پرینت

خشونت در آثارِ «رضا براهنی» - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in نقد و بررسی کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 


مسلخ
خشونت در آثارِ رضا براهنی
داوود آتش‌بیک

به بهانۀ بازنشر آثار رضا براهنی

 

مقدمه
رضا براهنی در کتاب "کیمیا و خاک" می‌نویسد: "تبعید به گذشته صدمرتبه بدتر از تبعید جسمانی است" و در ادامه توضیح می‌دهد که چطور بعضی از نویسند‌گان، شاعران، نه در حال، که در اعصار گذشته زندگی می‌کنند. و نتیجه می‌گیرد که هر اثر چنین هنرمندی، قدرت و توان "فراروی ادبی" ندارد. در ادامه دست به مقایسه‌ میان شاعران نیمایی و قصیده‌سرایان همین دوران می‌زند. براهنی توضیح می‌دهد که چطور فرمی که در عصری رواج داشته و مربوط به فرهنگ و زمانۀ خاصی‌ بوده، دیگر صرفا فرم نیست، بلکه محتواست. و از "بهار"ی یاد می‌کند که محتوایی مربوط به اعصار گذشته را با مفاهیم اجتماعی روز مخلوط کرده و به همین خاطر اشعار او نتوانسته همچون نیما تماما "انقلابی" باشند و "فراروی ادبی" داشته باشند. او کمی‌ قبل‌تر نوشته: "عظمت یک اثر بزرگ ادبی در قدرت فراروی آن از عصر آن اثر به سوی اعصار دیگر است."
همین عدم ایستایی، همین حرکت رو به جلوست که هر اثر براهنی را حتی در فرم، متفاوت با اثر قبلی ساخته. براهنی، با حرکت دائمی تاریخ همراه می‌شود و هیچ‌گاه در گذشته نمی‌ماند. سکون در ادبیات او، در نگاه او، در فهم او از ادبیات جایی ندارد. و با نگاهی هگلی، همین حرکت دائمی رو به جلو را از هر اثر هنری، از هر هنرمندی طلب می‌کند. و خود نیز، به آن همواره پایبند است. حرکت از "آواز کشتگان" به طرف "رازهای سرزمین من" و در نهایت "آزاده خانم و نویسنده‌اش"، با همین نگاه تاریخی براهنی قابل فهم است. میان سه اثر "چاه به چاه"، "بعد از عروسی چه گذشت" و "آوازکشتگان" نوعی پیوستگی فرمی و تِماتیک دیده می‌شود؛ این پیوستگی را می‌شود مثل جریان رودخانه‌ای دانست؛ همواره خروشان، زنده و رو به جلو. هر اثر او، در فرم در عین پیوستگی‌هایی با آثار پیشین، دارای ویژگی‌های خلاقانه، نو و منحصر به فردی‌ست. این فراروی، نه فقط در فرم، بلکه در محتوا هم اتفاق افتاده. و تبع آن، "مفهوم خشونت" نیز در هر اثر او، متفاوت با اثر قبلی‌ست و هیچ‌گاه ایستا، مکرر نمی‌شود و از زمانۀ خود مدام فراتر می‌رود.

1. گاه و بی‌گاه قتل، دیگر آزاری و خشونت در به تصویر کشیدن اتفاقی روزمره، در برخی رمان‌ها و داستان‌های کوتاه فارسی کم و بیش حضور پیدا کرده؛ در آثار چوبک و ساعدی. برای نمونه، در رمان قابل تحسین "سنگ صبور" نوشتۀ صادق چوبک با سویه‌هایی از خشونت عریان مواجه می‌شویم. ولی این خشونت تبدیل به تم محوری آثار چوبک نمی‌شود و بیشتر ریشه در نگاه ناتورالیستی او دارد. اگر هم گاهی اثری با چنین محوریتی خلق شده، تک‌ خالی بوده از نویسنده‌ای که هنوز باقی آثارش نوشته یا منتشر نشده و نمی‌توان برمبنای آن نتیجه‌‌گیری مشخصی کرد و از آن به عنوان یک جریان، یک محور فکری یاد کرد. مثل "شب هول" نوشتۀ هرمز شهدادی که به خشونتی که ریشه در باورهای ایدئولوژیک دارد می‌پردازد؛ یا تک رمان رضا زنگی آبادی، "شکار کبک" که ریشه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی قاتلی سریالی را می‌کاود. و البته، "من منچستر یونایتد را دوست دارم" نوشتۀ مهدی یزدانی‌خرم که به خشونت در دل تاریخ می‌پردازد.

2. البته براهنی همواره یک استثناست. براهنی از همان نخستین آثار خود، خشونت را به یکی از تم‌های محوری آثار خود بدل ساخته؛ از داستان کوتاه "چرا" که از چرایی خشونت می‌گوید و ریشه‌های آن‌را در تعصبات کور، جهل و عقده‌های اجتماعی و روانی نظیر عقدۀ ادیپ می‌جوید؛ تا رمان‌های او. البته نکته این‌جاست که خشونت در هر اثر او، تفاوتی ماهوی با دیگر نوشته‌های او دارد و معانی متعدد و متفاوتی خلق می‌کند. برای نمونه، در "بعد از عروسی چه گذشت"، کارکرد خشونت، نمایش همراهی لمپن‌ها با دستگاه حاکم است. و اعتباری که این قشر از این رابطه کسب می‌کند؛ پیوستگی میان لمپن‌ و حاکم خشونتی می‌آفریند علیه روشن‌فکران آن عصر. در "روزگار دوزخی آقای ایاز" بیشتر رنگ‌وبوی تاریخی - سیاسی به خود می‌گیرد.
در رمان دو جلدی "رازهای سرزمین من"، انهدام سوژه‌های تاریخی که هیچ فرقی میان خیر و شر قائل نمی‌شود توسط عوامل مختلفی اعمال می‌شود؛ که همگی خبر از جبر جغرافیایی و تاریخی می‌دهند. خشونت گاه توسط عوامل طبیعی مثل زلزله و گاه توسط عوامل رژیم پهلوی، گاه توسط جبهۀ خیر علیه شر و گاه برعکس اعمال می‌شود و میان تمام کسانی که به نوعی نقشی در دل تاریخ بازی می‌کنند وقعی نمی‌نهد.
در رمان آوازکشتگان، خشونت همچون "بعد از عروسی چه گذشت" برآمده از پیوند میان لمپن و حاکم است. گرچه، این‌بار و در این اثر نقش لمپن و جهلِ فراگیر پررنگ‌تر است. همچون خشونتی که توسط جن‌گیر علیه دختر نوجوانی اعمال می‌شود؛ این خشونت بیشتر از آن‌که ایدئولوژیک و سازمان‌یافته باشد، برآمده از طبعی منحرف و البته جهل و ناآگاهی مردمانی‌ست که به آن تن داده‌اند. همین‌طور است خشونتی که توسط همکاران دکتر شریفی علیه او در دانشگاه، اعمال می‌شود و چیزی که "آوازکشتگان" را فراتر از آثار قبلی براهنی می‌برد، تصویری‌ست که از نتیجۀ این اعمال سبیعیت‌ها به دست می‌دهد؛ در خطوط پایانی رمان، روشن‌فکر شکنجه دیده، به خاک، به زمین نزدیک‌تر می‌شود و در تماسی بی‌واسطه با آن قرار می‌گیرد. انگار خشونت، نتیجه‌ای ندارد جز عشق بیشتر به "خاک"؛ پیچیده‌تر، عمیق‌تر شدن رابطه و احساس انسان ایرانی با سرزمینش.
در رمان دیگر براهنی یعنی آزاده‌خانم و نویسنده‌اش این خشونت، همان‌طور که فرم رمان هم خبر می‌دهد، از جایی نامعلوم بر فرق سر انسان ایرانی فرو می‌آید. خشونت در سال‌های جنگ، از قبل و بعد از آن حتی، به سورئالیستی‌ترین شکل ممکن علیه انسان ایرانی اعمال می‌شود و معلوم نیست که چرا و به کدامین گناه دامن شخصیت‌ها را می‌گیرد؛ در یکی از فصل‌های رمان دکتر شریفی سه جسد را بر سقف ماشین خود در برهوتی حمل می‌کند؛ خون از سقف ماشین و از جسد‌ها بر سر و روی او می‌چکد؛ هیچ‌کدام از اجساد با او نسبتی خونی ندارند، ولی در فضایی وهم‌آلود به او قبولانده می‌شود که یکی از آن‌ها پسر اوست. یعنی حتی اگر خودت را تمام و کمال کنار کشیده باشی، باز هم این زمانه‌ است که خون را، خون فرزندانت، را بر سر و هیکلت خراب می‌کند. با تمام این‌ها، آن‌چه که در رمان "آزاده خانم و نویسنده‌اش" محوریت دارد، خشونتی‌ست که به شکلی تاریخی به زن ایرانی وارد می‌شود. در یکی از فصل‌های رمان، "آزاده خانم" از خشونت شوهرش می‌گوید و ریشۀ آن را در آن‌چه که در زندان بر شوهر رفته می‌داند؛ انگار خشونتی که حاکم بر محکوم وارد می‌کند، تغییر شکل می‌دهد و توسط محکوم بر محکوم دیگری وارد می‌شود؛ براهنی از پایان ناپذیری خشونت می‌گوید. از دومینانتی که با ظلم حاکم آغاز می‌شود و انگار پایانی برای آن نیست؛ جز مرگ، شکنجۀ دائمی زن.

3. اگرچه در تمامی رمان‌های رضا براهنی، رابطۀ گسست‌ناپذیر تاریخ و خشونت به تصویر کشیده می‌شود، با این‌که از گریزناپذیری و حتمیت برخورد سخت و خشونت‌بار تاریخ با سوژه‌هایش سخن گفته می‌شود، با این‌حال، این رابطه با یک شکل، با یک تکنیک تکرار نمی‌شود. اگر زمانی با فرمی تقریبا کلاسیک، در رمان "بعد از عروسی چه گذشت" از خشونت برآمده از ساختار سیاسی می‌نویسد، سال‌ها بعد، با نگاهی مدرن در رمان "رازهای سرزمین من" از نسبی بود خشونت می‌گوید و آن‌را از چند زاویه‌ می‌کاود و از جبری می‌گوید که دامن تمامی سوژه‌هایی که قصد ایفای نقش در دل تاریخ دارند را می‌گیرد. و بعدها، در "آزاده خانم و نویسنده‌اش" با نگاهی پست‌مدرن گسست و پایان‌ناپذیری جریان خشونت را به تصویر می‌کشد و از ظلمی که از حاکم بر محکوم و از محکوم بر محکومی دیگر وارد می‌شود پرده برمی‌دارد. و این‌که، ریشه‌های این خشونت را انگار نمی‌توان همچون سابق صرفا برآمده از تعصبات کورکورانه، لمپنیسم، ساختار سیاسی و یا حتی جبری تاریخی دانست. خشونت رخ می‌دهد، چون پیش‌تر رخ داده. و این سیری تاریخی‌ دارد.

4. هر اثر براهنی، چند قدم جلوتر از آثار قبلی او می‌ایستد. در شعر، در نقد و همچنین داستان، او همواره رو به جلو حرکت می‌کند. فراروی ادبی باعث می‌شود تا تمامی آثار او هرگز محکوم به زمانی مشخص نباشد. او از معدود نویسندگان ایرانی، و حتی جهانی‌ست که آثارش تکرار مکررات نیست؛ آن اصطلاح معروفی که می‌گویند نویسنده همواره یک اثر خلق می‌کند، دست‌کم در مورد براهنی مصداق ندارد.

 

 

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی