پرینت

«جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند» شعری از نزار قبانی برگردان: سهند آقایی

نوشته شده توسط سهند آقایی. Posted in شعر و داستان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


جهان ساعتش را با چشم‌های تو تنظیم می‌کند

شعری از نزار قبانی
برگردان: سهند آقایی


1
پیش از آنکه معشوقه‌ام شوی
هندیان و پارسیان و چینیان و مصریان
هر کدام
تقویم‌هایی داشتند
شمارِ روزان و شبان را

و آنگاه که معشوقه‌ام شدی
مردمان
زمان را چنین می‌خوانند:
هزاره‌ای پیش از چشم‌های تو
یا
هزاره‌ای بعد از آن

 


2
میانه‌ی عشقِ تو تبخیر شدم
دریا را
جایی برای این همه آب نماند
چشم‌ها را
جایی برای این همه اشک
و تن را
جایی برای این وسعت از زخم

 

3
بیش از این دیگر نمی‌توانم دوستت بدارم
بیش از این دیگر نمی‌توانم با تو یگانه‌تر درآیم
که لب‌های من دیگر
نهفتنِ لب‌های تو را نمی‌تواند
و دست‌های من دیگر
طوقِ میانِ تو را بسنده نیست
و واژگانی که می‌شناسم
طرازِ خال‌های تنت را
کم آمده‌اند

 

4
بیش از این نمی‌توانم
در حلقه‌های زلفِ تو دَر شوم
سال‌هاست که روزنامه‌ها
مرا
مفقود خوانده‌اند
و تا اطلاعِ ثانوی
مفقود خواهم بود

 

5
گفتن از تو از زبان نمی‌آید
که واژگان
چون اسب‌های چوبین
شبان و روزان
در پی‌ات دوان و
به گردت
نمی‌رسند

 

6
اتهامِ عشقِ تو
هماره پیروزی‌ست
کنفرانسِ مطبوعاتی برگزار می‌کنم
تصویرت را میانِ خبرنگاران پخش می‌کنم
مصاحبه می‌کنم
در قابِ تلویزیون ظاهر می‌شوم
و داغِ گلِ انگشت‌نمایی
بر آستینِ پیراهنم
شکوفه می‌بندد

 

7
پیش از این
عاشقان
از عشقشان که می‌گفتند
می‌خندیدم!
اما
به مهمانخانه که بازگشتم
قهوه‌ام را در تنهایی که نوشیدم
دانستم که چگونه
خنجری از تبارِ عشق
پهلو می‌شکافد و
بیرون نمی‌رود

 

8
مشکلِ اساسیِ من با نقد و ناقدی این است:
هرگاه شعری را با رنگِ سیاه نوشته‌ام
گفته‌اند: اقتباسی‌ست از چشم‌های تو

 

9
و مشکل‌ام با زنان این است:
هرگاه رابطه‌ام را با تو انکار کرده‌ام
صدای دلنگ‌دلنگِ النگوهایت را
میانِ افت و خیزِ صدایم شنیده‌اند و
دیده‌اند لباسِ خوابت را
آویزِ گنجه‌ی حافظه‌ام

 

10
پزشک توصیه کرده است
بیش از پنج دقیقه
لبانم را در لبانت رها نکنم
و بیش از یک دقیقه
خو را در معرضِ آفتابِ داغِ سینه‌ات قرار ندهم
پس لطفن
بیش از این دیگر
وابسته‌ام نکن!

 

11
اگر مردی را می‌شناسی که بیش از من دوستت دارد
او را به من نشان بده!
اول به او تبریک خواهم گفت
آنگاه:
می‌کشمش.

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
0 #8 راضیه 1394-05-24 16:19
امشب سرشارم از حس ناب عشق و افتخار....بخاطر مطالعه ی این اشعار.هزاران بار ممنون
نقل قول
 
 
+2 #7 راز 1394-01-30 17:30
سلام
باید اعتراف بکنم زمانی که این کتابو خریدم تا زمانی که رسید خونه این شعرو ده مرتب خوندم واشک ریختم
هنوزم شعر دوم به بعدو نخوندم بس که این شعر حالمو عوض میکنه
نقل قول
 
 
0 #6 كاظم 1392-08-01 22:02
متن عربي را نديده ام ولي نديد ميگويم ترجمه عالي است.
اگر شعر "مِن خراب الخراب جاء إليكم" ايشان را ترجمه كرده ايد اآدرس بدهيد استفاده كنيم.
نقل قول
 
 
+4 #5 نعیمه گنج بخش 1392-02-14 06:30
سلام،فوق العاده بود
ممنونم از انتخاب عالیتون
نقل قول
 
 
+3 #4 باران بارانی 1392-02-13 16:51
ممنونم انتخاب و ترجمه عالیه
نقل قول
 
 
+3 #3 حنا م 1392-02-12 11:06
عالی بود
مرسی
سرحالم کردید
نقل قول
 
 
0 #2 سهند آقایی 1392-02-09 18:49
قربان شما.
نقل قول
 
 
+3 #1 سمانه 1392-02-08 18:15
هرچقدر که بگم عالی بازم کمه...مرسی از شما
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی