پرینت

شعری از «ويستن هيو اودن» ترجمه مينا جعفری ثابت

نوشته شده توسط مينا جعفری ثابت. Posted in شعر و داستان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

ويستن هيو اودن

ترجمه مينا جعفری ثابت

*سقوط روم*

موج می‌زند بر ستون‌
بارانِ برهوت بر قطارِ متروک
غار پرشده از مطرود

شده شب معرکه‌
جامگان رسمي‌ست
و آجودان در فاضلاب
به دنبال ماليات‌ست
و مجرم گريزان

فاحشگان
به جادو برده خوابشان
در مراسمي مخفي
و رفيق ندارد ادبیات‌چی
مگر خيالي


حتی اگر انتلکتِ باوقار
بستاید معرفتِ باستانی را
باز هم با توکل به زورِ بازو
و از برای سکه و نان
قیام می‌کند ملوان

چه گرم است و نرم، اورنگ سزار
و بر فرمي صورتي
سفله و دون و ژكور
مي‌نويسد كارمندي رسمي
 *من كارم را دوست ندارم*

بی دولت و جان
چشم به راهِ زکامند
بر بیضه‌نشسته‌گانند
پرندگانِ سرخ‌پا
که کدام شهر می‌چاید این بار

جایی اما
گنده گله گوزني
بی‌قیل و قال
می‌شتابد
سوي دوردست‌ها

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی