پرینت

زبان پارسی در تاریخ - گام سوم علی جباریان

نوشته شده توسط علي جباريان. Posted in زبان‌شناسی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


همانطور که پیشتر گفته شد،اوستا از بخشهای گوناگونی تشکیل شده است و هر بخش نیز در زمان متفاوتی ایجاد شده است. در سنت زرتشتی آمده است که اوستای بزرگ در زمان اسکندر گجسته  (گجسته در برابر خجسته و به معنی نامیمون و نفرین شده است) نابود شده است. برابر همین سنت نخستین تلاشهایی که برای بازسازی اوستای بزرگ انجام شد در زمان ولخش یا بلاش اول اشکانی بوده و پس از او در زمان نخستین پادشاه ساسانی ،اردشیر پاپکان درسده ی سوم زایش مسیح نگارش جدیدی از آن پدید آمد و اوستا به گونه ی قطعی در زمان شاپور دوم در سده ی چهارم ایجاد شد.(1)
خط اوستایی نیز که دین دبیره خوانده می شود از خط آرامی گرفته شده است و بنا بر این از چپ به راست نوشته می شود.این خط هم در زمان ساسانیان ایجاد شده وبرای نوشتن اوستا بکار گرفته شده است. پس می بینیم که ایجاد اوستا در زمان ساسانیان بوده که زبامن آنها ذدر زبانهای دوره ی میانه جای دارد. با این وجود زبان اوستایی به دو بخش تقسیم می شود:
1- اوستایی پیشین یا گاهانی
2- اوستایی نو
گاه ها یا گات‌ها به معنی سرود است و چون هفده یسنایی که گات‌ها را در بر می گیرد دارای پنج وزن آهنگین هستند بدین نام خوانده می شدند. به همین روی است که برای نامیدن دستگاه‌های موسیقی ایرانی مانند پنجگاه و.... از این واژه بهره می گیریم. بنا بر سنت زرتشتی که زمان زرتشت را حدود سیصد سال پیش از اسکندر می داند، می توان زمان رواج زبان گاهانی را نیز حدود ششصد سال پیش از زایش مسیح دانست.(2) بد نیست دوباره بخش‌های اوستا را بررسی کنیم. نخستین بخش اوستا یسناست که مهمترین بخش آن نیز هست. یسنا به معنی پرستش و ستایش ونماز است و واژه ی جشن نیز برگرفته از آن و به همان معنی است. یسنا بویژه هنگام مراسم دینی سروده می شود و دارای هفتاد و دو بخش است و به همین روی کشتی یا بندی که زرتشتیان سه بار دور کمر می بندند از هفتاد و دو نخ پشم سفید بافته می شود. بخش دوم ویسپرد است که ویس به معنای همه و رد به معنای سرور و داور است. ویسپرد در مراسم دینی و بویژه در جشنهای دینی شش گهنبار سال خوانده می شود و از بیست و چهار بخش یا کرده تشکیل شده است. بخش سوم وندیداد است که همان طور که پیشتر گفته شدبه معنی قانون ضد دیو است و در باره ی قوانین دینی مانند سوگند خوردن و پیمان و پاکیزگی است. بخش چهارم یشتهاست که برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان است و بیست و یک یشت در اوستا وجود دارد . بخش آخر خورده اوستا یا اوستای کوچک است که آذربد مهرسپندان در زمان شاپور دوم آن‌را گرد آورد.(3) اگر بخواهیم در مورد بازه ی زمانی پیش از ورود آریاها به نجد ایران بررسی کنیم، اوستا از دو روی بررسی پذیر است . نخست؛ گاتها که به این بازهی زمانی مربوط است یا دست کم نزدیک است و دیگر نیز داستانهای استورهای اوستا. برخی از مورخان بخش استوره ای تاریخ اوستا را به زمان پیش از جدایی آریاها و ورود دسته ای از آنها به نجد ایران می دانند. به موجب این برداشتها آریاها چهار دولت تشکیل دادند، که یکی دولت داستانی جمشید ، دیگری دولت داستانی فریدون است و دو دولت دیگر را نیز منوچهر و زاب تشکیل داده اند. جمشید و فریدون مربوط به زمانی است که هنوز هندواروپاییان با هم می زیستند و دولتهای منوچهر و زاب مربوط به زمانی است که آریاها به شمال خاوری نجد ایران رسیده و ساکن شده بودند.(4) در این میان نخست به گاتها می پردازیم. این درست است که گاتها به جهت آهنگین بودن بدین نام خوانده شدند، ولی این آهنگین بودن به مانند وزن شعرهای امروز فارسی نیست و مانند اشعار نخستین هندو اروپاییان که شعر میان بخشهای منثور جای می گرفت است.
در این میان نمونه ی خوب ریگ وداست که با بررسی آن نزدیکی میان این دو به آسانی روشن میشود. براستی گاتها کهنترین اثریست که از روزگاران پیشین برای ایران ادبی امروز باقی مانده است. گاتها از جهت صرف، نحو، زبان و اندیشه با سایر بخشهای ازستا فرق دارد. در گاتها اهریمن نقطه ی مقابل اهورامزدا نیست.(5) اهورامزدا یگانه آفریدگار جهان مینوی(فرامادی) ومادی است و سرچشمه ی نیکیها و خوبیها. در برابر او نیز آفیننده ی شر وجود ندارد و انگره مینو که در آینده  اهریمن شد و زشتیهای جهان را ازو دانستند در برابر اهورامزدا نیست بلکه در برابر سپنته مینو یا خرد پاک است.(6) در اوستا ما با آهن و نمک برخوردی نداریم، چون اوستا متعلق به عصر برنز است و نمک نیز واژه ایست که در زمانهای پسین ساخته می شود. در اوستا ایزدان بسیاری وجود دارد که تنها سه تای آنها در گاتها آمده است. نخست ((سروش)) است که به معنی فرمانبرداری و شنوایی است. دیگری ((اشی )) است که ایزد دارایی و دولت است و آخری هم آذر است. از جمله عبارات پرتکرار در اوستا هومت، هوخت و هوورشت است. هو همان خوب است و در زبان سانسکریت به شکل سو آمده است و مت نیز از ریشه ی من و به معنی اندیشیدن است؛ پس هومت می شود پندار نیک. واژه ی مانی نیز از همین ریشه و به معنی دانا و اندیشمند است. هووخت از وج جدا شده که به معنی گفتن است که در سانسکردت به صورت واج امده است. در سایر زبانهای هندواروپایی نیز این واژه همین گونه است مانند وکس (vox) لاتینی و ویس (voise) انگلیسی. پس بدین روی هوخت می شود گفتار نیک. ورشت از ریشه ی ورز به معنی تلاش و کوشش است و معنای آن نیز کردار نیک است. در اوستا برابر هو واژه ی دژ یا دش را داریم که بد و زشت معنی می دهد و واژه های دشمن، دشنام، دژخیم، دوزخ و دزد نمونه هایی از ساخت واژه های آن است.(7) بررسی پیوستگی اوستا و بویژه گاتها با زبانهای باستانی هندواروپایی و چگونگی دگرگونی آنها بسیار جالب است. در زبان اوستایی ترایا (thraya) همان ترای (thry) اسکیتی و تری (tri) روسی و تری (three) انگلیسی و البته سه ی پارسی امروزیست. همچنین واژه ی مرثیو (marthu) با واژه ی مرتیو (mrtuy) در سانسکریت و میرتوی (mertviy) روسی و واژه ی مرده در پارسی امروزین از یک ریشه اند.(8) نمونه هایی ازین دست بسیارند که ما در جاهای مختلف به بررسی آن خواهیم پرداخت. می شود گفت این زبان باستانی با گذشت زمان هر روز ساده تر شد و از جهت گویش به شکل امروز درآمد. در گاتها ما شش امشاسپند داریم که یاور اهورامزدا هستند و این شش فرشته اند که به همراه اهورامزدا هفت جاودان پاک را تشکیل میدهند. اهورامزدا به کمک آنان کارهای هستی را سامان می دهند و امور هستی اداره می کند.
واژه ی امشاسپند از سه بخش تشکیل شده است. بخش نخست(( ا )) ، همان پیشوند منفی کننده ی آریایی است و مش نیز به معنای انسان است و در اینجا مردنی و نابود شدنی را می رساند. سپنتا که امروزه به شکل سپند و اسپند و اسفند کاربرد دارد به معنی پاک و مقدس است. این جاودانان مقدس شش تا هستند : 1- وهومنه یا بهمن 2- اشاوهیشتا یا اردیبهشت 3- خشثره وئیریه یا شهریور 4- ارمایتی 5- هئورتات یا خرداد 6- امرتات یا مرداد. در نوبت آینده به بررسی واژه ای این امشاسپندان وهمچنین تاریخ استوره ای در اوستا می پردازیم.

------------------------------------------------------------

1-دیاکونوف،ا.م، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام،1357،ص 51

2-باقری،مهری، تاریخ زبان فارسی،نشر قطره، 1388، ص55

3-پورداوود،ابراهیم، اوستا، نشر دنیای کتاب،1387، ص59

4-خدادادیان، اردشیر، نشر سخن، 1383، ص44

5-پورداوود،ابراهیم، همان، ص62

6-پورداوود،ابراهیم، همان، ص68

7-پورداوود،ابراهیم، همان، ص89

8-دیاکونوف،ا.م، همان، ص65

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی