پرینت

بردیا شیخ‌الاسلام قزوینی

نوشته شده توسط بردیا شیخ‌الاسلام قزوینی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

زندگی به مثابه جاده ی دراماتیک
بردیا شیخ‌الاسلام قزوینی

 

فاصله بسیار نزدیک بود

و بوسی ناگزیر

فاصله بسیار نزدیک بود

انگار روی اورست

دست دراز کنی برای لمس ابر

سر جات خیس شوی و باد...

دقیقه ای بعد

فاصله بسیار زیاد

فاصله بسیار دور بود

و من

خاک از شانه های جاده می تکاندم و

فاصله جلو تر می رفت

انگار که دست دراز کنی

برای لمس ماه

دور بود

و جسارت

تمام توشه بود

انگار که جرات کنی از روی دره بپری
و بعد

شعر همین جا اگر تمام شود

میانه ی راه سقوط می کنی

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی