسش‌هاي بالا مجموعه‌اي از مقالات را مي‌طلبد كه اميد است محقق شود و مورد توجه دوست‌داران قرار گيرد. زباني كه امروزه در ايران، افغانستان و تاجيكستان بدان سخن گفته مي‌شود، پارسي و يا درست‌تر بگوييم پارسي دَري نام دارد. اين زبان آميخته‌اي از زبان‌هاي ايراني باستان و با وام‌هاي زباني فراوان از زبان‌هاي تازي، تركي (آلتايي) و ساير زبان‌ها مي‌باشد. هرچند هيچ زباني سَره و بدون واژه‌هاي بيگانه نيست ولي زمانيكه اين وام‌گيري بيش از اندازه باشد زباني به شكل ويژه از زبان ديگر تاثير مي‌پذيرد. در مورد زبان پارسي اين تاثيرپذيري از زبان تازي بوده است. حتا برخي از زبان‌شناسان اين زبان را آميخته‌اي از زبان‌هاي ايراني و زبان تازي مي‌دانند. به هر روي چيزي كه آشكار است اين است كه پايه و اساس زبان پارسي، همانا زبان‌هاي ايراني است كه در جاي جاي نَجد ايران بدان سخن مي‌گفته‌اند. براي شناخت آن نيز بايد پله پله و آهسته در دالان تاريخ پيش رويم. نخست بايد اين را يادآور شوم كه براي آسانيِ كار، زبان امروزي را با همان نام پارسي از زبان‌هاي باستاني آرياييِ نَجد ايران كه به همه آنها زبان‌هاي ايراني مي‌گويم جدا نموده‌ام. همچنين در مورد نشانه‌هاي نوشتاري (خط) در تاريخ كمتر سخن گفته‌ام و بيشتر به زبان و گويش پرداخته‌ام. همه زبان‌هاي ايراني شاخه‌اي از زبان‌هاي هند و اروپايي‌اند. دانشمندان زبان‌هاي گوناگون و گسترده‌اي را در ميان زبان‌هاي هند و اروپايي جاي داده‌اند. به هر روي بزرگترين اين گروه‌هاي زباني: ژرمني، اسلاوي، لاتين و يوناني در اروپا و هندي و ايراني در آسيا مي‌باشند. (هرچند زبان‌هاي بسيار ديگري را در اين گروه زباني جاي داده‌اند.) براي بررسي بهتر بايد به هزاره‌هاي گذشته برگرديم و ببينيم چه زماني آرياها به نَجد ايران آمدند و در آن هنگام چه كساني در آن زندگي مي‌كردند و اين بوميان در زبان تازه چه اثري نهادند. گيرشمن نخستين مهاجرت هند و اروپاييان را به نَجد ايران در آغاز هزاره نخست پيش از زايش مسيح مي‌داند. (1)

اين موج نزديك به هزارسال به درازا انجاميد تا اينكه چهره نَجد را از ديد نژادي ديگرگون ساخت و زبان‌هاي ايراني در نَجد استوار شد. اما در آن زمان چه كساني در نَجد ايران زندگي مي‌كردند و چگونه سخن مي‌گفتند. در زاگرس قومي به نام كاسي زندگي مي‌كردند. در مناطق شمالي‌تر كاسپي‌ها زندگي مي‌كردند. برخي از دانشمندان اين دو را يكسان انگاشته‌اند. چيزي كه روشن است اين است كه اين دو به زبان‌هاي اَنيراني (غيرايراني) سخن گفته‌اند و به گمان فراوان نام شهرهاي كاشان، قزوين و درياي كاسپين از آنها گرفته شده است. در زاگرس باختري نيز گوت‌ها و لولوبي‌ها زندگي مي‌كردند. اينها نيز به زباني كه وابسته به زبان‌هاي زاگروايلامي و يا زبان‌هاي سامي كه ريشه در ميان رودان (بين‌النهرين) داشت، سخن مي‌گفتند. اما بزرگترين دولت و شايد تنها دولت راستين پيش از ورود ايراني‌ها به نَجد را ايلامي‌ها سامان دادند. ردپاي فرهنگ و تمدن ايلامي را در همه ادوار نخستين ايران باستان مي‌توان ديد. شهر شوش كه پايتخت ايلام بود، در زمان هخامنشيان نيز پايتخت راستين شاهنشاهي بود. بسياري از نام هايي كه امروزه براي نواحي ايران جنوبي و مياني بكار مي‌بريم ريشه ايلامي دارند. براستي بيشترين تاثير را در ميان زبان‌هاي بومي نَجد ايران، زبان ايلامي بر زبان‌هاي ايراني (بويژه شاخه باختري و جنوب باختري زبان‌هاي ايراني) نهاد. هنوز در ايران استاني در جنوب باختري به نام ايلام خوانده مي‌شود. هخامنشيان به ايلامي‌ها، هوژ يا هوز مي‌گفتند كه به خوز ديگرگون شد و واژه خوزستان نيز از آن گرفته شده است. تازيان شهر اهواز را بدين روي سوق‌الاهواز ناميدند و هويزه نيز از همين ريشه است. حتا شيراز نيز نام دهكده‌اي ايلامي در نزديكي پارسه (تخت جمشيد) به نام تيزاريش بود. برخي چنين مي‌انديشيده‌اند كه نام كوروش نيز ايلامي است. ايلاميان بر فرهنگ و زبان نخستين شاهنشاهيِ آريايي نَجد ايران  يعني مادها به شَوَندِ (دليل) دوري، تاثير چنداني‌ نداشته‌اند ولي با پيدايش پارس‌ها در جنوب ايران و در جاي پادشاهان باستاني ايلام يعني انزان (انشان) بر بسياري از جنبه‌هاي فرهنگي هخامنشي و تمدن پارسي اثر نهادند.

"داريوش بزرگ تقريبا همه سنگ‌نبشته‌هاي خود را به سه زبان اصلي شاهنشاهي: پارسيِ باستان، ايلامي و بابلي نويساند."(2) "ايلامي‌ها از نژاد آسيايي يا زاگروايلامي يعني نه هندواروپايي و نه سامي بوده‌اند. برخي از دانشمندان نژادشناس آنان را از نژاد و زبان قفقازي يا خزري مي‌دانند. زبان ايشان از دسته زبان‌هاي پيوندي بوده است." (3)

اما شاهنشاهي ديگري كه از همبستگي قبايل گوناگون در نواحي ماد كه اصفهان و همدان و آذربايجان را در برمي‌گرفت ايجاد شده بود، شاهنشاهي ماناي بود. "كشور ماناي اتحاديه‌اي از طوايف و شهرهاي گوناگون در ميان خزر و اروميه بود." (4). هيچكدام ازاين طوايف به زبان‌هاي هندواروپايي سخن نمي‌گفتند و به شاخه‌اي از زبان هاي قفقازي سخن مي‌راندند. در مورد خاور (شرق) ايران آگاهي زيادي در دست نيست. بومياني كه در سيستان يا خراسان امروز مي‌زيستند، اثر فرهنگي چنداني از خود به جاي نگذاشته‌اند. در چنين فضايي بود كه دسته‌هاي جنگجوي اريايي آرام آرام راه به سوي نَجد ايران پيش گرفتند.

پس از بررسي نَجد ايران از نظر نژادي و زباني پيش از ورود آرياها، بهتر است به بررسي زبان آرياها در اوستا و در گام‌هاي نخستين مهاجرت آنها به سوي ايران بپردازيم.

.

[*] امروزه از واژه نَجد بجاي واژه فلات براي اين گستره‌ي جغرافيايي استفاده مي‌شود. اين ناحيه بيش از آنكه كم ارتفاع باشد، كوهستاني بوده و بكارگيري واژه نَجد از نظر جغرافيايي مناسب‌تر مي‌باشد.

(1): ايران از آغاز تا اسلام. گردآوري: رومن گيرشمن. برگردان:محمد معين، انتشارات علمي و فرهنگي. چاپ هفتم. 1385. ص65

(2): شهرياري ايلام: والتر هينتس. برگردان: پرويز رجبي. نشر ماهي. تهران 1387. ص47

(3): تاريخ ايلام، گردآوري: پير آميه. برگردان: شيرين بياني. انتشارات دانشگاه تهران. چاپ چهارم. 1384. ص79

(4): تاريخ مردم ايران (ايران قبل از اسلام)، گردآوري: دكتر عبدالحسين زرين‌كوب. انتشارات اميركبير. تهران. 1386. ص 79

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی