پرینت

گفت‌وگو با محمد حسن شهسواری درباره‌ی «میم عزیز» - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in ویژه‌نامه‌ی عید 1392

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چاره‌ی دیگری هم برایمان گذاشته‌اند؟
گفت‌و‌گوی کوتاهی با محمدحسن شهسوار
داوود آتش‌بیک

 

- حالا شما تجربه‌ی انتشار یک اثر الکترونیکی را در کارنامه‌ی خود دارید. این تجربه را حاضرید باز هم تکرار کنید؟

معلوم است که بیشتر نویسندگان دوست دارند کتاب‌شان از مجاری رسمی و ناشران معتبر و به صورت کاغذی به دست مخاطب برسد اما وقتی مثلا رمانی که الان رویش کار می‌کنم مطمئنا باز هم با ممیزی مواجه می‌شود، چاره‌ی دیگری جز فکر به انتشار الکترونیکی دارم؟ برای من رساندن بی‌کم و کاست آن چه نوشته‌ام به دست مخاطب، از نوع انتشار آن مهم‌تر است.

- می‌توانید تفاوت‌های این راه با راه نشر کاغذی را از نظر میزان بازخورد و صرفه‌ی اقتصادی بفرمایید؟

کتاب‌های قبلی من را صرفا بخشی از خوانندگان معمول ادبیات داستانی می‌خواندند. که در مورد پرمخاطب‌ترین کارم، شب ممکن، مثلا هفت هزار نفر بوده‌اند. این‌ها بخشی‌شان رمان منتشر شده در وب را هم می‌خوانند ولی بخش دیگری چون کتاب کاغذی را ترجیح می‌دهند، آن را نخواهند خواند. یا این‌که اصلا در فضای وب فعال نیستند و خبردار نمی‌شوند. اما انتشار الکترونیکی «میم عزیز» این اتفاق فرخنده را برای من داشت که با بخش عظیمی از مخاطبین تازه‌ای روبه‌رو شدم که اصلا محمدحسن شهسواری را نمی‌شناختند. انبوهی ای‌میل‌ دریافت کردم که راجع به کتاب‌های قبلی من می‌پرسیدند و این‌که مثلا «پاگرد» را چه طور می‌توانند پیدا کنند و بخوانند و این‌که چرا توی بازار نیست و یا الان دارند «شب ممکن» را می‌خوانند و از این قبیل. به صراحت می‌گفتند پیش از این اسم من را هم نشنیده بودند. در واقع من به عنوان رمان‌نویس وارد حوزه‌هایی شدم که شاید با پنجاه رمان منتشر شده به صورت کاغذی دیگر هم، وارد آن‌ها نمی‌شدم. البته این اتفاق شاید مختص من باشد که خب «میم عزیز» کار اولم نبوده. شاید اگر کار اولی بودم کاملا نتیجه متفاوت بود. تا سه هفته پیش که آمار دارم، بیشتر از بیست و پنج هزار نفر «میم عزیز» را فقط از روی سایت خوابگرد دانلود کرده‌اند. میزان دانلود از روی گوگل را هم خبر ندارم طبعا. هشتاد و سه نفر هم مبلغ یک میلیون و صد هزار تومان به حسابی که اعلام کردیم، پول واریز کرده‌اند. که البته همه‌ی این‌ها اگر اعتبار سایت خوابگرد را همراه خود نمی‌داشت، اتفاق نمی‌افتاد.



- پس شما پیشنهاد می‌کنید این راه را به بقیه‌ی نویسنده‌هایی که ایده‌هایشان قابلیت نشر ندارد؟
دوباره عرض می‌کنم بسیاری از نویسندگان، از جمله خودم، چاپ رسمی را ترجیح می‌دهند اما مگر چاره‌ی دیگری هم برایمان گذاشته‌اند؟ تازه نشر الکترونیکی که خیلی خوب است. جلو این یکی را هم از من بگیرند، کتابم را زیراکس می‌کنم و به مخاطب می‌رسانم.

- تا حالا نقد کتبی منتشر شده راجع به این کتاب؟

یکی از مشکلاتی که نشر اینترنتی دارد این است که افراد تمایل زیادی برای نوشتن نقد مفصل و چاپ در نشریات ندارند. چون مجلات و روزنامه‌ها که امکان چاپ یادداشت و نقد روی کتابی که مجوز نگرفته ندارند. و هنوز سایت‌های ادبی معتبر هم آن چنان گسترده نشده‌اند که افراد علاقه داشته باشند نقدشان را در آن جا منتشر کنند. همین طور است عدم امکان جلسات رسمی نقد. مجوز نمی‌گیرد. حتا اگر بگیرد هم ممکن است بعدا برای میزبان مشکلی پیش بیاید.


- حتا توی اینترنت هم نقدی منتشر نشده؟

این که در مورد «میم عزیز» نقد و یادداشتی منتشر نشده، به احتمال زیاد دلیل اصلی‌اش این است که خود کتاب شوقی برای نگارش نقد در کسی به وجود نیاورده.

- راستش من تا این لحظه نقدهای کتبی کمی درباره‌ی میم عزیز خوانده‌ام. ولی بیشتر نقدهای شفاهی به بیش از حد تکنیک زده بودن این رمان اشاره دارند که باعث شده صادقانه نباشد. اتفاقی که برای شب ممکن هم افتاده بود. با این حرف موافقید؟

این که رمان تکنیکی‌ست را قبول دارم. ولی این‌که تکنیک زده باشد، نه. طبیعتا اگر فکر می‌کردم تکنیکی بودن نقطه ضعف محسوب می‌شود، نمی‌نوشتم.

- پس این انتقادها به نظرتان از کجا می‌آید؟

نمی‌دانم! حتا کسانی که این رمان را اصلا دوست نداشته‌اند هم همچین چیزی نگفته‌اند به من. یعنی این‌ که بگویند تکنیک زده است و مشکلش این است. ظاهرا آن‌هایی که با من شفاهی صحبت کرده‌اند با آن‌هایی که با شما شفاهی صحبت کرده‌اند، فرق دارند.

- مثلا بخش‌های پایانی فیلم‌نامه‌ی داخل رمان، به نظر این‌طور می‌رسد که شما برای رعایت قواعد ژانری، قصه را از حالت صادقانه بودن خارج می‌کنید. تا ژانر را رعایت کرده باشید. این می‌شود تکنیک زده بودن. یعنی برای رعایت قواعد ژانری، از صداقت فاصله بگیرید.

در مورد پایان‌بندی فیلم‌نامه که نویسنده کاملا اشاره می‌کند قصد داشته چیز خیلی بهتری بنویسد اما ممیزی بهش اجازه نداده. معلوم است که پایان‌بندی‌اش مزخرف است.

- این‌که شما خودتان توی متن بنویسید این پایان‌بندی ضعیف کاملا عامدانه‌ست به نظرتان یک‌جور دور زدن نقطه‌ ضعف‌ها نیست؟

نه. چون من در نگارش دو تا از بهترین فیلمنامه‌های ده سال گذشته مشارکت داشته‌ام و خیلی خوب می‌دانم چه طور باید فیلمنامه نوشت. منظورم فیلمنامه‌های دو فیلم «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» که قطعا یکی از ده فیلم برتر دهه‌ی هشتاد است و دیگری فیلم «قاعده‌ی تصادف» که همین یکی دو هفته پیش سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را گرفت.

- چیزی که توی این رمان بیشتر به چشم می‌آید رابطه‌ی بین زن و شوهر و رابطه‌ی میان والدین و فرزندان است. البته در طبقه‌ی متوسط. جالب است که اغلب زوج‌های این رمان، در معرض انحرافات جنسی قرار می‌گیرند. شما واقعا چنین چیزی را در میان طبقه‌ی متوسط امروز بارز و تاثیر گذار می‌بینید؟

در رمان 9 زوج وجود دارند که دو تا از آن‌ها به این شکل هستند. که آن هم کاملا جنبه‌ی نمادین دارد؛ فاعلیت نویسنده و مفعولیت دیگری.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
-2 #1 سهیل نصرتی 1392-01-09 10:35
تکنیک زده بودن یعنی چه آقای آتش بیگ؟ نویسنده های امروز مانده اند با این حرف ها از کدام طرف بام خودشان را پرت کنند...!
ممنون از شما و آقای شهسواری دوست داشتنی.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی