پرینت

«أمير ما» - مهناز یوسفی

نوشته شده توسط مهناز یوسفی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

أمير ما

مهناز یوسفی

 

 

 

أمير ما *
سروده ی برابر کوهستان!
حواس کافی گل!
اشاره کن به زمین
که نشای اول، کار اول بود و بعد از آن عمیق شد
و هر زمان اشاره کن به خاطرات سنگ
که پرتاب اول، خواب آخر، حافظه ی جنگ بود
و بعد از آن عمیق شد

و بعد از آن مگر ادامه داشت بی چرک و زخم؟
بی قرقره؟
بدون آنکه حنجره را تقطیع کنی مدام،
اندوه را درون گلو بچرخانی بی اسید و نمک؟
و پیش از آن چگونه بود؟
اشاره کن
اشاره کن به گاه رفتنت
به دو پای بیرون رانده از پوتینها
با کفشی جدید، مناسب شهر
که فکرت را یک روز سرد از رختخواب بیرون کشید
و در کشاله ی باد منحرف کرد
پرنده ای نشست
و گودی سیاه زیر چشم تو، آشیانه شد
زیبا
زیبا
زیبا
آنقدر زیبا که پیله بست، پروانه شد، پرید
و بعد از آن حضور داشت
در هر کجا که نفس می کشیدیم
در هر کجا که شقیقه ای به جدولی اصابت می کرد
در هر شکلی از اشکال سرطان،
فک، کبد، ریه
و در وقایع دانشگاه از ابتدا
و در ارس
و در کنار زنی با موی بافته ی بلند،
با کت و دامن و اسلحه ی کمری،
مأیوس از رسیدن به کوی شترداران
و حتی در میان روشنفکران
و حتی در میان شاعران
و حتی در میان متولدین هفتاد، فرزاندانمان
و اما پیش از اینها حتی،
پشت پلک مادر تقی
که هر چه تقلا میکرد فرزندش را نمیشناخت
و در هر کجا که نفس نداشتیم حضور داشت

و تو
ای تحشیه گرانقدر تابستان!
ای گرمای حضور!
اشاره کن به صبح
به انعکاس صدا
در طنین بال پروانه
در دمیدن جوانه ای بر شاخه
آواز وطن،
افق،
و ساحلی پنهان.

مه‌ناز یوسفی

 

* amir mä
۱۵ بهمن تا ۱۴ اسفند. به معنی نميرماه، يا جاودان يا مهرماه گیلکی است.

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی