پرینت

شاهین شیرزادی

نوشته شده توسط شاهین شیرزادی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

«مجلس ِ فرهاد»
تنهایی
از پله های کوه
بالا کشیده بود
و در شکاف ِشانه ی سنگ
الماس‌های دانه دانه قی می‌کرد

نزدیک بود ماه
با این‌همه
تاریک بود راه
تا تاول شکفته‌ی قله
آنجا که تیشه روی عصب بود
و هفت پرده در میان کاسه‌ی خون
در اهتزاز هرزه‌ي باد
وقتی که گربه‌ی رویاهای شیرین را
در آستانه ی حجله ی مرگ
به درد کشته بود
فرهاد

شیرین منا   صدات در بندهای انگشت های سنگ
غزل می شود برام
سپیده‌ی غلتیدن        در شیر
وقتی
آغوشی از سپید    در آغوشی از سپید
شیرین منا       ای چشم‌های من‌اِی گوش‌‌ها
با لاله‌های سرخ تنت
پیچیده در میان پرده‌ی زر    بخند
ای خنده‌های تو خرگوش می‌شود برام...

شب     تا شانه‌های تنهایی
پائین کشیده بود
خون بود و جسم مچاله
و گریه‌ای ساکت
در گوش ِ‌‌کوه‌ کبود

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
0 #3 سعید وقایی 1393-02-23 19:05
دوست عزیز مرسی. خواندم و لذت بردم . سخن دیگری نیست فقط در جواب شهرزاد جان باید بگم که طعنه به موزون شدن زدن شعر امری اتفاتی و گاها طبیعیست حتی در شعر آزاد و شاعر را به نوعی گریزی نیست از این اتفاق. و این اتفاقا چقدر زیباست. با تشکر فراوان
نقل قول
 
 
+3 #2 سروناز 1391-06-26 12:56
سلام قربان..
بدون تعارف و پيرايه و بقيه بندو بساط هاي چاپلوسي و اينحرفا بايد خدمتت عرض كنم كه خوشمان آمد..زنده باشي..قلمت هميشه نويسا و احساست جاري و با استحكامتر و پايدارتر از پيش..
يه مطلب ديگه اينكه درمورد درج نام مترجم در كنار صاحب اثر بايد حضورتون اعتراف كنم كه بي انصافي از خود بنده بود و ممنونم بابت تذكرت....بالاخر ه بعد از كلي گشتن مترجم كار نزار قباني رو پيدا و اداي دين كردم..
عمرت طولاني
نقل قول
 
 
-3 #1 شهرزاد 1391-06-11 17:13
آفرین.البته شعر طعنه به موزون شدن می زد. شعر آزاد وزن عروضی پیدا می کنه؟
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی