پرینت

خشونت در «رازهای سرزمین من» نوشته‌ی رضا براهنی - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in نقد و بررسی کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

«انهدام»
خشونت در «رازهای سرزمین من» نوشته‌ی رضا براهنی
داوود آتش‌بیک

نخستین رمان مدرن فارسی با خشونت عجین است؛ در بوف کور و در یکی از شناخته‌شده‌ترین صحنه‌های این کتاب، با مثله کردن زنی اثیری مواجه می‌شویم. قطعه‌ قطعه‌کردنی که بار معنایی خاصی پیدا می‌کند. بعدها اما، این میزان از خشونت کم‌تر ظهور پیدا می‌کند؛ اگرچه، گاه و بی‌گاه قتل، خشونت، دیگر آزاری و خشونت در به تصویر کشیدن اتفاقی روزمره، در برخی رمان‌ها و داستان‌های کوتاه کم و بیش حضور پیدا می‌کند(در برخی آثار ساعدی و چوبک)، ولی خشونت عریان، خشونت مستقیم فیزیکی، کم‌تر حضور داشته، یا اصلا حضور نداشته. البته تا انتشار آثار رضا براهنی. براهنی در برخی داستان‌های کوتاهش و البته، رمان "روزگار دوزخی آقای ایاز" و داستان بلند "بعد از عروسی چه گذشت" رگه‌هایی از این جنس از خشونت را به تصویر کشیده، ولی کارکرد آن کاملا متفاوت است با آن‌چه که در "رازهای سرزمین من" اتفاق می‌افتد. برای نمونه، در "بعد از عروسی چه گذشت"، کارکرد خشونت، به نمایش گذاشتن بی‌رحمی دستگاه حاکم است. یا در داستان کوتاه "چرا" که خشونت بار روان‌شناختی پیدا می‌کند و سایه می‌اندازد بر رابطه‌ی پدر فرزندی در جغرافیایی خاص. در "روزگار دوزخی آقای ایاز" بیشتر رنگ‌وبوی سیاسی به خود می‌گیرد. این رمان با فصلی درخشان آغاز می‌شود: "مثله" . مثله که روایت بی‌کم و کاست مثله کردن است، در شدت خشونت، به اوج خود می‌رسد. کش می‌آید و با جزئیات تمام به تصویر کشیده می‌شود تا سبعیت، وحشی‌گری، تمام و کمال برای خواننده ساخته و ملموس شود: « و من هنگام بریدن پا، فقط پا را نگاه می‌کردم و احساس می‌کردم که این پای ظریف و کوچک، این سهم ناچیز من برای بریدن و مثله کردن، از چه شهرها و روستاها و قصباتی باید گذشته باشد»
در رمان قطور "رازهای سرزمین من"، صحنه‌های فراوانی وجود دارد از قطعه‌ قطعه کردن‌ها، مثله کردن‌هایی که میان دو جبهه‌ی خیر و شر فرقی نمی‌گذارد. استثنا قائل نمی‌شود و به هیچ کس رحم نمی‌کند؛ دامن اغلب شخصیت‌های اصلی رمان را می‌چسبد؛ نویسنده، میان شخصیت‌هایش، با هر عقیده و نگاهی، از هرجبهه‌ای که باشند، فرقی نمی‌گذارد.
خشونت از همان نخستین صفحه‌ها شروع می‌شود؛ با توضیح و تفصیل بسیار، الاغی با تی ان تی منفجر می‌شود. این صحنه، حدود یک صفحه به درازا کشیده می‌شود تا میزان سبعیت و خشونت آن به نهایت خود برسد. چند صفحه بعد، خشونت دامن گیر یک آمریکایی می‌شود: « بیشتر به آدمی می‌ماند که بهش تجاوز شده باشد. دندان‌های وحشی گرگ، گلویش را دو تکه کرده بود. سر و بدن به کلی جدا نشده بود. فقط یک بند انگشت گوشت، سر را به تن متصل می‌کرد. خون تن از گلوگاه به بیرون ریخته بود. خون روی برف تازه می‌نمود و بخشی از برف را آب کرده بود.»
در ادامه متوجه می‌شویم که این قتل، کار گرگ اجنبی کش بوده؛ گرگی با غیرت که به حمایت از مردمان منطقه علیه امریکایی‌ها دست به خشونت می‌زند. در ابتدا این‌طور به نظر می‌رسد که قرار است در "رازهای سرزمین من"، امریکایی‌ها شکنجه شوند تا خشم نویسنده علیه مستشاران امریکایی به این شکل از طریق قلم تخلیه شود. این ایده وقتی تایید شده به نظر می‌رسد که در پایان فصل بعدی هم، یک امریکایی به رگبار بسته می‌شود:«هشتاد و چهار سوراخ در بدن او پیدا کردند». ولی این پایان ماجرا نیست؛ یکی از شخصیت‌های اصلی رمان، که در طول رمان، هم‌واره به دنبال واقعیت است و سعی می‌کند نسبت به بسیاری از اتفاق‌ها پیش‌داوری نداشته باشد، سرنوشت خود را در خواب می‌بیند؛ پایانی سرشار از خشونت: «یک طرف او را از طرف دیگرش طوری جدا کرده بودند، لابد با شمشیر، نه، ساطور، که در ابتدا، دو تکه چسبیده به هم، و یکی، می‌نموند، ولی به محض این‌که علی قدم برداشت، مثل قدم برداشتن آدمی بود که دچار سرگیجه شده باشد، دست‌ها از هم باز شد، اول یک‌ کمی، و بعد، کاملا و بعد علی از سر و سینه دو نصف شد، یک نصفه به طرف راست جدا شده، و نصفه‌ی دیگر به طرف چپ! و جایی که علی بود، خالی خالی شد. انگار سر و بدن، و علی، دو لنگه‌ی یک در بود، که باز شد، لنگه‌ای به این‌سو، و لنگه‌ای به آن‌سو»
این شخصیت، از اصلی‌ترین شخصیت‌های رمان است. در بخش‌هایی از رمان، حرف‌هایی را از زبان او می‌شنویم که احساس می‌کنیم رضا براهنی، بیش‌ترین هم‌ذات پنداری را با این شخصیتش داشته. ولی انگار پایان او، با پابان کریه‌ترین شخصیت‌های رمان (مثل هوشنگ) فرق چندانی ندارد.
شخصیت‌ها، یکی پس از دیگری به شکلی وحشیانه به قتل می‌رسند، سری گردتاگرد بریده می‌شود، آدمی بی‌گناه با ده‌ها گلوله به اشتباه اعدام می‌شود، دیگری در سونا گیر می‌افتد و زنده زنده کباب می‌شود، یکی زیر آوار زلزله له می‌شود، آن‌یکی در شعله‌های آتش می‌سوزد و زغال می‌شود...
نکته‌ی مهم اما، همچنان استثنا قائل نشدن نویسنده است؛ خشونت علیه هر شخصیتی با هر پیشینه‌ای اعمال می‌شود؛ امریکایی و ایرانی، خوب و بد، جاسوس و وطن‌پرست نمی‌شناسد. این سبعیت لجام‌گسیخته چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این جنس از خشونت که خیر و شر را سلاخی می‌کند و در برابر هیچ چیز پاسخ‌گو نیست؟
"رازهای سرزمین من" قصه‌ی تاریخ است. اگرچه به ظاهر از سال‌ها پیش از انقلاب آغاز می‌شود، ولی آن‌چه که مرکزیت رمان را شامل می‌شود، رخداد 57 است. خشونتی که در این رخداد در جریان است، از نگاه رضا براهنی در بطن آن جریان دارد. شخصیتی که در اثر آتش‌سوری تماما سوخته، درست در میان سخن‌رانی امام خمینی تشییع می‌شود و به بهشت زهرا منتقل می‌شود تا مقدمات خاک سپاری‌اش انجام شود. این به معنای جریان یافتن خشونت و نتایج آن در دل ماجراست. رخدادی که انگار سر سازگاری با هیچ جریانی را ندارد. از تمام گروه‌ها و جریان‌ها خون طلب می‌کند و حتا، یکی از محوری‌ترین شخصیت‌ها که به ظاهر در روستایی به آرامش رسیده را رها نمی‌کند؛ دست تاریخ از طریق زلزله عمل می‌کند و او را زیر آواری له می‌کند. در واقع آن‌چیزی که در "رازهای سرزمین من" دست به خشونت عریان می‌زند، نه شخصیت‌ها، که رخدادی تاریخی‌ست. وضعیتی که قرار است تاریخ را به دو قسم قبل و بعدش تقسیم کند. وضعیتی که قرار است هرگز به حالت قبل از خودش بازنگردرد و شخصیت‌ها و موقعیت‌ها کاملا جابه‌جا و دگرگون شوند. قرار است از دل این رخداد، امکانات تازه‌ی اجتماعی، سیاسی و حقوقی بیرون بیاید. قرار است دست ارتش امریکا برای همیشه از خاک ایران کوتاه شود و تمام این تغییر و تحولات بنیادین به زعم براهنی لزوما با خشونت و خون‌ریزی همراه است.
آن‌چه که در "رازهای سرزمین من" اتفاق می‌افتد، انهدام شخصیت‌هاست. سبعیتی که علیه آن‌ها اعمال می‌شود به معنای درهم کوبیده شدن سوژه‌های تاریخی‌ است. سوژه‌هایی که در دل یک رخداد تاریخی سعی می‌کنند نقش بازی کنند، به دست بی‌رحمی تاریخ منهدم می‌شوند. مثله شدن و تکه تکه شدن‌ها، به تصویر کشیدن درهم‌کوبیده شدن، منهدم شدن و حذف کامل یک سوژه‌ است. سوژه‌ای که تلاش می‌کند در دل یک رخداد جمعی تاریخی، تاثیرگذار باشد و اهداف فردی خودش را پی‌ بگیرد، توسط سبعیت تاریخ، منهدم می‌شود.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی