پرینت

بررسی کارنامه‌ی کاری حسین شکربیگی با نگاهی به مجموعه شعر «ابر بزرگ» - سینا حشمدار

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in نقد و بررسی کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 


بررسی کارنامه‌ی کاری حسین شکربیگی با نگاهی به مجموعه شعر «ابر بزرگ»
سینا حشمدار

 

حسین شکربیگی متولد سال 1354 است و تا به حال در زمینه‌ی شعر و داستان فعالیت داشته است. او فعالیت حرفه‌ای خود را از سال 1373 با انتشار غزلی در روزنامه‌ای محلی آغاز کرده، فعالیتی که تا به امروز ادامه داشته. او که در زمینه‌های مختلف از قبیل شعر آزاد، داستان کوتاه و رمان فعالیت داشته و شعرها و داستان‌های او تا کنون در مجله‌ها و روزنامه‌های بسیاری منتشر شده‌اند. از او به تازگی کتاب «ابر بزرگ» که مجموعه‌ای از 44 شعر او است از طرف نشر شاملو منتشر شده.
شکربیگی درباره‌ی شروع فعالیت‌های ادبی‌اش می‌گوید: «کارم را با سرودن شعر آغاز کردم ولی همیشه دغدغه‌ی داستان‌گویی با من بود؛ یک زمانی شعرهام بیشتر به سمت داستان متمایل شدند و کسانی که مخاطب شعرهای من بودند به این نکته اشاره می‌کردند. بعضی‌ها این شعرها را شعرهای روایی می‌خواندند و عده‌ای دیگر نام‌های دیگری بر روی این‌گونه شعرها می‌گذاشتند، آن‌وقت بود که به شکل جدی به فکر نوشتن داستان افتادم. یعنی از حدود پنج سال پیش من هم‌زمان با شعر، داستان هم می‌نویسم. اگر بخواهم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم یا فکر می‌کنم علاقه‌ی اصلی‌ام کدام یک از این دو است کمی سخت است. الان شعر من کمی داستانی‌ست و داستان من کمی شعر در خود دارد.»
او را باید جز یکی از چهره‌های پرکار ادبیات امروز به حساب بیاوریم، از او تا به حال چهار کتاب مجوز انتشار گرفته است و باقی کتاب‌هایش موفق به کسب مجوز نشده‌اند. او درباره‌ی سرنوشت کتاب‌هایش می‌گوید: «چند روز پیش در فضای مجازی به صفحه‌ای برخوردم که متعلق به بانک ملی کتاب بود، آنجا عناوین کتاب‌های من حدود 8 کتاب بود که چهارتای آن‌ها مجوز گرفته و منتشر شده بودند و چهارتای دیگر رد شده بودند... علیرغم چاپ نشدن آثارم در زمینه‌ی نوشتن همیشه فعال بوده‌ام و تا الان چهار رمان تحت عنوان‌های " چامانس " (این کتاب جزو ده رمان برگزیده جایزه‌ی رمان‌های هنوز چاپ نشده سایت ادبی والس شد.) رمان "انجمن قوها" رمان "دریغ‌های یک سیاح" (این کتاب قرار بود توسط نشر آموت به بازار کتاب روانه شود اما مجوز نشر نگرفت.) مجموعه داستان ( خاطراتی که دوست داشتم داشتم) این کتاب هم قرار بود توسط نشر افراز منتشر شود ولی مجوز نگرفت. مجموعه شعر "من فقط یک آی‌دی هستم" که این کتاب هم مجوز نگرفت. مجموعه شعر " مراکش " این کتاب هم مجوز نگرفت. این دوکتاب به ترتیب قرار بود توسط نشر برگ آذین و سپیده باوران منتشر شوند. داستان بلند "جنگ بود دیگر" ( این کتاب برنده ی جایزه ادبی صلح سیمرغ در افغانستان شد.) داستان بلند "برده نامه" رمان " افسانه‌های بلوک هفتم " و مجموعه داستان " داستان‌های خسته " که برای این دو دنبال ناشر می‌گردم . کتاب‌های منتشر شده از من به ترتیب " نیمی از صورتت را عاشقم" نشر فراگاه سال 83 ( این کتاب به فینال کتاب سال جوان هم راه پیدا کرد.) مجموعه داستان " روایت‌های من " نشر آموت اسفند 1391 مجموعه شعر " ابر بزرگ " تابستان 1391 »
با وجودی که تعدادی از کتاب‌های این نویسنده و شاعر مجوز انتشار ندارند او درباره‌ی انتشار اینترنتی کتاب‌هایش می‌گوید: «چند مجموعه شعر اینترنتی هم دارم مثل "من فقط یک آی‌دی هستم" و داستان "برده‌نامه". از انتشار اینترنتی چندان خاطره‌ی خوشی ندارم برای همین بیشتر تلاش کردم که کتاب‌هام را به شکل کاغذی به دست مخاطبان برسانم. البته الان گمان کنم یکی دو سایتی هستند که به شکل بهتری کتاب‌ها را عرضه کنند و البته منافعی هم متوجه صاحبان آثار است. اگر بدانم که به دست مخاطب می‌رسد حتما اقدام می‌کنم.»

او با انتقاد از وضعیت پخش کتاب‌هایش می‌گوید: «از اینکه کتاب‌هایم را با این وضعیت چاپ کرده‌ام پشیمانم. ناشر فقط کتاب را چاپ می‌کند و توزیع آن به عهده ی خودم است و همه می‌دانند که چه مسائلی در زمینه‌ی توزیع کتاب در ایران درجریان است. نتیجه‌ی چنین برخوردی می‌شود اینکه کتاب چاپ می‌کنی اما دیده نمی‌شوی.»
او درباره‌ی انتشار «ابر بزرگ» می‌گوید: «این کتاب در واقع گلچینی‌ست از دو سه کتابی که مجوز نگرفتند. تعدادی از شعرهایی که کم حاشیه‌تر بودند را انتخاب کردم. شاید قدیمی‌ترین شعرها مربوط به حدود 12 سال پیش باشد شعرهایی که مربوط به سال‌های پیش می‌شدند در کنار شعرهایی قرار گرفتند که تازه‌تر بودند این‌ها کتاب «ابر بزرگ» را تشکیل دادند . فقط به خاطر مجوز این کتاب را دادم نشر شاملو چاپ کند...»
بارزترین خصوصیتی که در شعرهای مجموعه‌ی «ابر بزرگ» می‌توان دید گرایش شاعر به سمت خلق فرم‌هایی‌ست که از طریق ارجاعات و اصرار بر حفظ محور عمودی خلق شده‌اند. ارجاعات درون متنی و بیرون متنی ساختار اصلی و بن‌مایه شعر شکربیگی در این مجموعه به حساب می‌آیند. او با استفاده‌های به‌جایی که از موقعیت‌های زبانی شعرش می‌گیرد و با جلوگیری از تقلیل شعر به ساحت بازی‌های زبانی، روایت را به عنوان ابزار اصلی شعرهای خود در نظر گرفته و با تصویرهای موجز و کشف‌های نو شعر را به تازگی می‌رساند. در واقع تمام ابزارها و تکنیک‌هایی که او در شعرهایش مورد استفاده قرار داده در نهایت به نفع روایت کنار رفته‌اند. روایتی که در نمونه‌های خوب به فرم و شکلی کلی منتج شده است و در تجربه‌های شکست خورده باعث نامفهوم شدن شعر و پراکندگی فضا.
نمونه‌ای از چند شعر این مجموعه در ادامه آمده است:

 

در این شب
که برف تا زانوست
و مه
دهانم را پرکرده است
باید کسی را دوست داشته باشم
از رادیاتورها کاری ساخته نیست
و خورشید سرش گرم جای دیگری‌ست
سگی هم نیست
بیاید استخوان‌ها را بلیسد
زبانی سرخ و گرم
که ابرها را در پوست
دیگرگون می‌کند
باید کسی را دوست داشته باشم
حتا زن‌ام را
آدم‌ها در سیاره‌ای دیگر
در کربن و
یک نخ نازک گریه
ها می‌کنند بر شیشه
و نام کسی را می‌نویسند
با انگشت
شاید بلند
نامی که به گریه می‌افتد
به هم می‌ریزد
می‌کشد به لبها
ابروها
و هندسه‌ای ویران بنا می‌کند
رادیاتورها تقلا می‌کنند
درزها را می‌گیرم
لبخندت را از زنم پنهان می‌کنم
چراغ را خاموش
و بر می‌گردم به زیرزمینی در چارده سالگی
تا بوی تلخ خمره‌ها بپیچد در دماغم
و کسی با بوی به
غافلگیرم کند
لبم را بدزدد
و انگورها روشن شوند

 

 

 


چقدر خوب است نام زن آدم ستاره باشد
اما همیشه
نام زن آدم حواست

 

 


خدا می‌داند
چقدر شرمنده‌ی برادر زاده‌هایم هستم
که در چارده سالگیم نماندم
نمی‌دانم چطور شد
که این همه جزر و مد در پوستم ریخت
و ناگهان
عصایی که سال‌ها در کمر پدرم من بودم
کوچه را دم در جا گذاشتم
و بازی‌های دم غروب را
و نمی‌دانم چطور این همه سال را آمده‌ام
که حالا دم این دکه‌ی روزنامه‌فروشی
و هنوز هم نمی‌دانم چرا
این کت و شلوار برایم گشاد است؟

 

 

 

این کتاب را می‌توانید از کتاب‌فروشی خانه شاعران جوان واقع در میدان انقلاب، روبه‌روی داشنگاه تهران، پاساژ فروزنده طبقه همکف تهیه کنید.
(در ایام نمایشگاه این کتاب در غرفه‌ی نشر «شاملو» قابل تهیه می باشد.)

 

 

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
+1 #1 مینا حسن نژاد 1392-02-16 23:02
شعرهاتون بسیار زیباست آقای شکربیگی - ممنون از سینا به خاطر این مطلب.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی