پرینت

ژرفای واژ ها گام 9-علی جباریان

نوشته شده توسط علی جباریان. Posted in زبان‌شناسی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


پری: این واژه در زبان پارسی باستان و در دین و استوره های ایرانی به معنی ماده دیوانی بوده است که با رویی زیبا، به فریب قهرمانان باستانی می پرداختند. این نام امروزه برای دختران کاربرد دارد(1).


دین یا دینا: ایزدبانوی وجدان در ایران باستان است که به مردم نیرو می داده، تا راه اهورایی را برگزینند. او را دختر اهورامزدا و سپندارمذ می دانند. ارزش آن بر روی پل چینووات است. در آن  زمان، داوری انجامین روان، در پیشگاه مهر، رشن و سروش انجام خواهد شد. پل چینووات میان گیتی و مینوست(جهان مادی و غیر مادی). برای کسی که در جهان نیکوکاری پیشه کرده، گذرگاه پهن خواهد شد و در نخستین گام او بانویی زیبا، که زیباتر از آن را کسی به چشم ندیده است، همراه با بویی خوش به پیشواز می آید(2).  این واژه از زیان پارسی به زبان عربی نیز رفته  و در قرآن نیز به کار رفته است.


یادگار(ایادگار): این واژه ی پارسی به معنی کتاب و رساله است و گونه ی آغازین آن ایادکارت بوده است(3).  کتاب هایی مانند ایادگار زریران از زبان پهلوی به جای مانده است.


درویش: در ایران باستان، بویژه در زمان ساسانیان، برای فقرا دو گونه نام کاربرد داشته است: يك.اشکوهان دو.درویشان.
اشکوهان را برای فقرای پست و فرومایه که به همین روی دچار نداری شده اند، به کار می بردند. برای فقرایی که آبرومند بودند و به گدایی و کارهای پست روی نمی آوردند، واژه ی درویش به کار برده می شد. در متون زرتشتی درویشان بسیار ستوده شده اند(4).


سنندج: این نام که مرکز استان کردستان است از دو بهر سنین و دژ ایجاد شده است و به معنی دژ یا قلعه ی  مستحکم و قوی است.


نیما: برخی نیما را به معنی نامدار و نامی می دانند. در فرهنگ واژ های دهخدا، نیما را خرد و کوچک معنی کرده اند. همچنین این نام، نام کوهی در مازندران نیز است. این نام زیبا امروزه برای پسران کاربرد فراوان دارد.


رامین: نام رامین از ریشه ی رام که در زبان فارسی به معنی آرامش، قرار و همچنین شادی است، گرفته شده است. معنی آن دارای آرامش است. نامی شدن این واژه، به خاطر داستان عاشقانه ی ویس و رامین است. ویس و رامین را بیشتر تاریخ دانان مربوط به دوره اشکانیان می دانند. این داستان در دوره های پسین در خداینامه ها و همچنین ادبیات پهلوی باقی ماند و در دوره ی اسلامی نیز فخرالدین اسعد گرگانی آن را به نظم درآورد.


چیستا: این ایزدبانوی ایرانی، نماد دانش، آگاهی و فرزانگی است. با ایزدبانوی دین، پیوستگی نزدیک دارد و یشت شانزدهم اوستا، همگی در توصیف چیستاست. برخی چیستا را به مفهوم  در خور توجه و آنچه که مورد توجه است، دانسته اند(5).  برخی نیز این نام را برگرفته از چگونگی و چیستی و به همان معنای ظاهریش می دانند.


دبیره: دبیره در زبان پارسی به معنای خط است. در دوره ساسانیان چند گونه خط وجود داشته است:
* دین دبیره: این گونه از خط، برای نوشتن متون دینی به کار می رفته است.
* ویس دبیره یا خط جامع: برای کارهای غیر معمولی به کار می رفت.
* گشتک دبیره یا خط شکسته: برای نوشتن اسناد قانونی، مطالب پزشکی و فلسفی به کار می رفت.
* راز دبیره یا خط رمزی: برای نوشته های رمزی میان شاهان کاربرد داشته است.
* نامگ دبیره: این گونه از خط برای نامه نگاری استفاده می شد.
* هام دبیره یا خط عمومی(عام دبیره): در سایر کارها و برای کارهای عمومی از این خط استفاده می شد(6).


اردوان: این نام به معنی درستکار است. درون این نام به واژه رته، که  ایزد درستی و راستی و نظم در ایران باستان است، برمی خوریم. اردوان نام چند تن از پادشاهان اشکانی بوده است. آخرین پادشاه اشکانی، اردوان پنجم، از اردشیر بابکان شکست خورد و سلسله اشکانی از میان رفت(7).


 1.ژاله آموزگار، تاریخ اساتیری ایران،انتشارات سمت، تهران،1389، ص42
2.ژاله آموزگار، همان ، ص 31
3.احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، انتشارات سخن، چ 5، 1386، ص 278
4.احمد تفضلی، همان، ص167
5.ژاله آموزگار، همان، ص31
6.تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثابت فر، انتشارات ققنوس، چ 4، ص 163
7.مری بویس، آیین زرتشت، ترجمه ابولحسن تهامی، انتشارات نگاه، تهران، 1386، ص 224

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی