پرینت

زبان پارسی در تاریخ - گام ششم علی جباریان

نوشته شده توسط علي جباريان. Posted in زبان‌شناسی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

زبان پارسي در تاريخ (گام ششم)


دراین گام به بررسی زبان پارسی باستان می پردازیم. می دانیم که پایه ی زبان فارسی که امروزه بدان سخن می گوییم زبان پارسی باستان است. به همین روی به گونه ای ویژه به آن خواهیم پرداخت.
پارس ها به همراه مادها و پارتها سه دسته ی اصلی آریاها بودند که وارد نجد ایران شدند. بستگی نژادی این سه دسته ،بویژه پارسها و مادها زیاد بود. پارسها بسیاری از واژگان اداری و مالی خود را از مادها وام گرفته بودند و این به این روی بود که مادها در ایجاد شاهنشاهی بر پارسها مقدم بودند. پارسها نخستین بار در تاریخ در کنار دریاچه ی اورمیه یا چیچست دیده شدند و در سنگنبشته های به جای مانده از شلمانصر سوم پادشاه آشور،از آنان نام برده می شود. چنانچه از شواهد پیداست بر اثر فشار بیرونی که به گمان زیاد از جانب آشور بوده به جانب جنوب روی آوردند. سپس در ناحیه مسجد سلیمان امروزی و ناحیه ای که به نام آنها پارس خوانده شد مسکن گزیدند. این ناحیه در قلمرو ایلام بود و پارسیان که تازه از راه رسیده بودند ایلامیان را مجبور به پذیرش خود در قلمرو آنان کردند. به تاثیر فراوان ایلام چه از جهت زبان و فرهنگ و چه از نظر اصول حکومتداری باز هم خواهیم پرداتخت.
به هر روی پارسیان در آینده که دولت بزرگ هخامنشی را به وجود آوردند، خود را به احترام نیای بزرگ خود هخامنشی نامیدند. واژه ی هخامنش از ریشه ی هخای که به چم(معنی) دوست است گرفته شده و به معنی دوست منش می باشد.(1)   پارسیان به دو دسته تقسیم شدند. دسته ای در ناحیه ی پارس و دسته ای در ناحیه ی انزان یا انشان که در خوستان امروزی جای دارد ساکن شدند. پادشاهی هخامنشی به توسط دسته انزانی ایجاد شد و به همین روی کوروش در بابل خود را با لقب شاهد انزان می خواند. پس از کوروش پسرش کمبوجه، که یونانیان کامبیز می خوانندش، به پادشاهی رسید.
در زمانی که  کمبوجیه مصر را شکست داد و از ایران دور بود داستان بردیای دروغین روی داد. بردیا که در روایتهای یونانی اسمردیس نامیده می شود، برادر کمبوجیه بود. کمبوجیه دور از ایران و به جهت خودزنی می میرد و بردیا که روایات پارسی او را گئومات مغ میداند، در ایران به حکومت می رسد،  اما با مداخله ی داریوش که پسر ویشتاسپ و از دیگر شاخه ی پارسیان بود، پادشاهی در دودمان هخامنشی ادامعه پیدا می کند. ازین پس همه ی پادشاهان هخامنشی از دسته ی دوم پارسیان که در  ناحیه ی پارس می زیستند، می باشند. قدیمی ترین آثاری که از زبان پارسی باستان به دست آمده مربوط به  لوحه های آریارمنه و آرشام است که در همدان یافت شده است. پس از آن در پاسارگاد سنگ نبشته ی کوروش بزرگ را داریم که در آن به معرفی خود در عباراتی کوتاه می پردازد. اما بیشسترین آثار به داریوش متعلق است. داریوش بزرگ در بیستون یا بغستان، که به معنی سرزمین خدایان است، تخت جمشید، شوش، همدان، کوه الوند و کانال سویز سنگنبشته های فراوان از خود به یادگار گذاشته است(2)
پس از داریوش پسرش خشایارشا ، و بقیه ی شاهان هخامنشی نیز سنگ نبشته هایی از خود به جای گذاشتند.همه این سنگ نبشته ها با خط میخی بود. الفبای پارسی باستان که به احتمال فراوان توسط داریوش بزرگ تکمیل شد، از الفبای اکدی گرفته شده بود.(3)
الفبای پارسی باستان 36 حرف و 2 واژه جداکن و 8 اندیشه نگار(هزوارش) داشته است. این الفبا از چپ به راست نوشته می شده است و تا پایان شاهنشاهی هخامنشی به کار برده می شده و سپس خواندن آن فراموش شده است.(4)
از بستگی زبان پارسی و زبان مادی به هم پیشتر سخن گفته ایم. در این باره همین بس که بیشتر دانشمندان نام پارس را نامی مادی می دانند، یا دست کم این نام را نامی می دانند که توسط مادها بر پارسها نهاده شد. نام پارس یا پارسه از واژه ی ایرانی باستان Parsu که به معنی دنده و پهلوست، گرفته شده و در زبانهای سنسکریت و اوستایی نیز به معنی دنده، کنار، پهلو و بر به کار رفته است. مادها این نام را به پارسها دادند و آنان را سرزمین یا قوم کناری یا پهلویی خود می دانستند. اما دیگر قومی که بر زبان و فرهنگ پارسیان اثر نهاد، ایلام بود. ایلام از تارخ و فرهنگ برتری نسبت به مهاجمان پارسی تازه وارد برخوردار بود و به همین روی بر آنها تاثیرات زیادی نهاد. بیشتر لوحه های اداری به دست آمده در تخت جمشید به ایلامیست. در واقع ایلامیان همان نقشی را برای پارسیان بازی می کردند که ایرانیان در زمان خلفای عباسی برای تازیان بازی می کردند. حتا بسیاری، نام  کوروش بزرگ را نامی ایلامی می دانند. بد نیست بدانیم که زبان اداری شاهنشاهی نیز زبان آرامی بوده، که به جهت گسترش روزافزون شاهنشاهی و استفاده ی مردمان زیادی در مرزهای باختری و شمال باختری از این زبان، برگزیده شده بود.
به هر روی آگاهی ما از زبان پارسی باستان محدود به همین الواح و سنگ نبشته هاست. البته سیزده نوشته بر روی چرم از سده ی پنجم در دست داریم که متعلق به ارشامه ساتراپ ایرانی مصر است.(5)
در باره ی پایتخت هخای شاهنشاهی هخامنشی باید گفت که سه شهر بابل، شوش و همدان به عنوان پایتختهای شاهنشاهی شناخته می شوند. شهر شوش مهمترین آنان و مرکز اداری شاهنشاهی بود. اما کوروش بزرگ پایتخت خود را در پاسارگاد که به معنی اردو گاه پارسیان است قرار داده بود و حتا پس از وی نیز مراسم مهم فراوانی را در این مکان انجام می دادند. داریوش برای ایجاد شهری که نشان دهنده ی فر و قدرت بزرگترین کشور جهان مسکون تا به آن دوران باشد، فرمان د اد تا در ناحیه ای که اجد اد او یعنی شاخه ی دوم پارسیان میزیستند شهری به نام پارسه ایجاد شود. نوروز و سایر گردهمایی های با ارزش در این پایتخت جدید برگزار می شد. پس از آتش زدن پارسه توسط اسکندر و ویرانی و زیر خاک ماندن شهر؛ به سبب شکوه ویرانه های آن، به جمشید پادشاه استوره ای منسوب شد و تخت جمشید نام گرفت. یونانیان نیز آن را پرسپولیس، که به معنی شهر پارسی است، می
نامیدند. اما داریوش سوم واپسین شاهنشاه هخامنشی در دو نبرد ایسوس و گرانیک از سپاه اسکندر مقدونی، که زرتشتیان گجسته یا ملعون می نامندش، شکست خورد. جنگ آخر در گوگامل، به معنی چراگاه شتران، در سال 331 پیش از زایش مسیح روی داد، که به شکست کامل و فرار داریوش انجامید.(6)   در نهایت داریوش در شمال خاوری ایران به وسیله ی بسوس کشته شد و پادشاهی هخامنشی پایان یافت. اسکندر زمان زیادی در ایران فرمانروایی نکرد و پس از او در جنگهای دیادوخ، که جنگهای جانشینی اسکندر است، ایران در اختیار سولوکوس سردار اسکندر قرار گرفت.

-------------------------------------------------

1) اردشیر خدادادیان، تاریخ ایران باستان، ج ا، انتشارات سخن، چ2، 1386، 546
2) پرویز ناتل خانلری، تاریخ زبان فارسی، ج 1،فرهنگ نشر نو، تهران،1387،صص 165-168
3) محسن ابوالقاسمی، تاریخ مختصر زبان فارسی، انتشارات طهوری، چ4، 1386، ص 22
4) محسن ابوالقاسمی، همان، ص23
5) ایلیر گرشوویچ و مری بویس، برگردان یدالله منصوری، نشر فروهر،1377، ص 20
6) اردشیر خدادادیان، همان، ص456

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی