پرینت

خصایل و فضایل

نوشته شده توسط سهند آقایی. Posted in یادداشت‌های در حاشیه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

خصایل و فضایل
سهند آقایی

 

بحثِ بنده در این یادداشت بر سرِ یکی دو پاره‌ی مقاله‌ی «قهرمان زندگیم، استاد افشار» است؛ مقاله‌ای که آقای مهران افشاری در بابِ مرحوم ایرج افشار نوشته‌اند و در پیوستِ کتابِ «عشق و شباب و رندی» آمده‌است و چنانکه آقای افشاری مولّفِ این کتاب فرموده‌اند، این مقاله اول‌بار در مجله‌ی جهان کتاب(شماره‌ی اردیبهشت 1390، ویژه‌نامه‌ی مرحوم افشار) منتشر شده‌است.
و امّا بنده همین چند ساعت پیش داشتم این مقاله را می‌خواندم و همینطور می‌خواندم تا رسیدم بدانجا که: «مرحوم فریدون مشیری تاکنون تنها شاعری است که برنده‌ی جایزه‌ی موقوفاتِ دکتر افشار یزدی شده است. یک شب از استاد افشار پرسیدم که از شاعرانِ معاصرِ ایران چرا فقط مرحوم مشیری توفیق یافته است که جایزه‌ی دکتر افشار نصیبش شود، استاد افشار فرمود: چون در روزگاری که بیشترِ شاعرانِ نوپردازِ معاصر گرایش‌های چپی و کمونیزمی داشته‌اند، مشیری تنها شاعری بود که چنین گرایشی نداشت و شعرش رها از چنین گرایش‌ها بود و خود شاهد بوده‌ام که در خارج از ایران چقدر شعر مشیری مورد توجّه و نافذ بوده و طرفدار داشته است»(عشق و شباب و رندی، صص2-221). در نگاهِ اول، اگر خیلی هم اهلِ پیله‌کردن و به‌اصطلاحِ این روزها «گیر‌دادن» نباشیم، از علّتِ مرحوم افشار ناظر به «چپی» بودنِ شاعرانِ معاصر شگفت‌زده خواهیم‌شد، گویی که ایشان شاعر را با گرایش‌های راستی می‌خواهند و از قضا همین‌طور است. چنانکه با عقلِ بنده کاملن جور درمی‌آید که آدم روزنامه نخواند و درکِ چندانی هم از گرایش‌های به قولِ ایشان چپی نداشته باشد و شاعرِ موردِ علاقه‌اش پیرمردی باشد مهربان و به زعمِ ایشان ضدِّ گرایش‌های چپی یا اصلن چپی و راستی؛ باری، آنجا که گفتم ایشان روزنامه نمی‌خواند، اشاره‌ای داشتم به این کلمات: «در خانه‌ی او نشانی از رادیو و تلویزیون و ماهواره و حتّی روزنامه نمی‌یافتی. اهل کامپیوتر هم نبود»(همان، ص217)، و بنده سال‌ها پیش عینِ این کلام را از رفیقِ دیرینه‌ی استاد افشار، یعنی استاد شفیعی‌کدکنی در کلاسِ حافظِ ایشان شنیده‌ام. ایشان نیز به روزنامه‌ نخواندن و تلویزیون نداشتن افتخار می‌کردند، حال‌آنکه بنده در یادداشتی که بر کتابِ «با چراغ و آینه» نوشتم، عرض کردم که این‌چنین چیزها را چندان اعتباری نیست، و حالا می‌گویم: مرد آن است که روزنامه هم بخواند، تا به شعرِ فریدون مشیری فقط برای آنکه او به قولِ ایشان «چپی» نبوده‌است و در خارج مخاطب داشته، جایزه ندهد، و با این همه، مال نزدِ صاحب‌مال است و ما هم بخیل نیستیم. مقصودِ بنده با نهایتِ احترام به ساحتِ علمیِ ایرج افشار و محمدرضا شفیعی‌کدکنی، این است که خبر نداشتن از آن «بیرون»، شرطِ مروّت نیست برای هر اهلِ قلمی، حتّا اگر او در کنجِ خانه‌اش تنها به‌تصحیح و گردآوری و فهرست‌نویسی و اینها مشغول باشد.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی