پرینت

سکوت در جایزه گلشیری

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in یادداشت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

ادبیات در هفته‌ای که گذشت - هفته دوم اسفند

همه چیز در سکوت برگزار شد...

جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری، در هفته‌ای که گذشت برگزیدگان نهایی خود را در دوره دوازدهم اعلام کرد. بنا بر رای نهایی داوران برای انتخاب بهترین مجموعه داستان اول و بهترین رمان اول سال 1390، مجموعه داستان‌‌های «فارسی بخند» نوشته‌ی سپیده سیاوشی و «من ژانت نیستم» نوشته‌ی محمد طلوعی توانستند عنوان مشترک بهترین مجموعه داستان اول سال 1390 را به خود اختصاص دهند. در همین راستا کتاب «جایی به نام تاماساکو» نوشته‌ی فلامک جنیدی مورد تقدیر قرار گرفت. در بخش بهترین رمان اول سال 1390 نیز کتاب «قلعه مرغی، روزگار هرمی» نوشته‌ی سلمانِ امین برگزیده شد و رمان «شکار کبک» نوشته‌ی رضا زنگی‌آبادی مورد تقدیر داوران این بخش قرار گرفت.

سپیده سیاوشی نویسنده کتاب «فارسی بخند» متولد سال 1365 است و مجموعه داستان خود را از طرف نشر ترکمان و با همکاری نشر قطره منتشر کرده است. مجموعه داستان او پیش از این کاندید جایزه هفت اقلیم نیز شده بود. محمد طلوعی متولد 1358 است و اولین تجربه داستانی‌اش به رمان «قربانی باد موافق» باز می‌گردد و مجموعه داستان «من ژانت نیستم» دومین اثرش و اولین مجموعه داستان‌ش به حساب می‌‌آید که از طرف نشر افق منتشر شده است. این کتاب نیز پیش از این کاندید جایزه هفت اقلیم شده بود. فلامک جنیدی، چهره شناخته شده سریال‌های طنز تلویزیونی اولین مجموعه داستان خود را از طرف نشر چشمه منتشر کرد و به گفته منتقدین در قدم اول موفق ظاهر شده است.

«قلعه مرغی، روزگار هرمی» نوشته‌ی سلمان امین تا پیش از این‌که موفق به گرفتن جایزه گلشیری شود نه در جایزه دیگری کاندید شده بود و نه توانسته بود در رسانه‌های ادبی درست دیده شود و این کتاب و نویسنده‌ی جوان‌ش را باید کشف این دوره بنیاد گلشیری قلمداد کرد. سلمان امین متولد 1363 است و کتاب‌ش از طرف نشر هیلا منتشر شده است. «شکار کبک» نوشته‌ی رضا زنگی‌آبادی از طرف نشر چشمه به بازار کتاب عرضه شده است. این نویسنده کرمانی پیش از این دو مجموعه داستان منتشر کرده و «شکار کبک» اولین رمان او به‌شمار می‌آید. رضا زنگی‌آبادی متولد 1347 است و هم‌اکنون در مجله «خوانش» به عنوان سردبیر فعالیت دارد.

جایزه هوشنگ گلشیری از ابتدای دهه هشتاد فعالیت خود را آغاز کرده و تا به امروز توانسته عنوان معتبرترین جایزه ادبی ایران را به خود اختصاص دهد. جایزه‌ای که از ابتدا با چهار برگزیده‌ی اصلی به استقبال کتاب‌های سال قبل می‌رفت. این روند سالانه به غیر دو دوره که بنیاد در اعتراض به روند سختگیرانه ممیزی، تصمیم به دوسالانه برگزار کردن جایزه گرفته بود ادامه داشت، ولی از امسال مسئولین بنیاد اعلام کردند که از سال 1391 کتاب‌ها تنها در دو زمینه بهترین مجموعه داستان اول سال و بهترین رمان اول سال مورد بررسی قرار می‌گیرند. این اقدام با مخالفت‌های بسیاری روبه‌رو شد. قبول اینکه معتبرترین جایزه ادبیات داستانی ایران تنها به نویسندگان جوانِ کتاب اولی اختصاص خواهد یافت از چند جهت موجب نگرانی بود. فضای ادبی در ایران در این چند ساله با رکود بی‌سابقه‌ای مواجه بوده. رسانه‌هایی که مستقیم و حرفه‌ای به موضوع ادبیات می‌پرداخته‌اند از لحاظ کمی انگشت‌شمار و از لحاظ کیفی بعضاً کم‌رمق و بی‌جان شده‌اند. جایزه‌های داستان‌نویسی خصوصی سال به سال تقلیل می‌روند و دیگر جایزه‌ای با اعتبار گذشته به وجود نمی‌آید. کتاب‌ها به سختی مجوز می‌گیرند و بعد از آن رسانه‌ای برای ارائه و معرفی خود نمی‌بینند. از طرفی معتبرترین نشر ادبیات داستانی ایران نیز با وجود سخت‌گیری‌های بی‌قاعده ارشاد معلق شده. حالا با این شرایطِ سخت امید بود که جایزه‌های خصوصی‌ با اعتباری مثل جایزه بنیاد گلشیری، با معرفی برگزیده‌های خود سد ارائه و معرفی کتاب را از میان بردارند ولی متاسفانه این اتفاق نیمه تمام مانده. در این میان نکته‌ای که نباید از آن غافل شد یک طرفه نگاه کردن به شرایط و مشکلات است. اگر جایزه بنیاد گلشیری در شرایط آرمانی به سر می‌برد تحلیل‌ها از عملکرد این جایزه متفاوت بود و انتظارات نیز فرق می‌کرد. اگر بخواهیم فقط کمی واقع‌بین باشیم باید قبول کنیم که در دوره‌‌ی حداقلی‌ها، برگزاری جایزه‌ی بنیاد گلشیری، به هر نحوی از نبود آن بهتر است. حال اگر فرض را بر این قرار بدهیم که مسئولین بنیاد مجبور به انتخاب یک گزینه بوده باشند، بنا به سبکی که هوشنگ گلشیری در تمام زندگی‌‌ای ادبی‌اش داشت و همیشه سعی در حمایت از نسل جدید می‌کرد، منطقی‌ست بنیاد انتخاب خود را بر حمایت از نویسندگان کتاب اولی قرار دهد. این سیاست کلی در برگزیدگانی که در هر دو قسمت معرفی شده است نیز مشهود است. شاهدیم که در قسمت داستان کوتاه دو نویسنده برگزیده شده‌اند و از یک نویسنده تقدیر شده و در رمان یک نویسنده برگزیده و یک نویسنده مرد تقدیر قرار گرفته. واضح است که بنیاد سیاقی را پیش گرفته که بر اساس آن بتواند در شرایط حداقلی دو جایزه‌ی باقیمانده را به پنج نفر بدهد تا افراد بیشتری از این امتیاز بهره‌مند شوند.

مسئله دیگر درباره حواشی جایزه دوره دوازدهم است. حواشی همیشه بعد از اعلام نتایج، دامن‌گیر جوایز ادبی بوده‌اند و جایزه بنیاد گلشیری نیز تا به امروز از این اتفاق بی‌نصیب نبوده. هر سال شاهدیم که سیل اعتراض‌ها به آرای داوران به سمت مسئولین بنیاد روانه می‌شود. حال جدای از اینکه بخواهیم درستی و غلطی این اعتراض‌ها را مورد بررسی قرار دهیم باید به این نکته توجه کرد که تفاوت اصلی این دوره –با توجه به اعمال تغییرات در روند برگزاری جایزه- با دوره‌های قبل در بازخوردهای کمی بوده که بعد از اعلام برگزیدگان نهایی شاهد آن بوده‌ایم. شاید نگرانی‌ها از حذف دو جایزه‌ی اصلی از لیست انتخاب‌های بنیاد گلشیری درست بوده و این تصمیم باعث شده اعتبار جایزه در نظر اهل ادبیات کمی پایین بیاید. خواه ناخواه جایزه بنیاد گلشیری، با انتخاب بهترین رمان سال می‌توانست حال و هوای ادبیات را کمی تغییر بدهد و چند هفته‌ای اخبار روز ادبیات را معطوف به خود کند. اتفاقی که در این دوره و بعد از اعمال این تغییرات شاهد آن نبوده‌ایم. اتفاقی که اگر از هر طرف به آن نگاه بکنی، اجتناب‌ناپذیر و غم‌انگیز است. دوره دوازدهم جایزه بنیاد گلشیری، در سکوت، همان‌طور که همه خواستار آن بودند برگزار شد.

سینا حشمدار

اخبار مرتبط:

گزارش بنیاد گلشیری از برگزاری اختتامیه دوره دوزادهم

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی