پرینت

«کار» (به جعفر عظیم‌زاده) - سهند آقایی

نوشته شده توسط سهند آقایی. Posted in شعر آزاد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

سهند آقایی

فایل صوتی دکلمۀ شعر با صدای شاعر

کار

به جعفر عظیم‌زاده

 

 

خسته‌ام،

نگاه می‌کنم:

سماع می‌کند عجوزۀ دهر در کلاهکِ آلت

شُرتِ سفیدش سرخ می‌شود هر ماه

و قیامت گرگ‌و‌میشِ هواست هر صبح.

من جمهورِ گرگ‌و‌میش‌های جوانی را دیده‌ام

دو شکارچی جگرِ سه خرس را درآورده‌اند

خرسِ بزرگ، مادرِ دو خرسِ کوچک بود.

سازها می‌نوازند   ضحّاک‌های ذهن مضطربند

هواپیماهای روسی بمبارانِ حلب را آغاز کرده‌اند

از پنجرۀ خانۀ ما کوچِ کلاغ‌ها پیداست

هفت

هفت

هفت

خودارضاییِ غولِ منطقه با نفت

ایالاتِ متحده مواضعِ خودش را تحریک کرده است

من از آمیزشِ یک گربۀ کوچک در کوچه‌های دلم حرف می‌زنم

پاییز و صدای جفت‌گیریِ ما پخش می‌شود

مچاله می‌کنی خبرها را در روده‌های تنگ

در پستوی سلولِ پهناورت

جزیره‌های به‌هم‌پیوستۀ انتظار

جادوی عینیتِ پیکار

کار

کار

خسته‌ام،

برخاسته‌ام،

ضحاک‌های ذهن مضطربند

تن در کارخانه‌های طلا شلّاق می‌خورد

خنده را در هوا پرواز می‌دهی که داغ خورده‌ای،

شلّاق خورده‌ای.

نگر که بی تو من از شکارِ خرس‌ها

در آستانۀ اضطرابِ بی‌سرانجامم!

نگر که ریسمانِ دُرُشتی‌ست یادگارِ جوانم!

و باقی،

دستی به سوی قرص‌ها برده‌ام،

و رفته‌ام که بخوابم.

 

 

 

مهر 95

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی