پرینت

نگاهی به زندگی و آثار اسماعیل فصیح-امین علی‌اکبری

نوشته شده توسط امین علی‌اکبری. Posted in یادداشت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

هدف : زندگی کردن و نوشتن!
نگاهی به زندگی و آثار اسماعیل فصیح

صحبت از اسماعیل فصیح که می‌شود – هرچند متاسفانه این اتفاق به ندرت می‌افتد – ذهنها و زبانها می‌روند سمت بحث‌های ثابت و کلیشه‌شده‌ای مثل ادبیات عامه‌پسند و نخبه‌گرا و تفاوت‌های این‌ها و ارزش‌گذاری بر روی این دسته‌بندی‌ها! اینکه مثلاً فصیح نویسنده‌ای عامه پسند بوده که گه‌گاه خودش تمایلاتی روشنفکرانه هم داشته و همین تمایلات محتوای آثار او را به سمتی برده که قشر اندکی از خوانندگانِ طیف روشنفکر را هم به سوی خودش جلب کرده است. تمایلاتی که در آثار او در قالبِ شخصیتهایی بعضاً روشنفکر، سکولار، مرفه و یا حتی سرخوش، نمود پیدا می‌کنند، یا حتی در نشانه‌هایی مثل کتاب‌های خاصی که شخصیت‌های داستانِ او در دست دارند و می‌خوانند و این کتاب‌ها را می‌شود در دسته کتاب‌های طیف  روشنفکر و نخبه  جای داد، یا حتی مهمتر از این‌ها، نگاهی که این نویسنده در داستان‌هایش به مسائل مختلف دارد، که نگاهی متفاوت است و حتی گاهی از سوی عده‌ای به نگاهی غرب‌زده متهم  شده است. همه‌ی این‌ها مواردی هستند که فصیح و آثارش را در دو راهی عامه پسند و نخبه‌گرا معلق نگه‌داشته‌اند، اما اسماعیل فصیح که بوده و چه آثاری از خود بر جای گذاشته است؟
در 2 اسفند 1313 در محله‌ی درخونگاه تهران، در خانواده‌ای عیال‌وار و پرجمعیت متولد می‌شود، در نوجوانی تحصیلاتش را ادامه می‌دهد و زبان یاد می‌گیرد و بعد هم در آزمون اعزام دانش‌آموزان به خارج از کشور پذیرفته می‌شود و راهی دیار فرنگ! در آنجا در دو مقطع تحصیل می‌کند، یکی کارشناسی شیمی و یکی هم کارشناسی ادبیات انگلیسی. ازدواج، اتفاقی‌ست که نقطه‌ی عطفی می‌شود در زندگی و آثار فصیح  و  در تمام داستان‌های او رد پای خود را باقی می‌گذارد، با شخصی به نام "آنابل کمبل" ازدواج می‌کند، پس از مدتی، هنگام تولد فرزندش، همسرو نوزاد در هنگام وضع حمل از بین می‌روند و این شاید به گواه حرف‌های فصیح در قالب شخصیت‌های داستان‌هایش، تلخ‌ترین اتفاقی باشد که در زندگی او می‌افتد.
وقتی پس از سالها به ایران برمیگردد  ،کتاب اولش "شراب خام"  آماده‌ی انتشار است و توسط انتشارات فرانکلین به دست  چاپ سپرده می‌شود. بعد هم خود فصیح به اهواز می‌رود و در شرکت نفت مشغول به کار می‌شود. همچنین کلاس‌های مختلفی هم در دانشگاه اهواز در جایگاه استاد برگزار می‌کند.او مجدداً ازدواج می‌کند و این ازدواج تا پایان عمر او پایدار می‌ماند.
فصیح اهل مصاحبه و گفتگو و شرکت در محافل ادبی و شب‌نشینی‌های گروهی نبود، منزوی بود و گوشه‌گیر و ساختاری را برای خودش تعریف کرده بود که زندگی کردن و نوشتن، پایه‌های اصلی این ساختار بودند و تا پایان عمر هم از این ساختار برنگشت، تنها مصاحبه‌ای که از او در دست است، مصاحبه‌ای‌ست که علی دهباشی با او انجام داد و در اوایل دهه هفتاد در مجله "کلک" منتشر کرد.
از آثار مهم او می‌توان به "شراب خام"، "درد سیاوش"، "زمستان 62" و "ثریا در اغما" اشاره کرد. آثاری که هرکدام بخشی از تاریخ معاصر این مملکت را – هرچند کمرنگ و گاه در لفافه‌ی ایهام و ابهام – در خود نمایان دارند، آثاری که هرکدام از آنها در دوره‌های خاص با برخوردهای متفاوت  مواجه شده‌اند، گاه مورد غضب قرار گرفته‌اند و مثل "زمستان 62" هشت سال در محاق توقیف مانده‌اند، و گاه مثل "ثریا در اغما" اسیر برداشت‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون و پیرو آن، همزاد پنداشتن شخصیت اصلی داستان (ثریا) با گروه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف! اما یک نکته هم در مورد آثار او قابل توجه است،تیراژ آثار فصیح در چاپهای مختلف ارقام عجیبی را نشان می‌دهند، آثاری که از تیراژهای چند ده هزاری سود می‌برده‌اند، حال آنکه ما امروز در وضعیتی هستیم که یک اثر با تیراژ هزار و پانصد نسخه، روی دست انتشارات می‌ماند، هر چند در مورد فصیح این مسئله را هم می‌شود بسط داد به بحث ادبیات عامه و آن را گواهی دانست بر این که آثار فصیح بیشتر عامه‌پسند بوده‌اند تا نخبه‌گرا!
اسماعیل فصیح زیاد نوشت و آثار فراوانی از خودش به جا گذاشت، اما چه او را از طیف عامه و چه از طیف نخبه بنامیم، خواندن آثارش خالی از لطف نیست و حتی از کنار بعضی از آنها نمی‌شود به راحتی گذشت، آثار او مثل مُسَکِن و آرام‌بخشی می‌ماند که مرهم دردها و زخم‌های ناشی از روبرو شدن با آثار سخت و سنگین و با دغدغه‌ی ادبیات هستند، این مرهم ارزشمند است، وقتی آدم را آرام می کند و درد را می‌کاهد، ارزشمند است!
زندگی اسماعیل فصیح در 25 تیر 1388 پایان یافت!

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی