پرینت

دو شعر از چارلز بوکوفسکی برگردان: آرش سالار

نوشته شده توسط آرش سالار. Posted in شعر و داستان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

«پس می خواهی نویسنده باشی»
چارلز بوکفسکی
برگردان آرش سالار

با وجود همه چیز
اگر از درون‌ات فوران نمی‌کند
ننویس برادر من
مگر اینکه همینطوری بی دعوت
از اعماق وجودت بیاید
و از قلبت و از ذهنت و از دهانت
وگرنه ننویس خواهر من
اگر باید ساعت‌ها بنشینی
خیره به صفحه‌ی کامپیوتر
قوز کرده بالای سر ماشین تحریر
به دنبال کلمات
خب ننویس پدر من
اگر برای پول یا شهرت است که می‌نویسی
ننویس
اگر برای آوردن زن‌ها توی تختت می‌نویسی
ننویس
اگر بخواهی آنجا بنشینی
و دوباره و دوباره
هی بنویسی
ننویس
برایت اگر فکر کردن بهش سخت است
ننویس
اگر جان می‌کنی که مثل کسی بنویسی
اصلا فراموشش کن

اما اگر باید انتظار بکشی تا از تو بیرون بجوشد
پس شکیبا باش و با شکیبایی منتظر بمان
اگر هرگز از تو نمی‌جوشد
کار دیگری بکن

اگر اول باید برای زنت بخوانی
یا برای دوست دختر یا دوست پسرت
یا پدر و مادر یا هرکس دیگرت
هنوز آماده نیستی

مثل خیلی از نویسنده‌ها نباش
مثل خیلی‌ها که خودشان را نویسنده می‌دانند هم نباش
اُسکل نباش، خسته‌کننده نباش، پر مدعا نباش، عاشق خودت نباش
توی کتابخانه‌هایِ دنیا داروی خواب‌آور زیاد است
بیشترش نکن
ننویس

مگر اینکه مثل موشک از روح‌ات بیرون بجهد
مگر اینکه بودن هنوز دیوانه‌ات بکند
و به سوی خودکشی یا قتل بکشاندت
وگرنه نکن این کار را برادرم
مگر اینکه خورشید از درون جزغاله‌ات کند
وگرنه نکن این کار را خواهرم

وقتی که زمانش برسد
و اگر انتخاب شده باشی
خود به خود می‌نویسی تا وقتی بمیری
یا نوشتن در تو بمیرد

راه دیگری نیست
و هیچ وقت نبوده است

18 شهریور 1392

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

«یک پند دوستانه»
چارلز بوکفسکی
برگردان آرش سالار

به تبت سفر کن
شترسواری کن
کفش‌هایت را آبی کن
ریش بگذار
با یک قایق کاغذی دور دنیا بگرد
مشترک روزنامه¬ی عصر جمعه شو مثلا
فقط گوشه¬ی چپ لپ‌ات آدامس را بگذار و بجو
مثل یک آیین شخصی
یک زن یک پا بگیر و با تیغ بتراش
اسمش را روی بازوهاش

با بنزین مسواک بزن
تمام روز بخواب و شب‌ها
از درختان بالا برو
سرت را زیر آّب نگه‌دار و ویولن بزن
بندری برقص تا صورتی شمع‌ها
سگ‌ات را بکش
دنبال شهردار باش
توی بشکه زندگی کن
با ساتور سرت را داغان کن
زیر باران لاله بکار

اما شعر نگو
ننویس جان من

18 شهریور 1392

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

So you want to be a writer
Charles Bukowski
if it doesn’t come bursting out of you
in spite of everything,
don’t do it.
unless it comes unasked out of your
heart and your mind and your mouth
and your gut,
don’t do it.
if you have to sit for hours
staring at your computer screen
or hunched over your
typewriter
searching for words,
don’t do it.
if you’re doing it for money or
fame,
don’t do it.
if you’re doing it because you want
women in your bed,
don’t do it.
if you have to sit there and
rewrite it again and again,
don’t do it.
if it’s hard work just thinking about doing it,
don’t do it.
if you’re trying to write like somebody
else,
forget about it.
if you have to wait for it to roar out of
you,
then wait patiently.
if it never does roar out of you,
do something else.
if you first have to read it to your wife
or your girlfriend or your boyfriend
or your parents or to anybody at all,
you’re not ready.
don’t be like so many writers,
don’t be like so many thousands of
people who call themselves writers,
don’t be dull and boring and
pretentious, don’t be consumed with self-
love.
the libraries of the world have
yawned themselves to
sleep
over your kind.
don’t add to that.
don’t do it.
unless it comes out of
your soul like a rocket,
unless being still would
drive you to madness or
suicide or murder,
don’t do it.
unless the sun inside you is
burning your gut,
don’t do it.
when it is truly time,
and if you have been chosen,
it will do it by
itself and it will keep on doing it
until you die or it dies in you.
there is no other way.
and there never was.

 

 

 

FRIENDLY ADVICE TO A LOT OF YOUNG MEN
Charles Bukowski
Go to Tibet
Ride a camel.
Dye your shoes blue.
Grow a beard.
Circle the world in a paper canoe.
Subscribe to The Saturday Evening Post.
Chew on the left side of your mouth only.
Marry a woman with one leg and shave with a straight razor.
And carve her name in her arm.
Brush your teeth with gasoline.
Sleep all day and climb trees at night.
Hold your head under water and play the violin.
Do a belly dance before pink candles.
Kill your dog.
Run for mayor.
Live in a barrel.
Break your head with a hatchet.
Plant tulips in the rain.
But don’t write poetry.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی