پرینت

شعری از "چارلز بوکفسکی" ترجمه از "ملیحه بهارلو"

نوشته شده توسط ملیحه بهارلو. Posted in ویژه‌نامه‌ی عید 1392

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

شعری از "چارلز بوکفسکی"
ترجمه از "ملیحه بهارلو"

"تنها در میان جمع"

گوشت، استخوان را می‌پوشاند
و ذهنی هم در آن جا می‌دهند،
بعضی وقت‌ها هم روحی،
و زن‌ها
گلدان‌ها را به دیوار می‌زنند و می‌شکنند،
و مردها
مست می‌کنند،
و هیچ‌کس
گمشده‌اش را پیدا نمی‌کند،
اما
به گشتن ادامه می‌دهند،
از این بستر
به آن یکی.
گوشت
استخوان را می‌پوشاند،
و جسم
دنبال چیزی ورای جسم می‌گردد.

اصلا
هیچ شانسی وجود ندارد،
ما، همه،
اسیر یک سرنوشت واحدیم.

هیچ‌کس
دیگری‌اش را
پیدا نمی‌کند.

زباله‌دانی‌های شهر، پُر می‌شوند،
گورستان‌های ماشین، پُر می‌شوند،
دیوانه‌خانه‌ها پُر می‌شوند،
بیمارستان‌ها پُر می‌شوند،
قبرستان‌ها پُر می‌شوند،

و دیگر
هیچ چیزی
پُر نمی‌شود.

 

"Alone With Everybody"

The flesh covers the bone
and they put a mind
in there and
sometimes a soul
and the women break
vases against the walls
and the men drink too
much
and nobody finds the
one
but keep
looking
crawling in and out
of beds
Flesh covers
the bone and the
flesh searches
for more than
flesh

There's no chance
at all
We are all trapped
by a singular
fate

Nobody ever finds
the one

The city dumps fill
the junkyards fill
the madhouses fill
the hospitals fill
the graveyards fill

Nothing else
fills

"Charles Bukowski"

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
+2 #1 میترا عبدی 1392-01-24 16:57
و هیچ کس
گمشده اش را پیدا نمی کند
اما
به گشتن ادامه می دهند
از این بستر
به آن یکی
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی