پرینت

نویسنده‌ها و اهالی ادبیات این روزها چه می‌خوانند - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in یادداشت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

نویسنده‌ها و اهالی ادبیات این روزها چه می‌خوانند
داوود آتش‌بیک

پرسشی ساده از سید رضا شکرللهی، حامد اسماعیلیون، مهام میقانی، علی چنگیزی، ضحا کاظمی، یوسف انصاری.

شمارگان اغلب رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایی که این روزها منتشر می‌شوند، چیزی بین 1000 تا 1500 نسخه است؛ سال به سال پسرفت داشته‌ایم. هشت سال پیش 1500 نسخه مربوط به نویسنده‌های بیچاره‌ی شهرستانی بود که هیچ پشتیبانی نداشتند و مجبور بودند کتاب‌هایشان را بدهند به ناشران درجه چندم شهرشان. ولی حالا 1500 نسخه شمارگان بسیاری از نویسنده‌های شناخته شده است. با همه‌ی این‌ها، نویسنده‌ها همچنان با جدیت هرچه تمام‌تر می‌خوانند و می‌نویسند.
از چند نویسنده‌ و منتقد خواستم که از رمان‌ها و مجموعه داستان‌های خوبی که اخیرا خوانده‌اند بگویند. در ادامه توضیح دادم که اگر میان کارهای ایرانی کاری را پسندیده‌اند، ترجیحا آن را نام ببرند.


سیدرضا شکرللهی این روزها درگیر زبان ابراهیم گلستان است. « به خصوص ترکیب‌های خاص بومی که ابراهیم گلستان عامدانه تلاش می‌کند آن‌ها را وارد زبان معیار آن دوران ادبیات داستانی کند. خاصه در زمینه‌ی توصیفات احوال شخصیت‌ها و آن چه به کارش در این زمینه طراوت و تازگی بخشیده بوده در آن دوران، هم‌کناری عجیب و جسورانه و خلاقانه‌ی این جور ترکیب‌های بومی و ابداعی در کنار زبان توصیفی ادیبانه‌ی داستانی آن دوران است.»
او همچنین از یکی از آخرین رمان‌هایی که ویراستاری کرده می‌گوید: « از ویراستاری گلف روی باروت آیدا مرادی آهنی لذت بردم. خیلی وقت بود ندیده بودم نویسنده‌ای تا این حد وسواسی با تک تک واژه‌هایش کشتی بگیرد و من ویراستار را هم به مبارزه بطلبد.»

حامد اسماعیلیون نویسنده‌ی رمان دکتر داتیس، از تریو تهران نوشته‌ی رضیه انصاری می‌گوید: « به تازه‌گي "تريوتهران"ِ رضيه انصاري را خواندم. كاری حرفه‌ای به نظرم رسيد كه ايده‌ی بسيار خوبی داشت. البته انتقاداتی هم به كتاب دارم كه مربوط به روحِ حاكم بر كليت اثر است. وگرنه در جزييات و قدرتِ نويسنده شكی ندارم.
ديگر اين كه "كلنل"ِ محمود دولت‌آبادی را نيمه‌كاره رها كردم نه به خاطرِ بد بودنِ كتاب كه به خاطرِ تاثيرِ مهيبی كه بر خواننده می‌گذاشت. خواندنِ داستانِ سرهنگي كه شبانه به دنبالِ بيل و كلنگ براي دفنِ دخترِ اعدام شده‌اش می‌گردد و هم زمان خاطراتِ نابوديِ يك يكِ فرزندان‌اش را مرور می‌كند كارِ هر كسی نيست. ترجيح می‌دهم منتظر بمانم تا نسخه‌ی فارسی منتشر شود و شرحِ وقايع را به فارسی بخوانم.»

مهام میقانی اما از روز حلزون می‌گوید: « امشب خواندن کتاب خانوم زهرا عبدی با عنوان «روز حلزون» را تمام کردم. خانم عبدی چند سال پیش مجموعه شعری چاپ کرده‌اند و این اولین اثر داستانی منتشر شده‌شان است که می‌دانم مدت‌ها در انتظار مجوز بوده‌اند. خواندن این کتاب را برای علاقه‌مندان به رمان فارسی جدا توصیه می‌کنم. لحنی مغتنم و آرام دارد و با نگاهی زیرک اما بدون تفاخر و زیاده‌گویی. از آن دسته از رمان‌هایی است که اگر زیرمجومه‌ی ادبیات زنانه بدانیمشان از این بابت نبوده که چون رخوت، بطالت و هیستری زنانه در آن یافت می‌شود، بلکه با خواندن این کتاب قدرت و شیوایی کلام یک نویسنده ی زن را در می‌یابیم که اگر همین‌طور به نوشتن ادامه دهد تبدیل به یکی از بهترین نویسنده‌های ادبیات معاصر ما خواهد شد. با توجه به این‌که حجم زیادی هم ندارد امیدوارم زیاد خوانده شود و به چاپ دوم برسد.»

علی چنگیزی دل خوشی از رمان‌ها و مجموعه‌های ایرانی این روزها ندارد. او معتقد است کارهایی که این روزها منتشر می‌شوند خوش‌فکر نیستند: «رمان یا مجموعه داستانی که قابل اعتنا باشد نخوانده ام و تقریبا هیچ کدام جذبم نکرده اند. به نظرم کارهای جدید چیزی کم دارند، خوب نوشته شده اند، نویسنده هایشان نوشتن را بلد هستند و از نظر فرم قابل اعتنا هستند، اما خوش فکر نیستند به یک معنا خوب فکر کردن را نمی دانند یا درست نمی دانند که چه گونه فکرشان را در قالب داستان بنویسند. دلیل این موضوع را کارگاه های داستان‌نویسی می‌دانم که خب نوشتن را یاد می‌دهند اما چنانچه هست خلاقیت در میان تولیدات و آموزش هایشان جایی ندارد. به همین دلیل چیز جدید و جذابی برایم نداشته اند.»

ضحا کاظمی از بی‌مترسک علی غبیشاوی نام برده و معتقد است این رمان از بهترین‌های این روزهاست. او برایمان نوشته: « «بی مترسک» نوشته «علی غبیشاوی» در 128 صفحه توسط نشر نگاه منتشر شده است. شاید اسم کتاب و طرح جلد و کیفیت نسبتا پایین چاپ کتاب، زیاد خواننده را به خواندن کتاب ترغیب نکند. اما این کتاب بدون شک یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین کارهای ادبیات داستانی چند سال اخیر است.
رمان«بی مترسک» 5 فصل دارد، دو فصل اول و آخر «روز آخر» نام گذاری شده که در اصل مقدمه و موخره‌ای برای داستان هستند. داستان اصلی کتاب در سه فصل میانی، «شب اول»، «شب دوم» و «شب سوم» بیان می شود. این رمان ساختار روایی ساده و روایتی روان و خوشخوان دارد.
در سطح اول داستان با دو جوان دانشجو مواجه می‌شویم که به دستور استادشان، برای انجام تحقیقات و نمونه‌گیری از خاک منطقه‌ای در خوزستان چند روز در دشت‌های اطراف شهر مشغول گشت و گذار می‌شوند. راوی و دوست دانشجویش رضا، سه شب را در این منطقه می‌گذرانند. هر شب پیرمردی به دیدار آنها می‌آید. پیرمرد که ادعا می‌کند در خرابه‌های روستایی قدیمی به نام «صویله» زندگی می‌کند، داستان‌هایی از گذشته این روستا، تعریف می‌کند.
شیوه روایت داستان‌های پیرمرد به شیوه «نقل کردن» یا telling است. در داستان اول، پیرمرد برخورد مردم صویله را با پدیده برق و در نتیجه ی آن تلویزیون و دیگر دستگاه‌های برقی تعریف می‌کند و شب دوم پیرمرد برخورد صویله‌ای ها را با فوتبال به تصویر می‌کشد. در شب سوم نیز دلایل زوال و نابودی این روستا را روایت می‌نماید.
داستان‌های پیرمرد درباره صویله به سبک رئالیسم جادویی بیان می‌شوند و اتفاقات غریب و جذاب روستای صویله و اهالی‌اش، که شاید به نوعی سمبلی از کل کشور باشد، در فضای آشنا و یا نیمه آشنای جنوب ایران (برای غیر جنوبی‌ها) بسیار خواندنی و دلنشین است.»

یوسف انصاری، از دو رمان خوف شیوا ارسطویی و درخت كج، نوشته‌ی ضیاءالدین وظیفه‌شعاع، نام می‌برد و نمی‌خواهد که توضیح بیشتری دهد. به نظرش این دو اثر بهترین‌های این روزها هستند.

 

 

 

 

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
0 #9 ادبیات‌ما 1392-05-09 21:57
آقا یا خانمی که با اسم "علی مظلومی" کامنت می‌گذارید.
ایمیلی به آدرس ایمیل ثبت شده شما فرستاده شد و متاسفانه برگشت خورد و این نشان می‌دهد که شما از آدرس مجازی استفاده کرده‌اید و احتمال این می‌رود که هویت خود را هم مانند آدرس ایمیل‌تان مجازی باشد.
از آنجایی که تمام اشخاصی که با ادبیات ما همکاری می‌کنند شخصیت‌های حقیقی و قابل شناسایی هستند، رسم انصاف، اخلاق، قانون، انسانیت و... نیست که شما با هویت جعلی ابراز نظر کنید.
هروقت شما و دیگر دوستانی که با نام و آدرس ایمیل غیر واقعی کامنت می‌گذارند تمایلی به فاش شدن هویت خود داشتند، مدیریت این سایت هم تمام کامنت‌های آن‌ها را منتشر خواهد کرد.

با احترام
ادبیات ما
نقل قول
 
 
-4 #8 امیر علی احمدی اصل 1392-05-08 16:47
درست است این آدم هایی که برای این یادداشت انتخاب شده اند اغلب آدم های سن و سال دار و خیلی معروفی نیستن ولی بالاخره چه دوستشان داشته باشیم و چه نه از اهالی ادبیات به شمار می روند. مثلا آقای شکرالهی سالهاست که بسیاری از رمان ها و داستان کوتاه های فارسی را ویرایش کرده اند. اصلا دو کتاب خوبی که سال گذشته به صورت اینترنتی بیرون آمد از سایت ایشان «خواب گرد» بود. آقا دادخواه هم که با این که اصلا کتابش را دوست ندارم هفت یا هشت بار چاپ شده است. همین طور بقیه هم نام آشنا هسن تقریبا. مهام میقانی یک رمان دارد ولی همان یک رمان دست کم دو ماه زندگی من را تغییر داد. گه گاه مقاله و نقد هم می نویسند. پیشنهاد می کنم کتاب «گرمازده» را بخوانید تا قدرت این نویسنده ی به قول بعضی از دوستان یک کتابی را بفهمید. اگر به این نتیجه نرسیدید که شاید این کتاب متفاوت ترین رمان چند سال اخیر است من دیگر حرفی ندارم. کار آقای اسماعیلیون را نخوانده ام و همین طور خانم کاظمی ولی برایشان احترام قائلم. تنبلی، حسادت و خودپسندی انگار ویژگی ماست. همه توقع داریم وقتی صحبت از اهالی ادبیات می شود بیایند سراغ ما و برایمان مهم نیست مثلا خودمان چه کرده ایم در این ادبیات. به نظرم ادبیات ما باید این کار را ادامه دهد و مخصوصا سراغ نویسنده های جوان برود. قدیمی ها مگر چه گلی به سر این ادبیات وامانده زده اند؟
نقل قول
 
 
-1 #7 riyazee 1392-05-07 12:46
چه قدر از این آقای مهام میقانی خوشم می آید. کتابشان هم خواندم و یک سر و گردن از سایر رمان های سال 90 91 بالاتر بود به نظرم (البته شاید من با آن فضاها ارتباط برقرار کرده ام) در میان این نویسنده ها خانم ضحی کاظمی را نمی شمناسم. اسم کتاب های ایشان را می شود بفرمایید که دنبالشون بروم؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانم ضحا کاظمی دو کتاب با عنوان‌های: «كفش‌هاتو جفت كن» و «آغاز فصل سرد» تا به‌حال منتشر کرده‌اند.

با احترام
نقل قول
 
 
+18 #6 سونیا 1392-05-02 17:29
دوستان عزیز سایت ادبیات ما
از سایتی که بنایش ادبیات و فرهنگ است، به هیچ وجه انتظار نمی رود در برابر بدترین نقدها و رادیکا ترینشان از کوره در برود و با همان لحن پاسخ دهد. به گمانم این اتفاق به هیچ عنوان حرفه ای نیست.
نقل قول
 
 
-8 #5 اقبال هاشمی 1392-05-02 16:58
اتفاقا من خوشم اومد از این گزارش. همین که آدم ببینه اهالی ادبیات و نویسنده‌ هایی که بلاخره کتابهاشون رو دوست داریم چه کتابایی رو پیشنهاد می کنند جالب است
مثلا من خودم کتابای آقای اسماعیلیون رو خوندم و وقتی از یه کتاب تعریف می کنن ترغیب به خوندنش می شوم
ضحا کاظمی هم توضیح خوبی درباره بی مترسک داده بود. حداقل من رو قانع کرد و در اولین باری که به کتابفروشی برم مطمئنا تهیه ش می کنم
کیان فتوحی رو قبلا خونده بودن، کار خوبیه
نقل قول
 
 
0 #4 داوود آتش‌بیک 1392-05-02 16:26
در پاسخ به کامنت‌ها لازم می‌دانم به چند نکته اشاره کنم:
1- دوستانی که لطف کرده‌اند و همکاری کرده‌اند بضاعت ادبیات ایرانند.
2- من بارها از واژه‌ی اهالی ادبیات و منتقدین در کنار نویسنده‌ها استفاده کرده‌ام. آقای شکرللهی برای ادبیات ایران زحمت زیادی کشیده‌اند. صاحب یکی از معتبرترین وبلاگ‌های ادبی هستند، از بهترین ویراستارانند و...
3- باند بازی یعنی حمایت از یک گروه یا باند خاص. در این نظرخواهی سعی شده از نویسنده‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت نظرخواهی شود. برای نمونه، آقای یوسف انصاری و جناب سینا دادخواه، بارها در روزنامه‌ی فرهیختگان نگاه ادبی هم دیگر را نقد کرده‌اند. خانم ضحا کاظمی و آقای مهام میقانی اغلب موضعی بی‌طرفانه و متفاوت داشته‌اند و... در پاسخ‌ها هم می‌بینید این تفاوت نظرها را. هرکسی کتابی، رمانی را پسندیده و پیشنهاد کرده.
4- من به عنوان کسی که چندین سال است وقایع ادبی را از نزدیک و با دقت دنبال می‌کنم به تمام کامنت‌گذاران این اطمینان را می‌دهم که این نویسنده‌ها اگر رمانی را توصیه کرده‌اند نه از روی رفیق بازی که بخاطر اعتقاد قلبی آن‌ها به کیفیت آن اثر است.
5- دوستان انصاف را رعایت کنند. درباره‌ی چیزهایی که اطلاع ندارند نظر ندهند. تهمت نزنند. متوهم نباشند.
6- فیس‌بوک پنج میلیون ایرانی دارد. ادبیاتی که فیس‌بوکی‌ها تبلیغ می‌کنند دقیقا یعنی چه؟
نقل قول
 
 
-2 #3 ادبیات‌ما 1392-05-02 15:20
دوستانی که نظر می‌گذارند باید با اسم واقعی و ایمیل حقیقی نظر خود را ثبت کنند
ایمیل‌ها ابتدا چک می‌شود و در صورت گرفتن پاسخ، نظر منتشر می‌گردد.

با احترام
ادبیات ما
نقل قول
 
 
-11 #2 ادبیات‌ما 1392-05-02 15:10
نقل قول کردن غزل:
سید رضا شکراللهی کجایش نویسنده است؟ کدام اثر داستانی یا حتا غیر داستانی را منتشر کرده؟ در این جا هم دست از باند بازی بر نمی‌دارید؟ بعد هم نویسنده‌های مملکت همین چند تا چوان یک کتابی هستند؟ آدم برای نظرخواهی سراغ ضحا کاظمی می‌رود؟! احتمالا دیگران را که روشندل فرض نکرده‌اید؟ مهام میقانی از کجا می‌داند که کتاب زهرا عبدی مدت زیادی در ارشاد بوده جز از این طریق که رفیقش باشد وووو؟ از کتاب رضیه انصاری، اگر حامد اسماعیلیون تعریف نکند، کی تعریف کند؟ اگرچه این باندبازیها هم در نظر خواهی و هم در نظر دادن، کف روی آب است و عملا ربطی هم به ادبیات پیدا نمی‌کند، اما باز هم تاسف بار است


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوست عزیز شما درگیر توهمی شدید هستید. پیشنهاد می‌کنم با اعصاب آرام‌تری نظرات‌تان را اعلام کنید تا حداقل بتوانید قضاوت درستی داشته باشید
اگر مطلب را خوانده بودید می‌دیدید که در تیتر نوشته شده نویسندگان و اهالی ادبیات. مشکل شخصی شما با هر کدام از دوستانی که لطف همکاری‌شان را در این مطلب داشته‌ایم به خود شما و توهمات‌تان باز می‌گردد و تمام این دوستان از نویسندگان و اهالی ادبیات هستند.
این توهم باندبازی دست از سر ما برنمی‌دارد. جالب است که ما هر کتابی را نقد کردیم و یا از هر کسی دفاع کردیم این انگ «باندبازی» بر روی پیشانی‌مان خورده. اگر فقط کمی به فضای ادبی آشنا بودید متوجه می‌شدید که تمام این دوستان فضای شخصی و مورد علاقه خود را دارند و جالب است که تمام کتاب‌هایی که انتخاب کرده‌اند هم متفاوت است! کتاب‌ها حتا ناشر و فضای متفاوتی دارند و شما در کمال ناباوری متوجه نشده‌اید.
اگر نویسنده‌ای اطلاعاتی درباره کتابی دارد و شما ندارید دلیل بر پرت بودن شما از فضای ادبی روز است وگرنه اینکه یک کتاب چند وقت در ارشاد بوده چندان کشف عظیمی نیست که شما این‌طور تعجب می‌کنید و مجدد درگیر توهم می‌شوید.
اهالی ادبیات و نویسندگان دوستان زیادی دارند، همان‌طور که هر کسی در حوزه فعالیت خود تعدادی دوست و همکار دارد که با آن‌ها در ارتباط است. حال تعداد زیادی از دوستان کتاب چاپ می‌کنند و در این بین فقط تعدادی از کتاب‌ها به نظر بهتر و مورد تایید می‌آیند و باید یاد بگیریم که مسائل ادبی را مسائل شخصی و توهمات همیشه‌گی جدا کنیم چون با این وجود اگر نویسنده از هر کتاب دیگری هم خوشش می‌آمد باز بودند کسانی که علاقه او را به هزار چیز نسبت بدهند و همه‌جوره او را به رفیق‌بازی و باندبازی محکوم کنند.
دقت کنید به ادبیات و استدلال‌هایی که داشته‌اید! این استدلال‌های شما ربطی به ادبیات دارد؟ ابتدا برای خودتان متاسف باشید و بعد فکری به حال ادبیات بکنید.

این جوابیه از آن‌جایی طولانی شد که پاسخی باشد به تمام توهماتی از این دست که سال‌هاست اهالی ادبیات را مورد حمله قرار داده و خواهد داد. واضح است که وجود چند انسان مریض -حتا اگر تعدادشان زیاد باشد!- هیچ تاثیری بر روند کار ما و چیزی که به آن اعتقاد داریم ندارد.
اگر دوستی تمایل به پاسخ و ایجاد گفتمان دارد حتمن با نام و ایمیل معتبر پیغام بگذارد چون در غیر این صورت مورد تایید قرار نخواهد گرفت.
نقل قول
 
 
0 #1 غزل 1392-05-02 12:20
سید رضا شکراللهی کجایش نویسنده است؟ کدام اثر داستانی یا حتا غیر داستانی را منتشر کرده؟ در این جا هم دست از باند بازی بر نمی‌دارید؟ بعد هم نویسنده‌های مملکت همین چند تا چوان یک کتابی هستند؟ آدم برای نظرخواهی سراغ ضحا کاظمی می‌رود؟! احتمالا دیگران را که روشندل فرض نکرده‌اید؟ مهام میقانی از کجا می‌داند که کتاب زهرا عبدی مدت زیادی در ارشاد بوده جز از این طریق که رفیقش باشد وووو؟ از کتاب رضیه انصاری، اگر حامد اسماعیلیون تعریف نکند، کی تعریف کند؟ اگرچه این باندبازیها هم در نظر خواهی و هم در نظر دادن، کف روی آب است و عملا ربطی هم به ادبیات پیدا نمی‌کند، اما باز هم تاسف بار است
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی