پرینت

مراسم تدفین شعری از "ویسواوا شیمبورسکا" ترجمه از "ملیحه بهارلو"

نوشته شده توسط ملیحه بهارلو. Posted in شعر و داستان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

شعری از "ویسواوا شیمبورسکا"
ترجمه از "ملیحه بهارلو"

"مراسم تدفین"

"خیلی ناگهانی بود، کی انتظارش رو داشت؟"
"استرس و سیگار، خیلی بهش گفتم."
"بد نیستم، ممنون."
"این گُل‌ها رو باز کن."
"قلب برادرش هم همین بلا رو سرش آورد، احتمالا تو خونواده‌شون ارثی باشه."
"با اون ریش اصلا نشناختم‌ات."
"تقصیر خودشه، همیشه سرِ خودش رو شلوغ می‌کرد."
"اون پسره قرار بود حرف بزنه، هیچ‌جا نمی‌بینم‌اش."
"کازِک رفته ورشو، تادِک خارج از کشوره."
"تو تنها کسی بودی که عقل‌ات رسید چتر بیاری."
"از همه با استعدادتر بود که بود، خُب که چی؟"
"اتاقاش تودرتوئه، باشکا خوشش نمیاد."
"درسته، حق با اون بود، ولی خُب این که دلیل نمی‌شه."
"با رنگِ هر دو در، فکر می‌کنی چقدر شد؟"
"دو تا زرده‌ی تخم‌مرغ، یه قاشق بزرگ شکر."
"هیچ ربطی به اون نداشت، نمی‌دونم چرا خودش رو قاطی کرد."
"فقط آبی، و فقط سایز کوچیک."
"پنج‌بار، بدون هیچ جوابی."
"خُب، باشه، من می‌تونستم اون کار رو بکنم، اما تو هم می‌تونستی."
"خیلی خوبه که رفت سرِ اون کارِ پاره‌وقت."
"نمی‌دونم، شاید از فامیلاشونه."
"کشیش خیلی شبیه "بلموندو" ست."
"تا حالا این قسمت قبرستون نیومده بودم."
"هفته‌ی پیش خواب‌شو دیدم، انگار بهِم الهام شده بود."
"دختره قیافه‌اش بد نیست."
"آخر و عاقبت همه‌مون همینه."
"از طرف من به بیوه‌ی اون مرحوم بگید عجله داشتم، باید می‌رفتم."
"اما، با این‌حال، تو لاتین با ابُهت‌تر بود."
"نمی‌شه زمان رو به عقب برگردوند."
"خداحافظ خانم."
"با یه آبجو چطوری؟"
"یه زنگ بزن با هم حرف بزنیم."
"یا شماره‌ی چهاره یا دوازده."
"من از این طرف می‌رم."
"ما از اون طرف."


“Funeral”

"so suddenly, who would've expected it"
"stress and cigarettes, I told him"
"not bad, thank you"
"unwrap these flowers"
"his brother's heart did him in too, must run in the family"
"I wouldn't have recognized you with that beard"
"it's his own fault, he was always getting himself into something"
"that new guy was supposed to speak. I don't see him anywhere"
"Kazek is in Warsaw, Tadek went abroad"
"you were the only one with enough sense to bring an umbrella"
"so what that he was the most talented of them all"
"it's a walk-through room, Baska won't go for it"
"sure he was right, but that still isn't really the reason"
"and a paint job on both doors, guess how much"
"two egg yolks, one tablespoon sugars
"it was none of his business, why did he mess with it"
"only in blue, and in small sizes"
"five times with no answer"
"all right, I could have done it, but so could you have"
"good thing she had that part-time job"
"I don't know, maybe the relatives"
"the priest is a veritable Belmondo"
"I've never been to this part of the cemetery"
"I dreamed about him last week, something struck me"
"the daughter's not bad-looking"
"it happens to all of us"
"give my best to the widow, I have to make it to"
"it sounded much more solemn in Latin"
"it came and went"
"good-bye Ma'am"
"let's go grab a beer somewhere"
"call me, we'll talk"
"either No. 4 or 12"
"I'm going this way"
"we're not"

“Wislawa Szymborska”

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
0 #4 میترا عبدی 1392-03-07 18:43
داره کم کم ازش خوشم میاد...عجوبه ایه این شیمبورسکا!!
نقل قول
 
 
+2 #3 golnoosh siavashi 1392-01-26 21:24
بسيار خوب و عالى بود
نقل قول
 
 
+1 #2 golnoosh siavashi 1392-01-26 21:23
عالى بود
نقل قول
 
 
+1 #1 minaa 1392-01-26 20:19
واقعاً عالی
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی