پرینت

چرا مهمانیِ «رونمایی» جای جلسه‌ی نقد را گرفته است؟ - حسین ایمانیان

نوشته شده توسط حسین ایمانیان. Posted in یادداشت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

بُرش‌های کوتاه - یک
آئینِ سترونی، نمایشِ بی‌چیزی
چرا مهمانیِ «رونمایی» جای جلسه‌ی نقد را گرفته است؟
حسین ایمانیان

(این مطلب پیش‌تر به‌صورت ناکامل در روزنامه اعتماد 27/9/92 منتشر شده است.)

چرا این‌قدر «جلسه‌ی رونمایی»، و نه جلسه‌ی نقد؟ جدا از بازار، خودِ آثارِ هنری و مؤلف‌شان، و نیز حاضرینِ جلسه‌ها، چه‌چیز عایدشان می‌شود از رونمایی؟ باب‌شدنِ مهمانی‌های فرهنگیِ‌ فوق، و انقراضِ آن دیگری، چه نسبتی دارد با بی‌مایه‌گیِ فراگیرِ کتاب‌ها یا امتناعِ تولیدکننده‌هایشان از روبه‌رویی با نقد؟ این‌که اوضاعِ نقدِ ادبیات و هنر در این‌جا و اکنون، اوضاعِ خوبی نیست، حکمی‌ست که خلافش را از کم‌تر کسی می‌توان شنید؛ هرچند هیچ توافقی درباره‌ی معیارهایِ نقدِ خوب وجود ندارد، اما همه‌گان بر این باورند که تولیداتِ قلمی و هنری در مملکتِ ما چنان‌چه بایسته‌ست زیرِ تیغِ نقادی نمی‌روند و در روزه‌گارِ تولیدِ انبوه و اشباع‌شده‌گیِ فضاهایِ فرهنگی، نه‌تنها سره از ناسره مشخص نیست، که سکوتی گورستانی حکم‌فرماست به ضررِ آثارِ مایه‌ور، و به این ترتیب، به نفعِ آن‌ها که روابطی دارند با اصحابِ رسانه و اهالیِ بازارِ فرهنگ. از حرف‌های کلیشه‌ای مبنی بر نقدناپذیریِ نهادینه در فرهنگِ ما ایرانیان اگر فارغ شویم، ریشه‌های این مسأله را در دو لایه‌ی مختلف می‌توان بررسید: نخست، فقدانِ نظریه و سنت‌های انتقادیِ اصیل و این‌جایی، و بعد نبودِ نهادهایی که بسترِ لازم را برای تولیدِ منتقد و جستار‌های انتقادی مهیا کنند؛ دقت بر عواملِ مذکور جایش این یادداشت نیست اما همین‌قدر اشاره شود که اولی را می‌توان حاصلِ‌جمعِ دو گسستِ عمده دانست: یکی از نوعِ معرفت‌شناختی که بینِ نقدها و نظریاتِ ترجمه‌شده در دورانِ معاصر به وجود آمده، و آن‌چه پیش‌تر در حوزه‌ی تمدنیِ اسلامی به دست آمده بود؛ و دیگری بینِ تکثرِ کم‌عمقِ گرایش‌های عمومن لیبرال، و صدالبته وارداتیِ نقدونظرِ بیست‌سالِ اخیر و جریانِ نقدِ ضداستعماری و البته چپ‌گرایی که در دو دهه‌ی پیش از انقلاب شکوفا شد و می‌رفت تا یک سنّتِ انتقادیِ دامنه‌دار تولید کند. موضوعِ بحثِ ما اما، نه سویه‌ی نظریِ کردوکارِ نقادی، که اشاره به دلایلِ سخت‌افزاریِ قلّتِ نوشتارِ انتقادی از یک‌سو، و سترونی، بی‌انسجامی و اخته‌گیِ‌ اندک نقدهایِ تولیدی، از سوی دیگر، است. طبعن فقدانِ آکادمیِ نقد و هم‌چنین نبودِ نشریاتی که توانایی و دغدغه‌ی فضاسازی برای تنفسِ گفتمان‌های نقادی داشته باشند، پیش‌تر از هر موردِ دیگری به ذهن می‌رسد؛ اما صرفِ کوبیدن بر طبلِ چنان فقدان‌هایی، و دست‌شستن از پیشنهادنِ راهکارهایی عملی برای مقاومت درمقابلِ استمرارِ وضعِ موجود، دقیقن همان بی‌کاری‌ای‌ست که همه‌گان مشغولِ آن‌اند. شک نباید داشت که کاروبارِ نقدِ هنر و ادبیات در مملکتِ ما هرگز با همتِ معدودی منتقدِ بی‌خبر از یک‌دیگر، و با نوشته‌شدنِ گه‌گاهیِ تعدادی مقاله و کتابِ جزیره‌ای، متحول نمی‌شود؛ می‌بایست در دو جبهه‌ی مجزا اقدام‌هایی جمعی را سامان داد: نخست تشکیلِ حلقه‌هایِ انتقادیِ هم‌سو برای مطالعه، پژوهش و نقادیِ دامنه‌دار و پی‌گیرِ آثارِ منتشره، که اعضا و گرایشِ نظریِ مشخصی داشته باشند؛ و در مرحله‌ی بعد، جمع‌شدنِ حلقه‌هایِ فوق در تشکلی صنفی مثلِ «کانونِ منتقدانِ ادبیات»، و عینن در مدیوم‌های مختلفِ هنری. آن‌گاه نهادهایِ فوق تنها صاحبانِ ‌صلاحیت خواهند بود در سیاست‌گذاری و اداره‌ی نشریات و دیگر مجراهایی که می‌بایست میان‌جیِ مواجهه‌ی جامعه باشند با آثارِ هنری؛ و هم ایشان‌اند خوراک‌دهنده‌ی حقیقیِ ذوق و شناختِ مخاطب‌های هنر و ادبیات، نه بازار و مستخدمینش، مشابهِ آن‌چه امروز حکم‌فرماست. یکی از نمودهای فراگیریِ رویکردِ بازاری در روزگارِ ما، همین رونق و فراگیریِ جلساتِ «رونمایی»ست؛ این موضوع نشان‌گرِ روی‌گردانی از برگزاریِ جلسه‌ی نقد است. بی‌درنگ فرهنگ‌پیشه‌گان خواهند گفت رونمایی به‌کلی چیزِ دیگری‌ست و محضِ معرفی و «تبلیغ»ِ اثر است، و فرق می‌کند با جلسه‌ی نقد که ممکن است نافیِ ارزش و کیفیتِ آن باشد؛ پاسخ این‌که تیراژِ هزارتاییِ کتاب‌ها از سویی، و تفاوتی که یادداشتِ حاضر فرض می‌گیرد بینِ ادبیات و محصولاتِ صنعتِ فرهنگ‌سازی، از سوی دیگر، باید مجاب‌مان کند تا بیش‌تر دغدغه‌ی احیایِ نقادی را داشته باشیم و شکستنِ سکوتِ گورستانی در حوزه‌ی نقد، و نه رونقِ کسب‌وکارِ ناشران را. جلسه‌ی رونمایی مناسکی‌ست مطلوبِ خبرسازیِ فرهنگی، هم صفحه‌پرکن‌های مطبوعات را خوش می‌آید و هم سخنرانی‌های بداهه را؛ مهمانیِ لوکسی‌ست که عده‌ای را دورِ هم جمع می‌کند و تعدادی‌شان مشتی تعارف و توصیفِ کلیشه‌ای به مؤلف قرض می‌دهند؛ جلسه‌ی نقد اما، برآمده از کارِ دو-سه منتقدِ حرفه‌ای‌ست که به کتاب اندیشیده‌اند و متنی برای سخنرانی‌شان آماده کرده‌اند. اولی نوعی خاله‌بازیِ بی‌خطر است، خوش‌آیندِ کوتوله‌ها، کاسب‌ها و آن‌هایی که نه حرفی برای گفتن دارند و نه گوشی برای شنیدن؛ دومی اما، مجالی‌ست برای تنفسِ کنشِ انتقادی و امکانی درجهتِ شکل‌گیریِ بحث و جدلِ فنی، و البته تولیدِ فکر و برآمدنِ پرسش. شما در کدام‌یک شرکت می‌کنید؟


سه‌شنبه 26 آذرماه 1392

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی