پرینت

شعری از «امین مرادی»

نوشته شده توسط امین مرادی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

آه ای خلخالِ زیرِ پستانِ چپ

ای مکانِ موعود میانِ ترّشحی لابه‌لا

حالا که روی قوزِ تو می‌خمم

حالا که در پنجمین وضعیت

تورا می‌چرخانم و جهانیان را

راه به راه به تو عرضه می‌کنم

حالا که خورشید، پشتِ خودش را معرفی می‌کند

و مناره

-مدت‌هاست ایستاده-

دارد ایستادگی را ‌سیخ می‌کند

بیا

و رو شو:

ای مقابل

لم داده به این شامِ آخر

ای جا به جام خوابیده

مگر زمین را می‌توان مستطیل ندید؟

این کاناپه را نمی‌شناسم

و ضمیری که اسم کوچکش این بوده است:

«این» نبوده است.

 

آن:

 کودکِ حساسم

در این نوشیدنی سم ریخته‌اند

و مارا مادرانه به هلاکت خواهند رساند

این شیر من است که توی پستان‌های تو می‌جوشد

و «این» کودکی‌ست روی این شرایط سخت.

 

چشم‌هایت را ببند

و مقابل را تماشا کن

 

 

امین مرادی

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی