پرینت

زبان پارسی در تاریخ - گام هشتم علی جباریان

نوشته شده توسط علی جباریان. Posted in زبان‌شناسی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

زبان پارسی در تاریخ 8:
این بار درباره‌ی زبان پارسی پس از هخامنشیان سخن می‌گوییم. اسکندر مقدونی پس از اینکه بر سپاهیان داریوش سوم آخرین شاه هخامنشی پیروز شد، گرایش به همکاری با ایرانیان برای کنترل قلمرو بزرگی که به دست آورده بود، پیدا کرد. او برخی از ساتراپهای هخامنشی مانند آتروپات، ساتراپ آذربایجان، را بر جای خود باقی گذاشت و از بزرگان ایرانی برای اداره کارها سود برد.
به هر روی اسکندر خود را پیاده کننده هلنیسم در جهان آن زمان می‌دانست. او گمان می‌کرد باید خاور و باختر زیر پرچم یکسانی باشند و فرهنگ یونانی، که به گمان او فرهنگ برتر بود، برآن حاکم باشد. این دوره را در تاریخ جهان عصر هلنستیک می‌نامند. او در ایران با دختر ساتراپ سغد ازدواج کرد و تنها فرزند قانونی وی، که همچون پدر اسکندر نام گرفت، از این دختر بود. اسکندر در جوانی بیمار شد و بدون اینکه سامانی به سرزمین بزرگ خود دهد، در بابل مرد. پس از او جنگ‌های جانشینی او که به دیادوخ نامی است روی داد. در پاین ایران به یکی از سرداران وی، سلوکوس رسید. فرمانروایی سلوکیان در ایران را می‌شود نوعی فرمانروایی دوگانه دانست. شوند آن این بود که شورش‌های فراوان در جای جای ایران روی داد و سرزمین پارس خیلی زود نوعی خودمختاری به دست آورد و در پارت (ایران خاوری (دولت نیرومند اشکانی پا گرفت.
به هر روی زبان رسمی سلوکیان یونانی بود و این بر روی زبان پارسی موثر بود. یونانیان در ایران کلونی‌های نظامی ایجاد کرده بودند، به ویژه بر سر راه‌های باارزش بازرگانی. بدین روی چه از دید نژادی و چه از دید زبانی، آمیختگی چندانی را با ایرانیان ایجاد نکردند. بعدها هم که دولت اشکانی روز به روز نیرومندتر شد، بسیاری از آنان وادار به ترک ایران شدند.
تا پایان شاهنشاهی هخامنشی زبان‌هایی را که در نجد ایران بدان سخت می‌گفتند، زبان‌های ایرانی باستان می‌گوییم و از پایان شاهنشاهی هخامنشی تا آغاز اسلام زبان‌های ایرانی را زبان‌های ایرانی میانه می‌گوییم.  
امروزه تاثیر زبان‌های ایرانی و یونانی بر روی یکدیگر خیلی شناخته شده نیست. به این روی که از سویی، گذر زمان فراموشی و دگرگونی زیادی را بر روی آن‌ها ایجاد کرده و از سویی، ریشه یکسان این دو زبان به ویژه در عصر باستان امکان شناخت درست تاثیرات دو زبان بر هم را کم کرده است. به هر روی چیزی که نباید نادیده گرفت این است که در شاهنشاهی پانسد ساله پارتی (اشکانی)، زبان یونانی یکی از زبان‌های باارزش بوده و بیشتر سنگنبشته های شاهان اشکانی به زبان یونانی نیز نوشته می‌شده است. این رویه در سال‌های آغازین شاهنشاهی ساسانی نیز ادامه داشته است. چنانچه اردشیر بابکان که شاهنشاهی ساسانیان را ایجاد کرد، سنگنبشته نقش رستم را به سه زبان پارسی، پهلوی و یونانی نوشته است.  کم کم با بالا گرفتن کار ساسانیان، زبان یونانی نقش خود را از دست داد. شاید یکی از مهم‌ترین جایگاه‌های زبان یونانی، بخش خاوری نجد ایران (افغانستان و بخشی از پاکستان امروزی) بود. در اینجا دمیتریوس دولت یونانی باختر را به وجود آورد که دیر زمانی پابرجا بود و تاثیرات فرهنگی زیادی به راین بخش نهاد. واژه‌های زیادی در زبان فارسی و زبان‌های دیگر از یونانی وام گرفته شده است. می‌دانیم که بسیاری از خدایگونه های یونانی پس از پیروزی اسکندر بر داریوش، در ایران نیز شناخته و برخی پرستش نیز می‌شده اند. برای نمونه خدایگونه اروس، که به گونه واژه عروس هم اکنون نیز در زبان فارسی کاربرد دارد. همچنین خدایگونه نیکه یا پیروزی در تاق بستان کرمانشاه یادآور نفوذ فرهنگ یونانی است. بسیاری از واحدهای اندازه گیری و پول نیز از یونانی گرفته شده است. مانند درهم که از دراخمای یونانی گرفته شده است. واژه‌های بسیاری نیز با میانجی گری زبان‌های دیگر چون عربی به زبان فارسی امروزی آمده است. واژهایی چون تاریخ از هیستوریکا، جغرافی از ژیو گرافی، فلسفه، فیلسوف و سفسطه و بسیاری واژه‌های دیگر. می‌دانیم که فیلسوف از دو بهر فیل و صوفیا ست. فیل به معنی دوستدار و صوفیا یعنی معرفت، دانش و شناخت. نام‌هایی چون صوفیا، هلن (یعنی یونانی) و آتنا (خدای خرد و دانش) هنوز نیز در ایران کاربرد دارد.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی