پرینت

«ریزگردهای بغداد» - سهند آقایی

نوشته شده توسط سهند آقایی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

ریزگردهای بغداد

سهند آقایی

فایل صوتی دکلمۀ شعر با صدای شاعر 

 

 

با لودر جمع می‌کنند کُشتگانِ بغداد را

و گزارشگر که می‌کشد داد را میانِ باب الطاق

اینجا، بغداد

صدای مرا از خلافتِ سیاه می‌شنوید

هیچ فعلی نمانده است

خبر فوری‌ست!

همه چیز شبیهِ ریزگردها

رمضانِ هزارکُشته در یکی تابه

و کمی پس از افطارِ شبه‌جزیره

اذانِ گل‌دسته‌های باب الطاق

 

 

بیا و همیشه در شرایطِ شایسته بشاش!

که من گاهی مطمئنّم رفقا!

همانقدر که مطمئن بودم که اسپانیا

از جوانیِ آن مردِ نسبتن فربه، یعنی نرودا

و یا اصلن مشروطه با یک گنجۀ کشویی از تمامِ قالب‌ها

وصایتِ ملّی یا هزارویک‌شب پس از هزارۀ دوم از روزِ نخستِ پَساثنوی  

شرری / بشری  / پساحشری

موبدانِ ملولِ دشت‌ِ مغان

لهجه‌های صریحِ بازیگران

عرفا، ظُرفا، رندان

مرطوبگانِ بوی دست‌های وطن!

مشروطه‌چیان

در جمع‌های مردانه بی تجسّمِ زن

بیا و به من تاکید کن علنن مثلِ عموهای من تاکید کن که وطن،

نَمرده است

او هیچگاه زنده نبوده است

بیا و همیشه در شرایطِ شایسته بشاش

 

 

با لودر جمع می‌کنند کُشتگانِ بغداد را

بر گلبرگ‌های مریم پهن می‌کنند باد را

و گزارشگر

که می‌کِشد داد را میانِ باب‌الطاق؛

خبر را بکُش! نگاه کن! 

وقتِ پریدن از پُل هم دامن گرفت

ما رفیقِ «آیا» در نگاهِ چنگ بودیم و گرفت

من سرگردانِ کوچه‌های حیرت نبودم ای آینه!

لای ناخنهای مرا هم آیا گرفت؛

آیای تو آموخت سرگرانیِ محض!

امّا خیانت است هنوز

آری خیانتی که از حلقومِ خیانت بیرون گرفت،

او، خیانت است هنوز

بیا و همیشه در شرایطِ شایسته بشاش!

آیا به آیاهای من آیاهای آیه‌ای هنوز؟

 

 

 

 

تیر 95

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
+1 #1 پوریا حمزه 1395-06-31 22:54
فاصله ی بغداد تا انگشت هایت چقدر باید باشد!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی