پرینت

تاویل متن بخش پنجم، معنا: از هوسرل تا هایدگر / مجتبی گلستانی

نوشته شده توسط مجتبا گلستانی. Posted in نقد و بررسی کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 


معنا: از هوسرل تا هایدگر / مجتبی گلستانی
تاویل متن بخش پنجم

 

(مباحث پیشین را می‌توانید در این صفحه مطالعه نمایید.)

پیش‌تر به اختصار از کلیات هرمنوتیک و دو پیشگام اصلی آن، فردریش اشلایرماخر و ویلهلم دیلتای، سخن گفتیم. گفتیم که اشلایرماخر، در اصل، به دنبال «علم هرمنوتیک عام» یعنی «اصول کامل فهم» بود و بر جنبه‌ی روانشناختیِ تأویل تمرکز داشت و می‌خواست با «بازسازی» تجربه‌ی نویسنده به فهم کامل متن دسترس پیدا کند. دیلتای نیز اساساً به دنبال ایجاد روش‌شناسی خاصّی برای علوم روحی (Geisteswissenschaften) یا همان علوم انسانی (Humanities) بود تا این علوم را از علوم طبیعی (Naturwissenschaften) متمایز سازد. به نظر دیلتای هرگز نمی‌توان امور انسانی را تبیین کرد، بلکه تنها می‌توان امور انسانی را «فهم» کرد. دیلتای برای رسیدن به چنین فهمی، بر مفهوم «تاریخ‌مندی» تاکید می‌کرد زیرا از نظر او، امورِ مربوط به انسان، تاریخ‌مند و زمانی هستند. دیلتای در برابر تبیین علمی امور انسانی، از نوعی «تجربه‌ی زیسته» (Erlebnis / lived experience) برای فهم «معنا»ی زندگی دفاع می‌‌کرد. بنابراین، از نظر او، فهم معنای متن نیز جز از طریق ورود به نسبت‌های واقعی متن میسّر نمی‌شود یعنی معنا نیز بر اساس تجربه‌ی زندگی بنا شده است و تأویل در آن موقعیتی رخ می‌دهد که تأویل‌گر باید در آن قرار گیرد. کارهای اشلایرماخر و مهم‌تر از آن دیلتای، بر آثار فیلسوفان بعدی از جمله مارتین هایدگر بسیار اثرگذار بود. اما پیش از پرداختن به رویکرد هایدگر به مساله‌ی تأویل متن، باید اندکی از مکتب پدیدارشناسی و نظریات ادموند هوسرل سخن بگوییم.
خواسته‌ی عمده‌ی مکتب پدیدارشناسی را می‌توان در شعار معروف آن خلاصه کرد: «پیش به سوی خودِ اشیاء» (to the things themselves / zu den Sachen selbst). هوسرل می‌خواست فلسفه‌ای تأسیس کند که به قول خودش علمی دقیق باشد؛ فلسفه‌ای که نه بر حقایق علم تجربی استوار شود و نه مانند نظریات دیلتای بر تاریخ. هوسرل می‌گفت که پدیدارشناسی روشی است که در پیِ «توصیف» اشیاء برمی‌آید و در این راه، موضوع مورد مطالعه‌ی آن چیستیِ اشیاء است: پس اساس روش پدیدارشناسی بر وصف چیستی اشیاء بنا شده است. به عبارت دیگر، پدیدارشناسی می‌خواهد با این روش، محتوای معقول و ایده‌آل پدیدارها را به نحو بی‌واسطه و شهودی دریافت کند. نظریه‌ی معنا در کارهای هوسرل اساساً مبتنی بر یک اصل ساده است: هنگامی که یک تعبیر یا به عبارت روشن‌تر یک گزاره بیان می‌‌شود، به رغم تنوّع و کثرت تجربه‌های فردی، آن چیزی که در همه‌ی این تجربه‌ها فهمیده می‌شود، امری واحد و یکسان است. به اعتقاد هوسرل، تجربه‌ی انسان از خودِ اشیاء سرچشمه می‌گیرد، یعنی هیچ ساختار تجربی واحد و جداگانه‌ای وجود ندارد که بتوان به آن استناد کرد؛ تجربه از اشیاء برمی‌آید و اگر در تجربه‌ی ما از این اشیاء انحرافی پیش آید، به دلیل وجود مانع و خللی در کار خودِ «عملِ به تجربه آوردنِ اشیاء» است: هنگامی که نام یا معنای گفته‌ای را می‌‌فهمیم، آن‌چه با یک تعبیر بیان می‌شود به‌هیچ‌روی نمی‌تواند بخشی از عملِ فهم آن به شمار آید.
هوسرل می‌‌گفت: «هرگونه آگاهی، آگاه‌ی از چیزی است.»؛ و این بدان معناست که او به دنبال دو نکته بود: نخست، کوششی برای شناخت و شرح یک چیز و دوم، تلاش برای وفادار ماندن به خودِ آن چیز. پس او می‌‌خواست به تجربه‌ی ناب و اصیل اشیاء برسد؛ تجربه‌ای رها از هرگونه نظام فکری و نظریِ شناخت، تجربه‌ای رها از پیش‌نهاده‌ها، پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌های مفهومی. بنابراین هوسرل شهود و ادراک مستقیم را جست‌وجو می‌‌کرد؛ شهودی استوار بر مشاهده یا تجربه‌ای دقیق. در همین راه است که هوسرل اصطلاح «حیث التفاتی» (intentionality / Intentionalität) را وارد فلسفه‌اش می‌‌کند. به تعبیر هوسرل، آگاه‌ی انسانی در ذات خود امری التفاتی است؛ به عبارتی، هر آن‌چه وارد آگاهی «من» می‌‌شود، بر حسب تجربه‌ای التفاتی به آگاهی من وارد شده است یعنی با التفات من به یک شیء، آن شیء در درون آگاهی من جای می‌گیرد. او معتقد بود که هر آن‌چه در عالَم هست، «در نزد من از آن روی هست که من آن را می‌‌آزمایم، ادراک می‌‌کنم، به خاطر می‌‌آورم، به وجهی درباره‌ی آن می‌‌اندیشم، حکم می‌‌کنم، ارزیابی می‌‌کنم، آن را می‌‌خواهم و... . این‌ها همه را همچنان که می‌‌دانیم دکارت در زیر نام کوگیتو آورده است. عالَم برای من اصلاً جز آن‌چه در این اندیشیدنی‌ها معلوم من واقع می‌‌شود و نزد من معتبر است، چیزی نیست. عالَم تمام معنا و اعتبار خود را از همین اندیشیدنی‌ها دارد. کلّ حیات من در عالَم در این‌هاست که جریان دارد. من نمی‌توانم جز در عالمی که در من و از من اعتبار می‌‌پذیرد زندگی کنم، بیازمایم، بیندیشم، ارج بگذارم و به عمل بپردازم.» از این جهت، ذات آگاهی مساوی است با حیث التفاتی؛ اما حیث التفاتی نیز بدین معنا نیست که چیزی خارجی و بیرونی، به شکلی، با آگاهی من مرتبط گردد بلکه حیث التفاتی کنشی است که معنا را می‌آفریند.
با این مقدمات، باید بگوییم که مارتین هایدگر که از جمله‌ی شاگردان هوسرل به شمار می‌آمد، با تجدید نظر در روش پدیدارشناسی، آن را وارد مباحث هرمنوتیک ساخت. او در کتاب بزرگ خود «هستی و زمان» (Being and Time / Sein und Zeit) از نوعی «پدیدارشناسی هرمنوتیکی» نام برد؛ اما باید گفت که این پدیدارشناسی هرمنوتیکی مستقلاً در جهتی متفاوت با مقصد و مقصود هوسرل حرکت می‌کرد. نخستین گام هایدگر برای وارد ساختنِ پدیدارشناسی در هرمنوتیک، بازگشت به ریشه‌های یونانی لفظ «فنومنولوژی» یا همان پدیدارشناسی بود: فنومنولوژی ترکیبی است از دو واژه‌ی یونانیِ «فاینومنون» به معنای «آن چیزی که خود را نشان می‌دهد» و «لوگوس» به معنای «آن چیزی که در سخن انتقال داده می‌شود». در واقع، به نظر هایدگر، پدیدار آن چیزی است که خود را نشان می‌دهد، یعنی آن‌چه ظاهر و منکشف می‌شود، و پدیدارشناسی نیز یعنی «مجال ظهور و نمود دادن به آن پدیدار یا همان شیء». در این‌جا، این ذهن نیست که بر پدیدار معنایی می‌افکند بلکه این پدیدار است که از بطن اختفاء به نور روز می‌آید و روشن می‌شود. این بیان، گونه‌ی دیگری از خواسته‌ی هوسرل برای «بازگشت به خودِ اشیاء» است. به دیگر سخن، پدیدارشناسی تقرّب به شیء است به نحوی که آن شیء، خود را به ما نشان می‌دهد. پس در هرمنوتیک هایدگر، برخلاف پدیدارشناسی هوسرل،‌ اساس تأویل در آگاهی انسان نیست، بلکه تأویل از ظهور شیء موردِ معاینه سرچشمه می‌گیرد. ازهمین‌رو، هستی‌شناسی که در این‌جا به پدیدارشناسی تبدیل می‌شود، باید به عملِ فهم و عملِ تأویل روی آورد زیرا اشیاء از طریق عملِ تأویل ظاهر می‌شوند. عملِ تأویل (وا/هم)بستگی مستقیمی دارد با انسان به‌عنوان تأویل‌گر؛ و ازاین‌رو، پدیدارشناسیِ هستی نیز باید به «هرمنوتیک» وجود فردی انسان تبدیل شود. پس، به تعبیر هایدگر، هرمنوتیک یعنی «تأویل هستی دازاین»؛ «دازاین» (Dasein) اصطلاحی است که هایدگر برای اشاره به انسان به کار می‌برد. در فلسفه‌ی هایدگر، دازاین معبری است که هستی از طریق آن، فهم می‌شود؛ بدین ترتیب، تأویلِ هستیِ دازاین عبارت است از فهم استعدادهای بالقوه‌ی هستی دازاین در فهم هستی و انکشاف اشیاء...

از هایدگر بیش‌تر سخن خواهیم گفت...

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی