پرینت

«مراقبت و تنبیه» نگاهی به رمان دیوار نوشتۀ علی‌رضا غلامی - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in نقد و بررسی کتاب

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

 

 

مراقبت و تنبیه

نگاهی به رمان دیوار نوشته‌ی علی‌رضا غلامی

داوود آتش‌بیک

 

  1. 1)نظام‌های مراقبتی و انضباطی سیطره‌ و قدرت خود را از راه‌های متعددی بر فرد اعمال می‌کنند. نهاد‌های فراوانی که از بدو تولد تا لحظه‌ی مرگ انسان را تعقیب می‌کنند تا مبادا لحظه‌ای از عرف و تربیت مورد پسند جامعه خارج شود. خانواده، مدارس، زندان‌ها، بیمارستان‌ها و نیروهای نظامی از جمله نهاد‌هایی هستند که انسان را به روش "مراقبت و تنبیه" سربه‌زیر، مطیع و سودآور بار می‌آورند. این شیوه‌های مراقبتی تا قرن هجدهم بدنی بودند؛ کیفرها و شکنجه‌های جسمی که امروزه همه غیر انسانی و خلاف حقوق بشر به شمار می‌آیند. حالا ولی، با این‌که مراقبت‌ها کم‌تر جسمی‌ست، به مراتب دقیق‌تر و موشکافانه‌تر است. به گونه‌ای که دیگر هیچ‌جای فراری برای انسان باقی نمانده. حال، سوالی که پیش می‌آید این است که اگر این نظام‌ مراقبتی، این اقتدار ناگزیر برای لحظه‌ای دچار خدشه شود چه اتفاقی می‌افتد؟ انسانی که در تمام طول زندگانی‌اش به طرق مختلف سرکوب و تنبیه شده تا مبادا از مسیر از پیش تعریف شده منحرف شود، چه می‌کند در چنین شرایطی؟ این پرسشی‌ست که رمان دیوار، نوشته‌ی علی‌رضا غلامی مطرح می‌کند. صحنه‌ی آغازین رمان در یکی از نهاد‌های "تربیتی" یعنی مدرسه می‌گذرد. راوی و هم‌مدرسه‌ای‌هایش به دقت به صف شده‌اند. آن‌ها اجازه ندارند حتی از جایشان جنب بخورند. جایی که باید بایستند با خط مشخص شده و آن‌ها موظفند دقیقا روی همان خطوط بایستند. ناظم مدرسه مراقب آن‌هاست. درست در چنین لحظاتی‌ست که بمبی بر سر مدرسه خراب می‌شود؛ حملات هوایی عراق چند نقطه‌ی شهر را هدف قرار داده. ناظم به شهادت می‌رسد و اقتدار مدرسه از سر راوی و هم‌مدرسه‌ای‌هایش برداشته می‌شود. واکنش آن‌ها چی‌ست؟ بی‌تفاوتی نسبت به اتفاق افتاده، بی‌حسی، سردی و خونسردی اغراق‌آمیز و حتی گاه به غایت توهین‌آمیز. قساوت راوی برآمده از نفرتی‌ست که در طی سالیان در او شکل گرفته. نهاد‌های بیماری که آدمی را حتی نتوانسته‌اند به درستی "مراقبت و تنبیه" کنند. اوج دست‌آورد آن‌ها تخم کینه‌ای‌ست که در عمق نهاد او کاشته‌اند؛ خانواده‌ای از هم‌پاشیده و متزلزل، رابطه‌های بیمار، مدرسه‌ای که تنها "به صف کردن بچه‌ها" را انگار جدی گرفته و آموزش و پرورش برایش در درجه‌ی دوم و حتی سوم اهمیت قرار داشته، همسایه‌هایی که تنها به منظور رفع نیازها و کسب منافع شخصی دیگری را زیر نظر گرفته‌اند و ... در چنین زمانه‌ای‌ست که جنگ، برای لحظاتی اقتدار تمامی این نهادها را خدشه‌دار می‌کند و راوی با زبانی سرد و  ظاهرا بی‌تفاوت ولی عمیقا خشمگین، این لحظات را روایت می‌کند تا این‌که در پایان رمان، با دیواری دیگر برخورد ‌کند و مجددا "مراقبت و تنبیه" و اعمال سلطه از سر گرفته ‌شود. "دیوار" روایت‌گر این دوران کوتاه فرو ریختن نسبی دیوار است. فروریختن اقتدار؛ از مدرسه و خانواده، تا هر نوعی از "دیگری" که میل به اعمال سلطه دارد. با این‌که حتی در همین دوران کوتاه هم راوی در مجموع آسوده‌ خاطر نیست و مدام سنگینی نگاه کسی را بر خود احساس می‌کند، با این‌حال فرصت می‌یابد تا در همین ساعات کوتاهی که غلامی در آغاز هر فصلی آن را با رسم شکل ساعت نشان داده دست‌کم به لحاظ حسی و تا حدی هم رفتاری از خطوط از پیش تعیین شده تخطی کند. این تخطی گاهی به شکل بی‌تفاوتی نسبت به مرگ برادر است و گاه به شکل دزدی از مدرسه آن‌هم در اوج بحران و بهم ریختگی که قاعدتا نباید کسی در آن شرایط ذهن و فکرش پی‌اش باشد. ولی راوی، در محاصره‌ی بی‌پایان دیوارها به شکلی بار آمده که هیچ رقمه قابل هضم، توجیه و البته مهار نیست.

 

  1. 2)شاید مهم‌ترین ویژگی رمان دیوار زبان آن باشد؛ زبانی ساده و سرراست که حتی بعضی‌ها آن را زبانی ژورنالیستی خوانده‌اند که البته تعبیر اشتباهی‌ست؛ چرا که زبان ژورنالیستی یا روزنامه‌نگارانه پر است از ارجاع و نقل‌قول. روزنامه‌نگار سعی می‌کند نظر شخصی خود را هیچ‌وقت به شکلی مستقیم ابراز نکند. روزنامه‌‌نگار در یادداشت‌ها و گزارش‌هایش،  حرف‌ها را از دهان این یا آن می‌زند. بنابراین زدن انگ زبان ژورنالیستی به رمان دیوار از اساس اشتباه است. شاید اما، چیزی که بعضی از مخاطبان را آزار داده، سادگی بیش از حد این زبان باشد. دایره‌ی واژگانی به شدت محدود است و کلمه‌ها با وسواس انتخاب شده‌اند. لحن، در هیچ‌کجای رمان تغییر نمی‌کند. نثر، ویژگی خاصی ندارد. خبری از فخر فروشی یا نمایش قدرت نویسنده در استفاده از کلمه نیست.  که البته، هیچ‌کدام از این‌ها بی‌دلیل نیست و اتفاقا غلامی با هوشیاری هرچه تمام‌تر چنین زبانی را برای روایتش برگزیده و همین انتخاب، "دیوار" را از بسیاری از رمان‌های جنگی مجزا کرده، یک سر و گردن بالاتر می‌برد. تمام آن‌چیزی که در این رمان اتفاق می‌افتد، تمام مفاهیمی که قرار است شکل بگیرد و به خواننده منتقل شود، در زبان آن اتفاق می‌افتد. زبان سرد پسر بچه‌ای که حتی پای قطع شده‌ی برادرش هم قرار نیست ذره‌ای در آن تغییر، حس و لحنی ایجاد کند و آن را به هراس بیاندزد. امتناع نویسنده از هیجان نوشتار حتی در خون‌بارترین لحظات رمان و پافشاری او بر سادگی و سرراستی زبان حتی در صحنه‌ا‌ی همچون صحنه‌ی مرگ مادرِ راوی شاید حتی "بیگانه‌"‌ی آلبر کامو را برای ما تداعی کند. اگر مورسو در ابتدا رمان بیگانه می‌گوید: "امروزمامان مرد،شاید هم دیروز، نمی‌دانم." راوی رمان دیوار هم با زبانی خونسرد و به دور از هرگونه هراس و هیجان از مرگ مادر می‌گوید و همین معنا را به مخاطب منتقل می‌کند؛ می‌توان گفت: موقعیت‌ها با زبان دچار تناقضند. تناقض آن‌چه اتفاق افتاده با کلماتی که برای توصیف آن انتخاب شده. و خب، هر آن‌چه "دیوار" دارد، از همین تناقض‌ها دارد.

 

 

  1. 3)ادبیات جنگ همزمان با نخستین حملات رژیم بعثی عراق به خاک ایران آغاز شد. ادبیاتی که در اولین گام‌هایش کوچک‌ترین نگاهی به اصول اولیه داستان‌نویسی نداشت و تنها ابزاری بود جهت تبلیغ و تهییج نیرو‌ها و با خلق حماسه و قهرمان‌پروری‌ سعی داشت نگاه سیاسی و ایدئولوژیکی‌ش را در قالب کلمه‌ها و به شکل داستان باز تولید کند. طبیعی هم بود که برنامه‌ریزان در شرایط خطیر جنگی، به فکر تزریق روح امید و هیجان به جبهه‌های جنگ باشند و هنر و اصول داستان‌نویسی برایشان هیچ‌گونه اولویتی نداشته باشد. البته این وضعیت محصول شرایط وقت بود و نمی‌توانست دوام بیاورد. حتی می‌توان گفت در همان سال‌ها هم بودند نویسندگانی که تلاش کردند جنگ را از دریچه‌ی نگاه خود ببینند و اسیر تبلیغات رسمی نشوند. می‌توان به زمین سوخته‌ی احمد محمود یا آداب زیارت تقی مدرسی اشاره کرد. ولی حتی همین آثار هم در نهایت تحت تاثیر شرایط زمانه بوده‌اند و هم‌ذات پنداری نویسنده با برخی اتفاق‌ها و شخصیت‌ها در آن‌ها کاملا قابل ردیابی‌ست. نگاه نقادانه، تمایل به دست‌یابی به روح جنگ، بازسازی واقعیت بدون ذره‌ای دخل و تصرف و دوری از هرگونه جانب‌داری و هم‌ذات پنداری... چیزهایی بوده که کم‌تر در ادبیات ما دیده شده. به نظر می‌رسد حالا با رمان "دیوار" شاهد نخستین علائم شکل‌گیری ادبیاتی هستیم که به جنگ و عواقبش نگاهی تلخ، گزنده و به شدت رئالیستی دارند.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی